روحانیت در ایران نه تنها حکومت را به مردم باخته‌، بلکه از اسلامیت آن هم دیگر خبری نیست

زمانی روح الله خمینی گفته بود اگر این بار اسلام در ایران سیلی بخورد، پانصد سال دیگر هم کسی سراغ اسلام را نمی‌گیرد و ما همه باید دممان را روی کولمان بگذاریم و از این دیار نفت خیز بار سفر ببندیم.
روحانیت در این دو سال اخیر که شاهد اعتراضات و اعتصابات مکرر به ویژه در آبان 98 بودیم، بدجوری از مردم ایران سیلی خورده است سیلی سختی که عمامه‌اش هفتاد فرسخ آنورتر افتاده و جای سرخ و کبود این سیلی از سیمای فرتوت شده‌ی سیدعلی خامنه‌ای کاملا پیداست.
این ضربه‌ی جانانه بر اعمال و کردار و گفتار همه‌ی روحانیت مبارز و غیر مبارز و کلاش و فراش و کت شلوار پوش و طلبه اونیفورم پوش و نوچه‌های لندن نشین و پی پی سی و چپول‌های حامی رژیم اثر گذاشته و تمام اسلامیت حکومت در رسوایی‌های فراوان فساد رنگ باخته است.
به عبارت دیگر: غلط زیادی کردن آخوندها و دخالت در سیاست، یکسره آبرویشان را برده، دل‌هایشان را از معنویت و عطوفت خالی کرده و رنگ و صفایی که یک زمان در نزد مردم داشته، از عبا و عمامه و لباده‌ی آنها زدوده است.
ماه ها باید که تا یک مشت پشم گوسفند
زاهدی را خرقه گردد یا حماری را رسن
قرن‌ها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب
لعل گردد در بدخشان یا عقیقی در یمن
روحانیون و روحانیت، حکومت را باخته که هیچ، آبروی خود را بر باد داده و بدجوری توی دست و بال مردم ظلم زده و آخوند گزیده گیر افتاده است.

نیمه شبی مرد قزوینی صدایی شنید و برخاست به جستجو و بالاخره دزد جوانی را که می‌خواست فرار کند، گیر انداخت و ضمن ابراز خوشوقتی از این موهبت بادآورده به او گفت: بالام جان نه راه پس داری و نه راه پیش، فقط دو تا کف دستت را بذار روی دیوار تنبانت را هم پایین بکش و توکل به خدا کن.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
1 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها