زندگانی‌ زرتشت در آثار مورخین اسلامی


در تاریخ بیهق اثر ابوالحسن علی‌ بن زید بیهقی معروف به ابن فندق که در سال ۵۶۳ هجری به پایان رسیده شرح مبسوطی در باره بیهق که یکی‌ از شهر‌های خراسان می‌باشد به رشته تحریر در آماده است. (۱) در این کتاب بنا بر گزارش والتر هینتس درباره‌ دوران زندگی‌ زرتشت نکاتی‌ به چشم می‌خورد. در این کتاب (۲) راجع به سرو بسیار بلندی گفتگو شده که در دهکده کشمر (۳) نزدیک ترشیز قهستان وجود داشته است. بنا بر مطالب کتاب نامبرده، در لابلای شاخه‌های بیشمار این درخت تعداد فراوانی از پرندگان آشیان گزیده و در زیر سایه آن‌ بیش از ده هزار گوسپند استراحت میکرده اند. درخت سرو نامبرده به خواهش زرتشت و به دست گشتاسپ شاه کاشته شده بود. زرتشت پیشبینی‌ نموده بود که هرگاه پادشاهی اصل و ریشه این درخت را ببیند (یعنی آنرا قطع کند) بزودی خواهد مرد. المتوکل در زمان خلافت خود نام این درخت را شنیده بود و چون برای دیدن آن‌ نمیتوانست به خراسان سفر کند در سال ۲۳۲ هجری فرمانی صادر می‌کند که آنرا بیاندازند. درخت سرو مزبور در آن‌ زمان ۱۴۰۵ ساله بوده. زرتشتیان در شهر نیشابور مبلغ ۵۰۰۰۰ دینار زر جمع کرده و تقدیم کردند تا شاید خلیفه از انداختن آن‌ درخت خودداری کند ولی‌ فرمان خلیفه اجرا گردید و درخت سرو را قطعه قطعه کردند، شاخه‌های آنرا به هم بستند، و توسط ۱۳۰۰ شتر به سوی بغداد روانه کردند. خلیفه چوب این درخت را برای بنای کاخ جدید خود موسوم به الجعفری لازم داشت. در شب همان روزی که قطار‌های شتر حامل تنه و شاخه‌های آن‌ درخت وارد بغداد می‌شدند (۴ شوال سال ۲۴۷ هجری) خلیفه المتوکل به تحریک پسرش المنتصر کشته شد و بدین ترتیب پیشگویی زرتشت به حقیقت پیوست.

گزارش نامبرده تنها در یکجا ذکر نگردیده، بلکه اغلب مورخین به انحا مختلف آنرا نقل کرده اند. از جمله زکریای قزوینی (۴) تقریبا همین گزارش را از قول ابو منصور عبد المک ثعالبی در ثمار القلوب (۵) نقل کرده اما از کهولت درخت سرو ذکری به میا‌‌ن نیاورده و همچنین اسمی از سال ۲۳۲ هجری نیز نبرده است.

حمد الله مستوفی قزوینی در کتاب جغرافیایی خود نزهت القلوب (۶) تنها ذکری از آن درخت کرده و اشاره نموده که سرو مزبور بدست جاماسپ حکیم کاشته شده بوده و شعری هم از فردوسی نقل کرده است. غیر از مطالب فوق چیز دیگری در آن باره به میا‌‌ن نیامده است. در یکی‌ دیگر از منابع متعلق به قرن ۱۶ میلادی به نام دبستان نیز نامی‌ از این درخت برده شده و در آن قدمت سرو به ۱۴۵۰ سال رسانیده شده است. (۷)

مولف تاریخ بیهق علاوه بر سرو مورد بحث ما، نام درخت سرو دیگری را نیز برده که در کتب دیگر اشاره ای به آن نشده است. در این کتاب (۸) چنین نقل شده است که ینالتکین بن محمد خوارزمشاه در سال ۵۳۹ هجری قصبه فریومد را (۹) که در ۱۶ فرسنگی شمالغربی سبزوار قرار دارد مسخّر نمود. وی در آنجا برای نشان دادن دشمنی خود با زرتشتیان دستور داد درخت سرو بسیار بزرگ آن محل را ببرند و بسوزانند. بنا بر آنچه در افواه مردم شایع بوده، کسی‌ که آن درخت سرو را قطع کند، نفرین شده و بزودی گرفتار مرگ خواهد شد، ولی‌ وی در اثر این نفرین نمرده بلکه تا ۱۴ سال بعد هم می‌زیسته است. عمر این درخت تا هنگامیکه آنرا قطع کرده اند ۱۶۹۱ سال بوده است. یا اینکه این درخت ۲۹۱ سال بیشتر از سرو کشمر عمر کرده است. (۱۰)

در همین کتاب تاریخ بیهق در صفحه قبل (۱۱) تاریخ قطع درخت را سال ۵۳۷ هجری نوشته است. با دقت در منابع بالا ملاحظه میشود که منابع اسلامی سده دوازدهم میلادی ایران، تاریخ زندگانی‌ زرتشت را چگونه محاسبه میکرده اند.

اکنون ابتدا از آخرین سالی‌ که داده شده آغاز می‌کنیم، یعنی از عدد ۱۶۹۱ عمر درخت سرو قصبه فریومد سال ۱۱۴۲/۴۳ تاریخ قطع همان درخت را کم می‌کنیم (۵۴۹/۴۸=۱۱۴۲/۴۳-۱۶۹۱) سال ۵۴۸/۴۹ پیش از میلاد بدست می‌‌آید. حل اگر سال ۱۱۴۴/۴۵ (سال قطعه درخت سرو فریومد) را در نظر گرفته و آنرا از سال ۱۶۹۱ کسر کنیم سال ۵۴۶/۴۷ پیش از میلاد بدست می‌‌آید (یعنی سال کشت درخت سرو سال ۵۴۷ پیش از میلاد بوده است). مطلبی را که باید در اینجا در نظر گرفت این است که برای محاسبه این سنوات مورخان از سالهای خورشیدی زرتشتی استفاده نموده اند چون خود به خود پیش از سال ۶۲۲ میلادی سال هجری وجود نداشته تا مورخین اسلامی بتوانند از آن استفاده کنند.

راجع به درخت سرو کشمر تنها تاریخ بیهق سال قطع درخت را (۲۳۲ هجری) داده است. حال اگر عمر درخت سرو کشمر (۱۴۰۵ سال) را در نظر بگیریم و سپس تاریخ قطعه آنرا (سال ۸۴۶/۴۷) از آن کم کنیم عدد ۵۵۸/۵۹ پیش از میلاد بدست می‌‌آید. از طرفی‌ نباید فراموش کرد که این درخت سرو جهت بنای کاخ الجعفری قطع شد و آغاز بنای کاخ نامبرده به فرمان جعفر المتوکل در سال ۲۴۵ هجری بوده است. (۱۲) با این وصف نمی‌شود قبول کرد که درخت فوق را ۱۲ سال پیش از آغاز بنای کاخ مزبور بریده و به سوی سامره فرستاده باشند. حال چون تاریخ ورود این درخت به پایتخت خلیفه (۱۳) به سبب نفرینی که به سبب قطع درخت شده با مرگ خلیفه همزمان میشود بایستی قبول کرد که درخت سرو در سال ۸۵۸/۵۹ میلادی بریده شده است. در این صورت حساب زیر بدست می‌‌آید ۵۴۶/۴۷=۸۵۸/۵۹-۱۴۰۵ که همان تاریخیست که درخت سرو فریومد را قطع کرده اند. این تاریخ میتواند درست باشد زیراکه مولف تاریخ بیهق هم در همین دوره می‌زیسته است.

با محاسبه فوق که از یکی‌ از تواریخ اسلامی ایران گرفته شده است به زمان زندگی‌ زرتشت میرسیم یعنی درست همان سنواتی بدست می‌‌آیند که توسط خاورشناسان طی بحث‌های طولانی بر سر آن توافق شده است.

پانوشت:

۱. چاپ تهران ۱۳۱۷ به کوشش احمد بهمنیار با مقدمه‌ای از میرزا محمد قزوینی

۲. صفحه ۲۸۱ به بعد

۳ . زرتشت که صاحب المجوس بود دو طالع اختیار کرد و فرمود تا بدان دو طالع دو درخت سرو بکشتند، یکی‌ در دیه کشمر و دیگری در دیه فریومد. المتوکل علی‌ الله جعفر بن المعتصم خلیفه را این دو درخت وصف کردند و ا‌و بنای جعفریه آغاز کرده بود، پس نامه نبشت به عامل نیشابور، خواجه ابو الطیب و به امیر طاهر بن عبدالله که باید آن درخت ببرند و بر گردون نهند و به بغداد فرستند و جمله شاخهای آن در نمد دوزند و بفرستند، تا درودگران در بغداد آن درخت راست باز نهند و شاخ‌ها به میخ به هم باز بندند چنانکه هیچ شاخ و فرعی از آن ضایع نشود تا وی آن ببیند آنگاه در بنا به کار برند، پس گبرکان جمله جمع شدند و خواجه را گفتند ما پنجاه هزار دینار زر نیشابوری خزانه خلیفه را خدمت کنیم، در خواه تا از بن بریدن درخت درگذرد، چه هزار سال زیادت است که این درخت کشته اند، و این در سنه اثنتین و ثلاثین  و ماتین بود، و از آن وقت که این درخت کشته بودند تا بدین وقت هزار و چهارصد و پنج سال بود، و گفتند قطع این مبارک نیاید و بدین انقطاع دست ندهد، پس عامل نیشابور گفت متوکل نه از آن خلفا و ملوک بود که فرمان وی بر وی رد توان کرد …. استادی درودگر بود در نیشابور که مثل ا‌و نبود، ا‌و را حسین نجار گفتندی، مدتی‌ روزگار صرف کردند تا ارّه آن بساختند و اسباب آن مهیا کردند. و استداره ساق این درخت چنان که در کتب آورده اند مساحت ۲۷ تازیانه بود، هر تازیانه رشی و ربعی به ذراع شاه، و گفته اند در سایه آن درخت زیادت از ۱۰۰۰۰ گوسپند قرار گرفتی‌ و وقتی‌ که آدم نبودی و گوسپند و شبان نبودی وحوش و سباع آنجا آرام گرفتندی، و چندان مرغان گوناگون بر آن شاخها ماوی داشتند که اعداد آنان کس در ضبط و حساب نتواند آورد. چون بیوفتاد در آن حدود زمین بلرزید و کاریز‌ها و بنا‌های بسیار خلل کرد و نماز شام انواع و اصناف مرغان بیامدند چندانکه آسمان پوشیده گشت و به انواع اصوات خویش نوحه و زاری میکردند بر وجهی که مردمان از آن تعجب کردند، گوسپندان که در ظلال آن آرام گرفتندی همچنان ناله و زاری آغاز کردند. پانصد هزار درم صرف افتاد در وجوه آن تا اصل آن درخت از کشمر به جعفریه بردند و شاخ‌ها و فروع آن بر ۱۳۰۰ اشتر نهادند، آن روز که به یک منزلی جعفریه رسید، آن شب غلامان، متوکل را بکشتند، و ا‌و اصل سرو ندید و از آن برخورداری نیافت.

 ۴. کتاب آثار البلدان به کوشش فردیناند ووستنفلد. چاپ گوتینگن سال ۱۸۴۸، صفحه ۲۹۹

۵. رجوع کنید به متمم تاریخ ادبیات عرب اثر کارل بروکلمان جلد اول، لیدن ۱۹۳۷، صفحه ۵۰۰ شماره ۹

۶. صفحه ۱۴۳

۷. لسترنج صفحه ۳۵۵

۸. صفحه ۲۸۳

۹. همچنین حامد الله مستوفی در نزهت القلوب صفحه ۱۵۰

۱۰. ممکن است این عدد هم کاملاً صحیح نباشد.

۱۱. صفحه ۲۸۳

۱۲. رجوع کنید به تاریخ شهر سامره اثر ارنست هرتسفلد چاپ هامبورگ سال ۱۹۴۸، صفحه ۱۲۵

۱۳. منابع و مآخذ همه حمل درخت را به بغداد نوشته اندک میتوان آنرا اشتباه دانست که معمولا مورخین قرون ۱۲ و ۱۳ میلادی آنرا مرتکب شده اند. در این دو قرن بغداد پایتخت عباسیان بود. بانی‌ بغداد ابو جعفر منصور دومین خلیفه عباسی است. المعتصم در سال ۲۲۱ هجری تصمیم گرفت پایتخت جدیدی بسازد پس به سامره رفت و آنجا را پایتخت خود قرار داد. سامره ۵۰ سال پایتخت عباسیان بود.

به اشتراک بگذارید: