شباهت های نمادهای فراماسونری با معماری مجلس شورای جمهوری اسلامی

مجلس شورای اسلامی ـ تهران

در دوران انقلاب سوسیالیستی ۱۹۱۷ که به سرعت نیمی از جهان را در بر گرفت همه سیاستمداران و سران کشورهای سوسیالیستی یکدیگر را رفیق می نامیدند و جدا از عناوین و مناصب سیاسی، در درجه اول رفقای حزبی محسوب می شدند. آنها در اعمال سیاست های داخلی و خارجی کاملا هماهنگ عمل می کردند و از منافع مشترک رفقای خود در مقابل نیم دیگری از جهان که «رفیق» نبودند، دفاع می کردند.

در جمهوری اسلامی وقتی انقلابیون ۵۷ به قدرت رسیدند بدون اینکه اهمیتی به خاستگاه عقیدتی خود بدهند پا را فراتر از رفقای کمونیست گذاشته و نسبی خانوادگی برای خود قایل شدند. آنها یکدیگر را «برادر» نامیدند.
این خویشاوندی و برادری از اخوان المسلمین یعنی «جنبش فراملی اسلام گرای اهل سنت، تاسیس ۱۹۲۸ »که همان برادران مسلمان معنا می دهد شروع شد و تا برادران شیعه که سرتاسر خاورمیانه را در بر گرفته ادامه دارد و هنوز بیشترین تاثیر را در تعیین سیاست های داخلی کشورهای خاورمیانه گذاشته و همین برادری در تبیین سیاست های خارجی آنان نیز نقش بازی می کند.

جالب آن است که در سازمان های برادری غیرمتمرکز در جهان یعنی «فراماسونری» یا همان «فراموشخانه» نیز «عقد اخوت» یا پیمان برادری بین آنها جاری ست و بی اهمیت به زبان، ملیت، دین یا نژاد، یکدیگر را برادر می نامند و از اعضای خود حتی اگر کشورهای متبوع آنان در حال جنگ با یکدیگر باشند، حمایت می کنند و پیمان برادری را بر هر پیمان دیگری ارجح می شمارند.
اگر واژه فراماسون را لغت به لغت بخواهیم معنی کنیم «بنّاهای آزاد» معنی می دهد. اما با نگاهی ژرف تر به نظر می رسد واژه «بنّا» خوانش متواضعانه ای از واژه «مهندس» است که با نمادهای فراماسونری نیز به شدت در ارتباط می باشد.
در واقع گونیا و پرگار و خط کش و پیشبند، ابزار مهندسانی ست که با احتساب دقیق، ظریف و قدرتمند، ساختارهایی در جهان بنا می کنند که هرگز به عنوان یک اثر معماری یا عمرانی در جهان رویت نمی شود بلکه به تعبیری می توان نتیجه کار آنها را در مهندسی انواع حکومت ها و سیاست های داخلی و خارجی مشاهده کرد.
این معماران غالبا هدفی را امروز نشانه می روند و با هماهنگی با برادران قدرتمند خود در جهان، زاویه به زاویه مهندسی می کنند و به ثمر می نشانند. ماسون ها یا برادران بعدی این سازمان ممکن است اعتبار عملی شدن آن اهداف و مشاهده نتایج آن معماری را، در تاریخ فراماسونری، ده ها سال بعد با موفقیت و افتخار تایید و ثبت کنند.
چه بسا ماسون ها همان اهداف را با استفاده از تجارب معماران پیشکسوت، متمم و طراحی جدیدی را پایه ریزی کرده و دقیق تر دنبال کنند.
کار اصلی یک فراماسون با همکاری و تایید برادران سازمانی اش یعنی نشاندن یک هدف، مهندسی افکار، تربیت چهره های انتقال، یافتن مفرهای ذهنی برای رسوخ، آماده سازی محیط اتفاق، نشست هدف، نظاره و مدیریت و بهره برداری از نتیجه مهندسی های سازمانی می باشد..
فراماسون ها «کهن‌ترین انجمن‌های برادری در جهان» هستند که به «معمار اعظم آفرینش» هم اعتقاد دارند.
اصل و ریشه این سازمان در انگلستان در اواخر قرن چهاردهم پایه ریزی شد. کلیسای کاتولیک، گروه های فراماسونری را الحادی و شیطانی معرفی می کند و دشمنی دیرینه ای با آنها دارد.
گذشته از نگاه نهاد مذهب به فراماسونری که آنرا اهریمنی می خواند، به نظر نمی رسد در نگاه مخاطب غیر مذهبی «معمار اعظم» وجودی غیر زمینی داشته باشد.
در سازمان های فراماسونری هیچکس داوطلبانه نمی تواند وارد شود. یک عضو جدید از طریق برادران ماسون انتخاب می شود و ابتدا به لژ مربوطه در سازمان فراماسونری مستقر در منطقه شناسانده و در صورت تایید اساتید اعظم، به وی پیشنهاد عضویت می دهند.
در این سازمان ۳۳ مرحله سلسله مراتب رعایت می شود تا به مرحله استادی یا ماسونی برسد. تازه واردین به محض ورود زیر نظر شورای ماسونی با سوگند بر رازداری و وفاداری برادرانه، باید اعلام تعلق بنمایند.
یکی دیگر از عجایب این سازمان عدم شناخت عضو کهتر از مهتر خود است. همانطور که یک ماسون از هویت و مشخصات اعضای مادون باخبر است دیگر اعضای دون پایه که هنوز در مقاطع سی و سه گانه به سر میبرند به نسبت مرتبه خود نیز فقط از هویت اعضای مادون تر از خود باخبرند و به هیچ وجه هیچ عضوی اعضای بالاتر از خود را نمی شناسد. هر چند یکی از مهمترین نشانه های برادری در دست داشتن انگشتری ست که در صورت لزوم هویت آنها را برای یکدیگر ممکن می سازد.
عجیب تر آنجاست که یکی از شرایط ورود به سازمان های فراماسونری در انگلستان اعتقاد به خداباوری و ایمان به یکی از کتب مقدس است.
این مهم یعنی اعتقاد مذهبی و یا عدم اعتقاد مذهبی در بعضی از لژها، بنیان ماهیتی این سازمان را حتی پیچیده تر می کند که از توان این یادداشت تلنگر گونه کوچک خارج است.
به هر حال در حالیکه هیچکس به درستی از ماهیت و کارکرد فراماسون ها در جهان خبر ندارد مشاهده نمادهای فراماسونری در بناهایی که ظاهرا باید فرسنگ ها با نهادهای اینچنینی فاصله داشته باشند برق از سر می پراند..

ایرج پزشکزاد از اعضای نسل اول نهضت مقاومت ملی که از اتحاد هشت حزب فعال مشروطه تشکیل شده بود و آن اتحاد به شورش ۵۷ منتهی شد نویسنده کتاب دایی جان ناپلئون بود. به نظر می رسد یکی از ظریف ترین مهندسی ها در مفری که برای رسوخ آماده بود یعنی ذهنیت نویسنده همین کتاب است.
تا دیگر از حدود نیم قرن پیش تا به امروز کسی جرات نکند در مناسبات سیاسی چیزی را به کسی نسبت بدهد. لباس مطهری که از طریق ایرج پزشکزاد بر تن معمار اعظم پوشانده شد تا اگر کسی اشاره ای به آفتاب حقیقت نماید او را به تمسخر به کنج تاریکخانه تفکر دایی جان ناپلئونی راهنمایی کنند. 

از نظر نگارنده اما بدون شک معمار اعظم آفرینش، مهندس وضعیت سیاسی فرهنگی کنونی ایران، نشسته در والاترین لژ در انگلستان، از طریق برادران بدون مرز ماسون و وفادار و رازدار مامور به خدمتش، باخبر از همه زوایای ساختار بنا شده، به حماقت من و تو در هیئت چپی و ملی و مذهبی می خندد و چون شبان به هدایت گوسفندانش در رسانه ها و دیگر محیط های اتفاق، ادامه می دهد.
گوسفندان کوری که از شنیدن تفاوت تن صدای بع بع یکدیگر به تفسیر و تحلیل می نشینند و غافل از هماهنگی یکپارچه و موافق خود در جهت زوایای مهندسی اعمال شده، در محیط چرای معمار اعظم، یعنی رسانه ها به نشخوار واژه های تلقین شده تهی از مفهوم مشغولند.

راستی اگر شما هم با پیشبند و مهندسین متواضع یا همان پیشبند و استادهای ماسون، به سختی رابطه برقرار می کنید شاید بد نباشد که بدانید برای پیشگیری از شِتَک خون بر پوشش مقدس ماسون ها، پیشبند لازم است.

به اشتراک بگذارید: