شتیله گیری امام معصوم از مردم بدبخت

حسن بن علی بن زیاد، معروف به وشاء پارچه فروش بود، می گوید:

در سفری به خراسان رفتم وهمراه خودم متاعی بود، در میان آن پارچه گلدار در یکی از بغچه ها وجود داشت، که خودم از آن اطلاعی نداشتم، هنگامی که وارد شهر مرو شدم، و در منزلی سکونت نمودم، یک نفر مدنی (اهالی شهرمدینه) بدون سابقه نزد من آمد و گفت: حضرت رضا(ع) می فرماید: آن جامه گلدار را که در نزدت است برای من بفرست!
من گفتم: چه کسی ورود مرا به مرو، به حضرت رضا(ع) اطلاع داد، من همین لحظه وارد مرو شدم، وانگهی نزد من پارچه گلدار نیست.
آن مرد مدنی رفت، و سپس بازگشت و گفت: حضرت رضا(ع) می فرماید: آن پارچه گلدار در فلان جا و در میان فلان بغچه است، و بغچه اش چنین و چنان می باشد!!
آنگاه من آن بغچه را پیدا کردم و گشودم و در زیر آن، پارچه گلدار را یافتم و برای آن حضرت فرستادم.

اصول کافی- باب ما یفصل به دعوی المحق و المبطل- حدیث 12، ص 354 – ج 1

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
2 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها