روزهای سخت ایرانیان، افشین افشار

بعد از قتل‌های زنجیره‌ای زمانی که نیروهای وزارت اطلاعات دیدند چگونه ملایانی که دستور قتل را صادر کرده بودند با پستی و بزدلی هر چه تمامتر خود را کنار کشیدند، در مقابل مردم دست فلج خود را نشان دادند و با ذلت و خواری و آه و زاری و اشک خود را بیگناه معرفی کردند و با بیشرمی نیروهای وزارت را که فقط بدستور مافوق عمل کرده بودند مزدور و جاسوس خارجی قلمداد کردند و در واقع نشان دادند که حتی فاقد مختصر آبرویی هستند که مدعی‌اند و نیروهای وزارت اطلاعات را قربانی کردند، دیگر نیروهای اطلاعاتی که غالبا از بچه‌های قدیمی جبهه و جنگ بوده و مثل اکثر آدمهای شریف و مؤمن مملکت شرافت و ایمانشان را در مکتب پهلوی آموخته بودند برای رضای آخوندها آدم نکشتند. از طرفی کار ملایان در هر زمانی جز با آدمکشی پیش نمی‌رود. پس سازمان حفاظت و اطلاعات سپاه را برپا کردند. در هر جایی که نیاز به کشتن آدمهاست برای ارتباط مستقیم بین سائورون و نیروهای نظامی، یک ملای روانی و بیمار، ملایی با روحی تیره و تباه را در نظر گرفتند. آدمهایی مانند برادران طائب و محسنی اژه ایی، فلاحیان، حسینیان، هر جا که نیاز به کشتن باشد احضار میشوند.

ریزش‌ها در سازمانهای نظامی و امنیتی آدمهایی هستند که متوجه شده‌اند کشتن هموطنانشان برای رضای ملایان کاری بر خلاف شرافت و دین است، رویشها نیروهای جدیدی هستند که غالبا جوان بوده و در مرداب آلوده حکومت اسلامی نشو و نما یافته‌اند، نه میدانند ایمان چیست و نه درکی از میهن دارند. تازه از راه رسیده‌اند و دریافته‌اند با آدمکشی میتوانند به نان و نوایی برسند، که البته بزودی خونهای ناحق دامنشان را خواهد گرفت. بزودی مردم هم با سنگر گرفتن بالای بلندیها و به اشکال مختلف با اینگونه نظامیان به مقابله برخواهند خواست. هیچ حکومتی نیروهای نظامی را که فرزندان مردمند و حقوقشان از پول مملکت است و دلیل وجودیشان دفاع از مردم است به بالای ساختمانها نمی‌فرستد که با پستی تیر به سر و سینه مردم بیدفاع بزنند آنها را بکشند و بعد هم با بیشرمی و بزدلی ویژه آخوندی آنرا به خارجیها نسبت دهند. ماجرا بزودی تلخ و تلخ تر خواهد شد. شما بچه‌های ما را با تیر میزنید و جسدشان را در رودخانه میاندازید؟ دختران ما را میدزدید و به آنان تجاوز میکنید، آنانرا میکشید و جسدشان را میسوزانید؟ بسیار خوب، ما هم میدانیم شما کجا زندگی میکنید و اهل و عیال و بچه‌ها و پدر و مادر و برادر و خواهر شماها را میشناسیم، ما هم به کمین خواهیم نشست و آنها را خواهیم کشت، ما هم خانه و زندگی شما را آتش خواهیم زد. ماجرا بزودی تیره تر و تیره تر خواهد شد. مردمان در هر محله ایی یکدیگر را میشناسند میدانند چه کسی بسیجی و سپاهی است، میدانند چه کسی اهل مسجد معمولی و چه کسی اهل مسجد آدمفروش است. مردم در کنار هم زندگی میکنند و نیروهای وابسته به ملایان را میشناسند. بزودی هر کسی که خود را سپر بلای ملایان بکند با جان خود و تمام ایل و تبارش بازی کرده است. خشم کور توده تحقیر شده گرسنه بینوای دردمند بی پناه بدون فریادرس بزودی به شکلی که انقلاب نامیده میشود، بسیار سریع و بسیار خروشان و بسیار شعله ور بروز خواهد کرد. بزودی معترضان حق خواه دیگر به نیت بازگشت از خانه‌ها بیرون نخواهند آمد، آنان از خانه خارج خواهند شد به نیت مرگ، آنان قبل از خروج از خانه با زمین و زمان، با گذشته و آینده، با همه خاطرات خوب و بد وداع خواهند کرد. «ما لشکر آدمهای به آخر خط رسیده، ما خیل گشنه هاییم که دیگه دلیلی برای برگشتن به خونه هامون نداریم. ما دیگه از برگشتن به خونه خجالت میکشیم ما نمیخواهیم دیگه به این شکل زنده باشیم. ما برای مردن بیرون اومدیم، والبته کشتن. هر کسی رو که لازم باشه میکشیم، همونطور که تک تیراندازای شما هر کسی رو که خوششون بیاد با تیر میزنن کله شو میترکونن» دیالوگها، مونولوگها، شعارها و اعمال آدمهای بیچاره و بدبخت آماده مرگ و کشتن در هر دوره ایی و هر جایی تقریبا شبیه هم است.


• نیروهای نظامی برای اینکه نشان دهند از مردم هستند، برای جلوگیری از بروز یک جنگ داخلی قریب الوقوع، برای دفاع از آینده فرزندان و نوادگان و سایر هموطنانشان و برای آینده مام وطن باید‌ مانند یک نظامی ایرانی رفتار کنند. جان بر کف. میتوانند از حذف برادران طائب بعنوان چهره‌های شاخص و تأثیرگذار و بعد هر آخوندی در محدوده پادگانها شروع کنند. سازمانی بنام عقیدتی سیاسی در محدوده‌های نظامی نباید وجود داشته باشد. آن فرد نظامی که برای یک ملا، که هیچ درکی از درجه و سلام نظامی و مناسبات نظامیگری ندارد پا می‌چسباند و دست به سر می‌برد، درجه‌هایش را باید پشت شلوارش روی باسنش بچسباند نه روی دوشش، او با خبردار ایستادن مقابل یک ملا، که حتی سربازی هم نرفته و سرسوزنی از نظامیگری نمی‌داند، به خود، به درجه‌اش، به سایر همقطاران نظامی‌اش و مهمتر از همه به پرچمش که نماد تمام مردم و سرزمین‌اش است، مردمی که بخاطر حفظ جان و مال و ناموس آنها در این لباس است و سرزمینی که حقوق و نان زن و بچه‌اش را میدهد، و همه اینها برای ملایان هیچ اهمیت و ارزشی ندارد، بی احترامی کرده است.


• اسلحه‌ای که از اموال مردم ایران است و به کمر آنهاست برای دفاع از خود است. دفاع از امنیت خود، شرافت خود، عزت خود، ناموس خود و آبروی خود، دفاع از (خود) شروع میشود. ملایان اکنون بزرگترین عامل تهدید تمام مؤلفه هایی هستند که مایه سربلندی یک نظامی است. حذف ملایان از محدوده‌های نظامی و پادگانی در این راستا وظیفه شرعی و ملی هر نظامی متعهد و باشرافتی است، برای جلوگیری از جنگ داخلی و خونریزیهای بی پایان در آینده نزدیک، ممکن است در پی آن مرگ فرا برسد، ولی مگر یک نظامی از مرگ می‌هراسد؟ مگر از روز اول کسانی که، در هر سرزمینی، این لباس را بر تن کرده‌اند اعلام نکرده‌اند که حاضرند در راه مردم و میهنشان از جان بگذرند؟ یا دروغ گفته‌اند؟ یک نظامی که با وجود بر تن داشتن لباس نظامیگری از مرگ می‌هراسد در واقع شایسته پوشیدن یونیفورم نظامی نبوده است. یک شیاد نان به نرخ روز خور از جنس همان ملایان است. برای حذف آلودگی، نکبت و تعفنی بنام ملایان حتی میتواند برنامه ریزی کند و کار را بدون مشکل انجام دهد. مرگ در راه حق و در راه ایران عین عزت است. نام نیک، دعای خیر و خدابیامرزی چیزی است که از زندگی در دنیا به شما خواهد رسید، همچون رضا شاه و محمدرضا شاه، بر خلاف خمینی و خامنه ایی که جز لعنت و نفرین نصیبی ندارند، و بر خلاف مردم عادی مانند ما که میآیند و میروند و فراموش میشوند. آیندگان این ملک سربلندی و افتخار را برای شما و بازماندگان شما در نظر خواهند گرفت. باد خاک شما را با حرمت در پهنه ایران جابجا خواهد کرد. هر نظامی که به خدا و آخرت ایمان دارد و خود را در قیامت پاسخگو میبیند باید برای حذف ملایان اسلحه خود را مسلح کند. شرافت و مردانگی، ایمان و دین در گرو حذف ملایان از محدوده قدرت و نظامی گری است. نان زن و بچه اتان از ایران است و قسم خورده‌اید حافظ منافع ایران باشید. نظامیان ایران اکنون سزاست که در مقابل خدا و مردم ایران (وفای به عهد) را بجا بیاورید، نشان دهید شایستگی و لیاقت پوشیدن لباس یک نظامی ایرانی را داشته‌اید. لباس آریوبرزن، لباس سورنا، لباس بابک، لباس یعقوب لیث، لباس رضا شاه، لباس محمدرضا شاه و لباس تمام آنانی که برای ایران با زندگی وداع کردند.


• هر شخص یا گروهی در این روزهای سرنوشت ساز پرچمی غیر از پرچم ایران را بالای سر ببرد در زمین ملایان بازی میکند و از ملایان به ایران دشمن تر است. آنان با اینکار مردم را در ادامه مبارزه دچار تردید میکنند، البته آخوندها هم به این امر واقفند و در بسیاری موارد به آنان پر و بال میدهند. مادر پویا بختیاری آذری است و پدرش بختیاری است. نیروهایی که مشروطه را برپا کردند اینبار نزدیکتر از همیشه، زیر یک سقف، سقف بلند و مقدس ایران، با در دست داشتن پرچم ایران، خون فرزندان خود را از ملایان پست فطرت طلب خواهند کرد.


• برای جلوگیری از هرج و مرج و وارد شدن خسارت به مام میهن همگان باید بدانند پرچم زنده، ایران سخنگو، نماد روح و جسم و جان تمام ایران پادشاه است. هر کسی چه نظامی چه غیر نظامی باید بداند که سرباز شاه است. اینگونه اتحاد و همدلی شکل میگیرد و از تفرقه و سردرگمی جلوگیری میشود. افراد مقابل هم قرار نمیگیرند، بساط فرصت طلبی و دکان منفعت طلبی تخته میشود. منافع شخصی و گروهی ملاک عمل قرار نمی‌گیرد. همه میدانند در نهایت باید به یک نفر که نماد تمام ایرانیان است پاسخگو باشند.


• اسرائیل هم در این روزهای سخت از جاسوس بازی و دزدیدن کاغذ و مدرک و هوا کردن آن مگسهای آهنی که با هزار دوز و کلک و ننه من غریب بازی از آمریکایی‌ها تلکه کرده و کشتن ایرانیان نظامی خودداری کند، پرنده سنگین بالی اکنون در عرصه در حال برخاستن از خاکستر است، عرض خود مبرید و زحمت ایشان مدارید. خدا شاهد است اگر زنده از معرکه آخوند خارج شدیم جای بنی اسرائیل بر سر و بر چشم ماست. عجالتا کونتان را زمین بزنید مثل بچه آدم یک گوشه بنشینید، توی دست و پا نپلکید ببینیم چه خاکی باید بر سر کنیم.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
3 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها