روند نزولی کیفیت سیاستمداران

اگر به سیاستمداران پیشین در عرصه جهانی نگاهی بیاندازیم و آنها را با سیاستمداران حال حاضر مقایسه کنیم می بینیم که در گذشته ، سیاستمداران اکثرا افرادی خلاق، باکیفیت و تاثیرگذار بودند. مثلا شما مارشال دوگل در فرانسه را با امانوئل مکرون ریقو مقایسه کنید، مارگارت تاچر را با همین بوریس جانسون بی خاصیت مقایسه کنید، در خاورمیانه انورسادات و محمد رضا شاه را با رهبران فعلی این کشورها مقایسه کنید، تقریبا در همه جا می بینید آدمهای بااستعداد و تاریخ ساز قدیمی جای خود را به مشتی سیاستمدار بی خاصیت اما مردم فریب داده اند.

بنظر شما دلیل یا دلائل این کاهش کیفیت سیاستمداران چیست؟

بنظر من یکی از دلائل این وضعیت، نحوه به قدرت رسیدن افراد در عرصه سیاسی است. در قدیم، زمامداران اکثرا و نه همه، از مراحل پایین شروع میکردند و بالا می آمدند و در این بالا آمدن و سپری کردن مراحل رشد و ترقی، فقط افراد خاص و استثنایی موفق میشدند تا حریفان خود را کنار بزنند. مثلا چرچیل را ببینید. از پایین شروع کرد. حتی هیتلر هم از رده های پایین ارتش شروع کرد و به بالا آمد.

رضا شاه خودمان را ببینید، هزاران نفر همتای او سرباز و یا قزاق بودند اما فقط یکنفر مثل او بود که با لیاقت توانست سردار سپه شود یعنی استعداد، کاردانی و لیاقتش باعث ترقی و رشد او به عرصه بالای زمامداری و سیاست شد و نه تبلیغات رسانه ها.

حالا شما مقایسه بکنید با رهبران سیاسی خیلی از کشورهای جهان که رسانه های آزاد دارند و افراد از طریق انتخابات برگزیده میشوند. اکثر این افراد نه بخاطر استعداد خارق العاده شان و یا لیاقت و کاردانی بینظرشان رشد می کنند بلکه ورودشان به عرصه سیاسی و مدیریت کلان اجرایی و تصمیم گیری مدیون رسانه ها و تبلیغات آنهاست.

قبلا در کانادا ما نخست وزیران بسیار لایقی داشتیم که هریک به سهم خود برای این کشور پهناور اقدامات مهمی را انجام دادند و زیرساختهای باارزشی را در کانادا بنیان نهادند بطوریکه بدون آنها هرگز کانادا، کشوری پیشرفته نمیشد. اما بیایید نگاهی به نخست وزیر کنونی کانادا بیاندازید.

یک معلم مدرسه ابتدایی که کارش در مدرسه فعالیتهای غیردرسی دانش آموزان بوده ( سرودخوانی در جشن ها، تاتر و کاردستی و گردش و…) ، فقط بخاطر اینکه پدرش در سالهای دور نخست وزیر بوده با حمایت و تبلیغات رسانه ها و وعده انتخاباتی آزاد کردن مصرف ماریجوانا یک دفعه از کار در مدرسه ابتدایی به نخست وزیری کانادا جهش کرد.

خب، با این وضعیت شما انتظار دارید چنین فرد بی مایه ای چه تصمیماتی در زمینه های مهم اقتصادی و سیاسی و اجتماعی بگیرد؟ او هر روز خرابکاری می کند و برای اینکه همان رسانه ها خرابکاری هایش را بپوشانند مجبور میشود به آنها باج دهد و آنها را نیز آلوده کند. این است که می بینیم رهبران سیاسی جهان عمدتا افرادی بی مایه اما بشدت فریبکار مشوند.

در امریکا وضعیت وحشتناک تر است. باراک اوباما را رسانه ها فقط بخاطر اینکه او سیاه پوست است پروموت کردند و بگونه ای از او شخصیت محبوبی ساختند که در همان روزهای ابتدایی ورودش به کاخ سفید، یعنی هنوز اتاق های کاخ سفید را هم یاد نگرفته بود، به او جایزه صلح نوبل را دادند!

اوباما در طول ۸ سال بدترین تصمیمات را گرفت، نمونه اش در سوریه و کشته شدن سفیر امریکا در لیبی، اما رسانه ها همچنان خطاهایش را لاپوشانی کردند و هنوز هم می کنند.

همین سناریو را درباره ضعیف ترین و کم هوش ترین فرد زنده در تاریخ سیاسی امریکا یعنی جوبایدن کردند. جوبایدن حتی توانایی اداره یک روستا را ندارد اما همه رسانه ها محکم و استوار او را دربرگرفتند تا همه ضعفها و ناتوانایی هایش را پنهان کنند. 

خب نتیجه این کار چه میشود؟ نتیجه اش این میشود که در روز روشن در انتخابات تقلب می کنند و همین جو بایدن سخنرانی می کند و میگوید: بالاخره دمکراسی پیروز شد!

یعنی خودبخود، لیاقتها و کارآیی ها جایش را به فریبکاری و حقه بازی میدهد.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
6 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها