شیوه برنامه ریزی آخوندها

متاسفانه قرنهاست که خرافات اسلامی از طریق آخوندهای متحجر و بیسواد وارد اعماق فرهنگ جامعه ما شده بطوریکه رهایی از چنین رسوبات خرافی و گمراه کننده که حاصلی جز تعطیلی عقل و منطق نداشته و ندارد و صدمات زیادی را به ایرانیان زده است.

این شیوه و روش زندگی بدون حساب و کتاب حرکت کردن و تصمیمات کیلویی گرفتن، از جمله میراث شومی است که حتی بعد از سقوط جمهوری اسلامی همچنان گرفتارش خواهیم بود.

بعنوان مثال طرف میخواهد به مسافرت برود. بجای آنکه از قبل برایش برنامه ریزی کند. وسیله اش را اماده کند. مقصد و محل اقامت را فراهم و رزرو نماید. هزینه های مسافرت را محاسبه و پول لازم را کنار بگذارد و وسایل مورد نیاز را بسته بندی و آماده کند، همینطوری الله بختکی راه می افتد و توکل برخدا میرود و انتظار دارد هیچ اتفاق بدی هم برایش نیفتد و اگر افتاد لابد قضا و قدر الهی بوده!

با این مقدمه برویم یکی از کرامات و مکاشفات حضرت ایت الله بهاء الدینی را با هم بخوانیم و آنوقت دریابیم چنین افرادی 40 سال اداره یک کشور پهناور و مهمی مثل ایران را بعهده دارند. مسئولان و رهبران جمهوری اسلامی کشور را در بحران و انزوا برده اند و امید دارند خدا خودش یکجوری مشکلات کشور را حل می کند:

روزی یکی از شاگردان و نزدیکان آقا  برایم نقل کرد که خدمت آقا (یعنی آیت الله بهاء الدینی ) بودم صحبت از مسافرت و زیارت وجود مقدس امام رضا علیه السلام شد، گفتم چه خوب بود می رفتیم مشهد!

آقا فرمود برویم. گفتم چه وقت فرمود الان ، عبا و عصای آقا را آوردم – مهیای سفر شدیم، ناگاه یادم آمد که هیچ پول ندارم – با خود گفتم، نکند آقا هم پول نداشته باشد. با خود گفتم بهتر است ماجرا را به آقا بگویم. عرض کردم آقا من هیچ پول ندارم ، فرمود من هم ندارم، گفتم پس چه کار کنیم فرمود برویم. بدون پول حرکت کردیم از حسینیه آقا پیاده آمدم تا سر خیابان ، منتظر ماندیم ناگهان دیدم از آخر خیابان چهارمردان جوانی با دوچرخه به سرعت می آید وقتی نزدیک آمد ایستاد و کیسه ای پول به آقا داد و گفت آقا این پول مال شماست ، آقا فرمود فلانی بگیر و برویم.

به اشتراک بگذارید:
2 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها