سردار حسین سلامی، لطفا «ساقی» خویش را عوض کنید و شب ها یواشکی پلی استیشن بازی نکنید و «عقره دار» بازی در نیاورید!

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دیروز درافشانی کردند:

امروز وضعیت تحریم کننده از تحریم شونده بدتر است، هیچ کس آرزو نمی کند شهروند آمریکایی باشد و هیچ کس به آمریکایی بودن خود افتخار نمی کند. در آمریکا مردم شعار “مرگ بر آمریکا” را سر می دهند و این شعار تا آنجا پیش رفته و نشان از نفوذ زبان سیاسی انقلاب حتی در قلب سرزمینی به نام آمریکاست.

نمیدانم چرا هر بار چهره کریه و گفتار زشت و کردار پلید و شعور نداشته چاقوکشان یونیفورم پوش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را میبینم، اشک بر چشمانم نم میزند و با حسرتی بی پایان روزهای پایانی سقوط بزرگ رابه یاد می آورم که چگونه تیمسار جهانبانی ها و رحیمی ها در این سرزمین نفرین شده توسط خمینی و قاضی روانی اش خلخالی_ و صد البته در سایه حمایت و تایید نسل نادان خمینی طلب_ اعدام شدند و هیچکس فکر نکرد اگر اینها را بکشیم، چه ناکسانی بر جایشان تکیه خواهند زد!

گذشته گذشته است اما اگر از گذشته درس نگیریم و از آموزگاری به نام «تاریخ» نیاموزیم محکوم به تکرار اشتباهات خویش خواهیم بود. دیر یا زود روزی فرا میرسد که باید آلترناتیو جایگزین این نظام اهریمنی را انتخاب کنیم. در آن روز یادمان باشد آن انتخاب فقط برای خودمان نیست؛ انتخاب فردای ما نه تنها سرنوشت ایران و نسل های آینده اش را دچار دگرگونی میکند، بلکه معادلات خاورمیانه اسلام زده و مفلوک را هم تغییر خواهد داد. همانگونه که انتخاب جمهوری اسلامی جان و‌جهان ایران را تغییر داد و ارمغانش خشکسالی و کوه خواری و گور خوابی و فحشا و فلاکت و سفله پروری و فقر ستایی و اعتیاد و صدها ابرچالش دیگر برای ایران و ایرانی شد، همزمان هم این انقلاب منحوس منبع خیر و برکت برای همسایگان ما شد. اگر این انقلاب لعنتی پیروز نشده بود، نه امارات به شکل امروزی اش وجود داشت و نه ترکیه اینچنین دست بالا را در معادلات سیاسی و اجتماعی منطقه به دست می آورد. بی دلیل نیست که ملک الشعرای ایران میگوید:

کرد دیوانه‌ای به چاه نگاه

عکس خود را بدید در ته چاه

سنگی افتاده بد به راه اندر

هشت آن سنگ را به‌چاه اندر

مردم شهر رنج‌ها بردند

تا که آن سنگ را برآوردند

توپی آن سنگ اوفتاده به چاه

عاقلان در تو می کنند نگاه

وقت بسیارکرد باید صرف

تا برونت کشید از آن‌چه‌ ژرف

پدرت فتنه بود و مادر شر

نیک مانی به مادر و به پدر

هرکه زی‌ مردمان وجیه بود

زی تو پتیاره‌ و کریه بود

وان که نزد تو آبرو دارد

دست پیش کسان برو دارد

وه چه خوش گفت اوستاد طریق

زاد سرو حدیقهٔ‌تحقیق

« کآدمی‌چون بداشت‌دست‌ازصیت

هرچه‌خواهی‌بکن که‌فاصنع‌شیت‌»

دیر یا زود زمان «انتخاب» بزرگ فرا میرسد. ما نسل سوخته پس از انقلاب ، بدور از هیاهو و غوغایی که برایمان نسل سرشکسته و فرتوت ۵۷ تی به راه میاندازند،باید دست به انتخابی بزنیم که نه تنها مربوط به امروز ماست بلکه سرنوشت کشوری به نام ایران و همچنین نسلهای فرزندان به دنیا نیامده اش را هم تغییر خواهد داد.

اولین قدم برای بازگرداندن عظمت از دست رفته ایران، عبور از اسلام و نسل پر مدعا و نادان و خودخواه ۵۷ تی است. اگر افرادی از این نسل بودند که از گذشته خویش آموخته باشند، آنها را هم بر شانه های زخمی خویش خواهیم گذاشت اما اگر همچنان این نسل جاهل و نادان و روضه خوان بخواهند مانعی بر سر راه تغییر باشد ، چاره ای نداریم مگر آنکه این ها را هم زیر پای خود له کنیم چرا که خودخواهی و ‌جهالت این نسل ایران را بر باد داده است.

فقط برای لحظه ای تصور کنید اگر قطار بی ترمز انقلاب ۵۷ در ایستگاه نخست وزیری دکتر بختیار متوقف شده بود، شاید هیچکس امروز از انقلاب ۵۷ نه تنها پشیمان نبود، بلکه به آن افتخار هم میکرد…

دیروز سردار سلامی رییس مافیای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تا دلتان بخواهد در طویله مجلس ولایت فقیه خزعبلات گفت و نمایندگان نادان تر از خودش هم برایش کف زدند. پینوکیوی سپاه چنان هیبت میکروفون بر او چیره شده بود که یادش رفته بود مخاطبش فقط خران طویله ولایت وقیح نیستند و جهان به مدد اینترنت بی مرز شده است و کوچکترین دروغی که بگوید، عالمی خبردار میشود.

اگر کلیپ سخنرانی دیروز او در صحن طویله مجلس خامنه ای را دیده باشید، شما هم شنیده اید که ایشان میگوید :

هیچ کس آرزو نمی کند شهروند آمریکایی باشد و هیچ کس به آمریکایی بودن خود افتخار نمی کند

برای راستی آزمایی این حرف ها، سردار سلامی احتیاج نیست زیاد زحمت بکشد. فقط کافی است ایشان مردم جهان را بی خیال شود و تمرکزش را بر روی مردم ایران اسلامی بگذارد تا بفهمد چقدر حرف هایش درست است.

سردار اسلامی، کافی است به جای خواندن بولتن های سپاه و کیهان شریعتمداری، یونیفورم سپاه را در بیاورد و بدون محافظ سری به عکاسی «رضا بانکی» در تهران بزند تا ببیند خوک زادگان به اصطلاح «آقازاده» چگونه در صف گرفتن عکس برای گرین کارت آمریکا، به نوبت منتظر نشسته اند. سردار سلامی ما کافی است به آمار صدها هزار فرم لاتاری گرین کارت آمریکا که هر سال توسط ایرانیان به آمریکا ارسال میشود، نگاهی بیاندازد و بفهمد چقدر حرفهایش سست و دروغ است. سردار سلامی کافی است نگاهی به آمار فرار مغزها و نخبگان ایران بیاندازد تا ببیند اگر آنها آمریکا هم نتوانند بروند، ترجیح میدهند در هر گوشه دیگری از جهان _ به جز سرزمین اشغال شده خویش که نام جهنم جمهوری اسلامی برازنده آن است_ آواره شوند و زندگی خویش را با هزار رنج و مشقت از «صفر» شروع کنند، اما زندانی زندانبانی به نام خامنه ای و سپاهش نشوند.

سردار، زیاد راه دور تشریف نبرید. همین سلب «ریدی» هایی که با سازمان هنری اوج سپاه قرارداد میبندند و در سریال های تبلیغاتی نظام نقش بازی میکنند و به عبارتی فاحشگان هنری سپاه در فضای مجازی هستند، اکثرشان فرزندان خویش را در آمریکا و کانادا و اروپا به دنیا می آورند تا برای روز مبادا راه و بهانه ای برای فرار از جهنمی که شما ساخته اید، داشته باشند. به عبارتی اینها پول را از شما میگیرند اما همان پول را دلار میکنند و در آمریکا سرمایه گذاری میکنند!

سردار میدانید نوه آیت الله یزدی اصولگرا و پسر و دختر محمد خاتمی اصلاح طلب کجا درس میخوانند؟ سردار میدانید چه تعداد از مسئولان نظام مقدس شما گرین کارت دارند!؟

سردار میدانید چه تعداد ایرانی تبعیدی پس از وقوع انقلاب سیاه شما در سراسر این گیتی پراکنده شده اند؟ آیا میدانید چند صد هزار نفر فقط «تهرانجلس» و شهرهای دیگر ایالت کالیفرنیا زندگی میکنند؟ آیا میدانید چه تعداد شبکه تلویزیونی فارسی زبان در سرزمین شیطان بزرگ وجود دارد؟

سردار، آمریکا انتخاب اول اکثر ایرانیانی است که از جهنم جمهوری اسلامی فرار میکنند، اما اگر شرایط جور نباشد، انتخاب های بعدی به سمت کانادا و اروپا و در نهایت دوبی و ترکیه و گرجستان و‌مالزی میرود. سردار، نمیدانم چقدر از حال و روز مردان ایرانی که در یونان به فلاکت افتاده اند و در پارک Pedion tou Areos آتن مشغول به تن فروشی هستند، خبر دارید؟ سردار توجه میفرمایید، من از تن فروشی مردان سخن میگویم، گر نه خبر فروش دختران فقر زده ایرانی توسط جاکشان غیر رسمی سپاه در فجیره و‌ اربیل که دیگر برای ملت غیور عادی شده است و‌ خود شما بهتر از ما میدانید چه خبر است!

نمیدانم آیا فیلم هایی را که در آن زائران عراقی _ سرمست از سقوط پول ملی ما_ چند دلار ناقابل بر سر زنان و دختران فقر زده ایرانی میریزند و به ریش داشته و نداشته رهبر انقلاب و سرداران سپاه بی شرمش میخندند را دیده اید یا نه!؟

سردار، یادت باشد اگر هر حماسه ای هم در جنگ میهنی ایران و عراق توسط ارتش و مردم ایران رقم خورده است، نتیجه همان ارتش شاهنشاهی و خریدهای نظامی به درد نخور و خزانه پر همان شاه بد است! انقدر جنگ جنگ نکنید. جنگ درست چند ماه پس از انقلاب سیاه شما شروع شد؛ پس نسلی که جنگید، افتخاراتش به شما دخلی ندارد. اگر آن ارتش مدرن شاهنشاهی و هواپیماهای اف ۱۴ نبود، ایران را تار و‌مار کرده بودند. از سالها قبل از وقوع انقلاب اسلامی شما خطر عراق برای ارتش ایران روشن شده بود و ارتش ایران پس از تحمیل قرارداد الجزایر توسط شاه به عراق_هشیار و‌چابک_ منتظر حماقت صدام حسین بود تا در کمترین زمان با خاک یکسانش کنند.

درست است که نباید از کنار نقش کاتالیزوز «شهادت طلبی» و شارژ مذهبی نوجوانان ساده دل توسط خمینی در آن دوران به راحتی عبور کرد اما یادت باشد نسلی که انقلاب کرد و جنگید، در جامعه سالمی رشد کرده بود؛ هر چند بعدها این نسل بر علیه همان محیطی که پرورشش داده بود، «قیصر» وار ( چون شاه موفق نشده بود سرعت توسعه اقتصادی را با توسعه سیاسی هماهنگ کند) طغیان کرد و با خواباندن پاشنه کفش و کشیدن تیزی، انتقام بی عفت شدن ( تجدد تحمیلی) خواهر مسلمانش را از شاه گرفت و سبک زنگی غربی را پس زد…

حماسه جنگ ایران و عراق صفحه ای از یک کتاب شاهکار است که متاسفانه توسط اوباش خمینی طلب مصادره شده است و روایت هایی که از جنگ ایران و عراق نوشته شده است، به عمد رنگ مذهبی دارد؛ آن هم در حالیکه جنگ ایران و عراق فقط به روی مین رفتن و شهید شدن نبوده است. جنگ ایران و عراق حمله به اچ ۳ را داشته است که سالها عقابان تیزپرواز ارتش شاهنشاهی برای اجرایش با بهترین هواپیماها و بهترین استادها تمرین دیده بودند. سند جنگ را تنها به نام خود و سپاهتان نزنید که اگر عراق پیروز نشد، در کنار رشادت های مذهبی و شوق شهادت طلبی شما بسیجیان سابق، دلیل اصلی اش وجود ارتشی قوی و مسلح بود که حتی با اعدام بزرگانش باز وظیفه اصلی اش که دفاع از کیان ایران بود را به نحو احسن انجام داد.

آقای سردار سلامی، ببینید به برکت انقلاب شما و نابودی ارتش و خنثی کردن آن توسط شما و دیگر اوباش سپاهی، از عملیات اچ ۳ به این رسیده ایم که شما در ذهنتان «پلی استیشن» بازی میکنید و یا مثلا با خبر کردن آمریکا که قرار است بهتان موشک نمایشی بزنیم، «انتقام سخت» میگیرید و در آخر هواپیمای مسافربری اوکراینی را که از قضا پر از ایرانی هم است را موشک باران می کنید و ریرا کشی به راه میاندازید!

آقای سردار سلامی، به جای پلی استیشن ذهنی بازی کردن و در خیالتان آمریکا را منفجر کردن، معلم خصوصی ادبیات فارسی بگیرید تا هنگام سخنرانی های شعار زده و تبلیغاتی ، سوتی های «عقره دار» ندهید. راستی اگر معلم خواستید بگیرید، از پدرزن مجتبی خامنه ای، جناب حقه وافور، حداد عادل مشورت نگیرید، چرا که ایشان با آنکه رییس فرهنگستان است، دست کمی از خود شما ندارد.

به اشتراک بگذارید:
مشترک شوید
پیام رسانی در صورت
guest
2 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها
2
0
اگر مایلید نظر بدهیدx
()
x