زمین سوخته و مردم نسوخته

رضا شاه در فاصله زمانی ۱۲ ساله ایران را یکپارچه کرد و نابسامانی ها را سر و سامان داد و ایران را در همه زمینه ها متحول کرد. نوسازی و تحولات ایران در دوره رضا شاه آنچنان وسیع و گسترده بود که به قول یکی از نویسندگان آن دوره ( عبدالله مستوفی) در کتاب خاطراتش، هر وقت برای چند ماه از تهران بیرون می رفتیم هنگام بازگشت شناخت محله ها و خیابان های جدید از محلات قدیم بسیار دشوار بود.

مهمترین عامل موفقیت ایران در آن دوره کوتاه، همت و پشتکار مجموعه ای از مدیران میهن دوست و دلسوز بود. اراده آهنین رضا شاه و اقتدار شخصیتی او هم مزید علت آن تحولات و پیشرفت بود.

جنگ جهانی و سپس اشغال ایران توسط انگلیس و شوروی ایران را دوباره به دوران فقر و بدبختی و ناامیدی برد. در هر گوشه کشور عده ای یاغی و تجزیه طلب قد علم کردند و هرج و مرج کشور را فراگرفت.

محمد رضا شاه ایران را در چنین شرایطی تحویل گرفت. او در مدت ۳۵ سال سعی کرد ایران را از تنش های جنگ سرد و اختلافات اعراب و اسرائیل دور نگه دارد تا سازندگی ایران میسر باشد. دوران پر فراز و نشیب دوران محمد رضا شاه این ویژگی را داشت که کشور در سالهای پایانی پهلوی به یکی از کشورهای معتبر در جهان تبدیل شود. رونق اقتصادی، ثابت ماندن ارزش پول ملی، نرخ رشد ۱۲ درصدی و معتبر بودن پاسپورت ایرانی، نشانه های موفقیت ایران در دوره پهلوی بود. در سال ۵۶ درآمد ناخالص ملی ایران از کره جنوبی هم بیشتر بود.

انقلاب ۵۷ ایران را از رشد و پیشرفت بازداشت. روضه خوان ها مراکز تصمیم گیری را بدست گرفتند و ایران را وارد جنگی ویران کننده کردند اما چون زیرساختهای بازمانده از دوران شاه آنقدر زیاد بود که کمبودها بچشم نمی آمد و یا اگر بود قابل تحمل بود. امکانات آموزشی و رفاهی ایران برای جمعیت ۳۵ میلیون نفری ساخته شده بود اما با افزایش جمعیت از یک سو و از توقف فعالیتهای آبادانی از سوی دیگر کشور را در وضعیتی قرار داد که شرایط زندگی مردم روز به روز سخت تر میشود. جمعیت به ۸۵ میلیون رسید اما امکانات همان بود که بود. تازه بخشی از همان امکانات قبلی هم بر اثر بی لیاقتی حکومت از بین رفت. نتیجه این شد که اکنون ایران تبدیل به سرزمیی سوخته تبدیل شده. نه تولید صنعتی داریم و نه کشاورزی، نه ثبات اقتصادی داریم و نه رفاه اجتماعی. ارزش پول ملی روز به روز پایین تر آمده و پاسپورت ایرانی به یکی از بی ارزش ترین ها در جهان شده.

اگرچه اکنون ایران به یک سرزمین سوخته تبدیل شده اما مثل ونزوئلا هنوز آنقدر درآمد دارد تا زندگی تجملاتی یک مجموعه هزار خانواده ای زمامداران حکومتی را تامین کند. آنها همین اندازه که پول برای خودشان و نیروهای سرکوبگرشان تامین کنند، اراده ای برای بهبود شرایط زندگی مردم ندارند و این باعث ادامه اعتراضات و درگیری مردم با حکومت خواهد شد.

اگر در این رویارویی، مردم موفق به نجات ایران از چنگ روضه خوان ها بشوند، در واقع یک زمین سوخته را تحویل خواهند گرفت اما اگر آخوندا پیروز این جنگ بشوند، نسل ایرانی هم مثل ایران خواهد سوخت و تبدیل به مردم کره شمالی خواهند شد.

خوشبختانه هنوز مردم ما ملتی سوخته شده و تسلیم شده نیستند. هنوز میهن پرستانی در داخل و خارج کشور هستند که اراده و همت برای آزادی و پیشرفت ایران را دارند.  اتحاد و همبستگی این طیف از ایرانیان بسیار کلیدی و حیاتی است. نباید ناامید شد و نباید اجازه داد آخوندا موفق شوند ایرانیان را به نسلی سوخته و توسری خور تبدیل کنند که ناامید از تغییر بشوند.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
5 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها