شمشیر دولبه سلبریتی ها؛ چرا نظام بیشترین وحشت را از ریزش سلبریتی ها دارد؟

اگر بر روی حوادث چند روز اخیر با ذره بین دقت کرده باشد، خواهید دیدکه سه موضوع رژیم را شدیدا ترسانده است؛ یکی پاسخ دادن مردم به سرکوبگران و عبور از گاندی بازی های محکوم به شکست؛ و دیگری اتحاد با حجاب و بی حجاب و حمایت از یکدیگر ، و در آخر در جبهه مردم قرار گرفتن بعضی از هنرمندان _ که این روزها ما با نام سلبریتی های مردمی از آنها نام میبریم_ همان سلبریتی هایی که چند دهه است توسط حکومت جمهوری اسلامی، یا هنرشان خریده شده و یا در بهترین حالت گروگان حکومت بوده است.

چند سال پیش، سعید حجاریان که از تئوریسین های سابق سپاه و استمرار طلبان میباشد، سخنی را مطرح کرد که در آن روزها کسی متوجه عمق آن سخنان نشد‌. پس از دی ماه ۹۶ و پیچیدن شعار اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا، حجاریان پیشنهاد داد که استمرار طلبان که دیگر نفوذ خویش را از دست داده اند، از دهان غیر، یعنی سلبریتی ها استفاده کنند‌.

در سالهای پیش از دی ماه ۹۶، پیروزی های انتخاباتی استمرارطلبان همیشه یک فرمول ثابت داشته است و آن فرمول چیزی جز این نبوده است که سلبریتی ها بیایند و ردای بنفش و سبز بر تن کنند و بگویند حالا که انتخابی جز بد و بدتر نیست، دکترین فرومایه ای به نام مسعود بهنود را بیایید اجرا کنیم؛ یعنی در هر انتخابی میان بد و بدتر، بد را انتخاب کنیم. این فرمول کثیف و مشروعیت زا برای نظام، دقیقا ازخردا ۷۶ تا دی ماه ۹۶ جواب داده بود؛ که خیزش پرشکوه دی ماه با شعارهایی چو رو به میهن، پشت به دشمن‌، اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا و رضا شاه روحت شاد، خندق استمرار طلبان را پر کرد و پس از آن هر چه از میان نیروهای استمرارطلب کم شد، آن نیرو در جبهه براندازی سرمایه شد و امروز همگان نتیجه آن شعارهای ساختارشکن را در خیابان ها میبینیم و پر قدرت تر از همیشه، همگان، پشت سر نسل دهه هشتاد به انتظار انقلاب سوم ایستاده ایم!

در این چند دهه با گسترش شبکه های اجتماعی و شکست انحصار خبری صدا و سیما و زوال محبوبیت برنامه های شبکه های خامنه ای، نسل جدید با فاصله گرفتن از حکومت و اسلام و اوباش ۵۷ تی، زندگی دیگری را برای خودش رقم زد‌. زندگی که شاید بتوان امثال ریحانه پارساها و صدف طاهریان ها را نمادش دانست. جلوی دوربین و در ظاهر قضیه زنی اهل نظام و خانه و زندگی، اما در خلوت دخترانی پر شور و بی حجاب که زیبایی های زندگی را دوست میدارند.

پس از رفتن گلشیفته فراهانی و زر امیر ابراهیمی از سینمای ایران، عده ای دیدند میشود بدون گروگان حکومت بودن هم زندگی کرد. نتیجه اقدام شجاعانه گلشیفته فراهانی ها را امروزما داریم با لذت تماشا میکنیم. نسل دهه هشتادی با عبور از سد فرهنگی نظام و نشان دادن شجاعت و استمرارش در خیابان ها و دانشگاه ها ، باعث شد بسیاری از سلبریتی هایی که خودشان هم بهتر از همه میدانند گروگان نظام هستند، زبان باز کنند و نظام را دچار بحران مشروعیت کنند‌.

سعید حجاریان راست میگفت که سلبریتی ها را باید راضی نگاه داشت، چرا که وقتی سلبریتی ها زبان مردم میشوند، از سازمان های ورشکسته ای چو صدا و سیما با چندین هزار کارمند هم کاری بر نمی آید. فقط نگاهی به اینستاگرام علی کریمی بیاندازید تا ببینید میلیون ها ایرانی مرجعشان شده است او. دوره، دوره شبکه های اجتماعی و نسل جدید است. من همیشه از خانواده کارداشیان ها بیزار بوده ام. اینکه در جهان امروزی بالای ۲۰۰ میلیون نفر عاشق باسن کیم کارداشیان باشند، یعنی جهان ما تباه است؛ اما همین باسن مبارک در این چند روز با هر پستی که گذاشت نزدیک به ۲۴۰ میلیون نفر را در جهان آگاه از جنایاتی کرد که در ایران در حال انجام است. وقتی باسن بی هنر کارداشیان ها میتواند این همه جمعیت را آگاه کند، معلوم است که باید سعی کنیم سلبریتی ها را با فشار مثبت به جبهه حمایت از مردم بکشیم.

یادمان باشد این خیابان دو طرفه است و نسل فعلی باید خطاها و رذالت های صورت گرفته توسط فواحش سیاسی ۵۷ تی را جبران کند‌. یکی از آن خطاها بی مرامی بود که نسل ۵۷ تی_ با فریب ارتش و حمایت از کشتار سران بی گناهش _ مرتکب بزرگترین جنایت شدند. جنایتی که باعث شد نیروهای نظامی در رژیم فعلی _ به خاطر آن حرکت نازنانه و پیمان شکن_ بترسند که اسلحه بر زمین بگذارند، چرا که مدام حکومت در جلسات توجیهی به ایشان یادآوری میکند آنها که قهرمانان این مردم بودند، سرنوشتشان اعدام شد، وای بر حال شما سپاهیان که اگرگیر این مردم بیفتید، روزگارتان سیاه است.

مورد دیگر سکوت این نسل سرشکسته و نادان در برابر ممنوع الکاری فردین ها و بهروز وثوقی ها و فروزان ها است. این پیرمردان و پیرزنان لجبازی که در این ۴ دهه چوب لای چرخ براندازی نظام بوده اند، با سکوت خویش در برابر اوباشی از جنس محسن مخملباف ها در آن دوران بیشعوری همگانی ، باعث شدند سلبریتی های امروز هم همانند نظامیان از اینکه در جبهه مردم قرار بگیرند، بترسند. نسل دهه هشتادی باید خطای آنها را نه تنها مرتکب نشود بلکه با جبران آن و حمایت کامل از محمود شهریاری ها و حامد بهدادها و کتایون ریاحی ها و علی کریمی ها، نشان دهد این نسل با ترمیناتورهای ۵۷ تی و گروه های چپ و وطن فروش فرق دارد و پای حامیانش می ایستد.

خیابان سلبریتی ها و مردم دو طرفه است‌. نگاهی به سرگذشت غمگین رامین پرچمی بیاندازید تا ببینید چرا عده ای هنوز مردد هستند‌. اگر میخواهید سلبریتی ها در جبهه شما باشند، باید نشان دهید که نمیگذارید حکومت آنها را ترورشغلی و شخصیتی کند. باید چنان هزینه دستگیری هنرمندان طرف مردم را بالا ببرید که حکومت جرات نکند سراغ بقیه بیاید.

سیاست این حکومت النصر بالرعب است. این حکومت همیشه عده ای را به بدترین شکل ممکن تنبیه و از زندگی ساقط میکند، تا بقیه حواسشان سر جایش بیاید‌. این دکترین را با پدید آوردن وحشتی بزرگ تر بشکنید. صدای محمود شهریاری ها و حامد بهدادها باشید و از شبکه های اجتماعی به بهترین نحو در جهت رهایی ایران از این جرثومه تباهی استفاده کنید.

مگذارید خون مهساها و حدیث ها و نداها و سهراب ها و همه قربانیان نسل پس از انقلاب، بی فایده شود. اگر این حکومت موفق به خاموش کردن و سرد کردن و به بیراه کشیدن این جنبش شود، فضایی چند برابر بدتر از دهه سیاه شصت در راه است. خدای دهه شصت و انقلاب سیاه ۵۷ و جمهوری اسلامی و پدید آوردگان فسیل و نادان و رهبر کثیف و متوهمی به نام خامنه ای را به فاضلاب تاریخ بسپارید، تا ایران برای همیشه رها شود‌.

نسل امروز اگر موفق به برانداختن این نهایت تباهی و سیاهی ها شود، دیگر در هیچ دوره ای هیچ خامنه ای ( مینویسم خامنه ای، چون تنها خامنه ای خامنه ای است؛ او فراتر از دیکتاتور ، بالاتر از خدا نشسته است. شما اگر فحش خوار و مادر به خدا بدهید مجازاتی ندارید اما اگر به توله سگ آقا، مجتبی سعید طوسی دوست بگویید خواب رهبری نبیند، سزایتان گلوله و شیشه نوشابه است) نمیتواند ایران را دوباره اشغال کند.

جمهوری اسلامی و خامنه ای آخرین اشغالگرانی بودند که بر مردم ایران حکومت کردند و مثل چنگیز و اسکندر و صدام شکست خوردند.

زن زندگی آزادی

مرگ بر خامنه ای

مرگ بر جمهوری اسلامی

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
1 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها