عاشورای خونین آبان 98 و یزید زمان! فیروز نجومی

اگر در عاشورای حسینی، امام حسین و اعضاز خانواده و یارانش، جمعا  72 نفر، بدست لشگر یرید بن معاویه، خلیفه مسلین کشته شدند، در آبان ماه 98 تعدا نامعلومی از مردم این سر زمین در خیابانها و کوچه پس کوچه های شهرها و حتی نیزارها، بدست لشگر جانشین امام، آخوند خامنه ای، در سراسر کشور بخاک و خون خود غلتیدند. تعداد کشته شدگان را رسما 200 نفر اعلام کرده اند، حال آنکه رویترز از 1500 کشته خبر میدهد و اخیرا محققان ایرانی تعداد تلفات را از 3000 تا 8000 نفر تخمین میزنند. در میان این کشته شدگان، چه گلهایی که شکفته نشده پرپر شدند. نه تنها خانواده خود را تا ابد داغدار کردند بلکه تردید ندارم که بر روح و جان ملت نیز مهر داغ نهادند، نشانی که هرگز فراموش نشود.

آبان

آیا کسی میتواند تصویر جونان برومندی همچون پویا بختیاری و یا نوید افکاری را از خاطر بزداید؟ اگرچه افکاری، هدف گلوله های سربازان نظام قرار نگرفت بلکه دست بسته، پس از دو سال تحمل درد شکنجه بدار آویخته شد. در عاشورای ابان 98 هزاران جوان همچون پویا و نوید بقتل رسیدند. آیا پس از عاشورای ابان، باید بار دیگر در عزای مقاتله امام سوم بسوک بنشینیم و اشک بریزیم؟ آیا نباید عاشورای آبان را باید جایگزین عاشورای حسینی نمائیم؟ آیا شرم آور نیست که پرپر شدن هزاران هزار گلهای نا شکفته ای همچون پویا و نوید را در عاشورای 98 بدست فراموشی بسپاریم و همچنان برای مقاتله امام حسین در صحرای کربلا به سوک و عزا بنیشینم؟ آیا قرنها سوکواری برای مقاتله یک بیگانه، شرم آور نیست؟

 بجاست که بخاطر داشته باشیم، عاشورای آبان 98، اولین عاشورای خونینی نبوده است که بدست جانشینان امام، در 42 سال گذشته تولید و باز تولید گردیده است. البته که باید هم عاشوارهایی آغشته بخون هزاران هزار انسان دگراندیش و معترض و مخالف، در دوران جانشین امام، همواره تکرار شود، چون هنوز در عاشورای حسینی غرق در سیاه میشویم، خود میزنیم و جسم خود مجروح و زخمین میکنیم، بسر تیغ میکشیم، گل بخود میمالیم، اماده که بجای حسین بزیر خاک مدفون شویم، اما،به عاشوراهای خونینی که بدست آخوندهای حاکم، تولید و باز تولید شده اند، از جمله عاشورای خونین 98 ، نمیتوانیم چندان اهمیتی بدهیم، حتی آگر بخواهیم. چون عاشورا، تنها عاشورای حسینی ست. این است که مراسم سوکوواری و عزا داری را در مقاتله امام حسین در صحرای کربلا ، هم چنان برگزار میکنیم، سال پس از سال و نسل پس از نسل. 

بدرستی روشن نیست که ولی فقیه، آخوند خامنه ای بچه دلیلی با افزایش ناگهانی 300 درصدی قیمت بنزین موافقت کرده است. آیا بمانند یزید بن معاویه، بینان خلافت خود را بخطر میدید و یا در این اندیشه بود که با افزایش 300 درصدی، بتواند سوراخ و سنبه های نظام را پر کند، مثلا بدرد کسر بودجه بزند، هزینه پرداخت یارانه ها به 60 میلیون از جمعیت کشور کند و از قاچاق سوخت ارزان از داخل بخارج جلوگیری نماید.  فرمانروای کل، آخوند خامنه ای، خود چگونگی اتخاذ این تصمیم را به نقل از پایگاه خبری رهبر اینگونه شرح میدهد: 

گفتم من صاحبنظر نیستم لکن اگر سران سه قوه تصمیم بگیرند من حمایت میکنم. من این را گفتم، حمایت هم میکنم. سران قوایند، نشستند با پشتوانه‌ی کارشناسی یک تصمیمی برای کشور گرفتند،

برغم تمام فروتنی که آخوند خامنه ای، بزبان بیان میکند،  گفتمان آخوند خامنه ای، گفتمان ارباب-رعیتی ست. من میگویم تو بشنو و لام تاکام چیزی بر زبان نیاور. او با اینکه صاحب نظر نیست بخوبی آگاه است که تنها بفرمان او بستگی دارد. با این وجود، آخوند خامنه ای میخواهد که رعیتها باور کنند که تصمیم سران قوا صد در صد عقلانی و حساب شده بوده است، اگرچه او خود این تصمیم را اتخاذ نکرده است. که حمایت او از تصمیم سران قوا بان دلیل بوده است که از یک “پشتوانه کارشناسانه” برخوردار بود. آخوند خامنه ای این، توضیح را در یک سخنرانی کوتاه چندین بار تکرار میکند، چنانکه گویی مطلبی را میتوانی بصرف تکرار برعیتها بقبولانی. اما، در آن خطبه کوتاه، دم خروس معلوم بود. با این وجود سعی میکرد که پنهانش نگاه دارد. چه کار آخوند فریبکاری ست نه رو راستی. البته که جانشین امام، آخوند خامنه ای نمیتوانست حقیقت را بزبان بیاورد. او از   مخالفت اعضای مجلس شورای ولایت با افزیش ناگهانی قیمت حامل های انرژی آگاه بود و ناچار بود شخصا فرمان خود را به نمایندگان مخابره کند که مصلحت نظام است. آخوند رئیسی، رئیس قوه قضاییه نیز از مخالفتهای خود با این تصمیم داد سخن میداد. رئیس جمهور، آخوند روحانی هم بارها گفته است که به “مسئولین” گفته بوده است که اصلا بمن نگویید در چه زمانی این تصمیم باجرا گذاشته میشود.

برغم تمام توجیهات و توضیحات، تصمیم به افزایش 300 در صدی قیمت بنزین، هنور در هاله ای از ابهام قرار دارد. هیچ یک از سران سه قوای کشور حاضر به پذیرش مسئولیت این تصمیم نیستند، تصمیمی که هزاران انسان را بخاک و خون کشانده و به زندانی کردن تعدادی بیشمار انجامیده است، از تلافات جان انسانها که بگذریم پس از گذشت یکسال بیش از آنکه تحریمات نقش عمده ای در سیر صعودی قیمتها داشته باشد، افزایش 300 درصدی قیمت بنزین بوده که نقش اساسی را بازی کرده است. برغم بررسی های بانک مرکزی که تاثیر افزایش قیمت بنزین را بر نرخ تورم تا 3.5 در صد، تخمین زده بود، بسیاری از کارشناسان به بازتاب سریع افزیش قیمت حامل های انرژی در نرخ حمل و نقل و به تبع آن در قیمت سایر کالاهای اساسی هشدار داده بودند. مقایسه قیمت های کالاهای اساسی در ابان سال گذشته با امسال بطور متوسط از افرایش 150 درصدی خبر میدهد. بعنوان مثال قیمت دلار در آبان سال گذشته 11 هزار تومن بود که اکنون به بیش از 25 هزار تومن افزایش یافته است، سکه 209  و پراید  145 درصد افزایش داشته اند. کارشناسان اقتصادی افزایش قیمت ها را مستقیم به افزایش 300 درصدی بنزین نسبت میدهند نه تحریمات شدید دانالد ترامپ. از سوی دیگر، افزایش قیمت حامل های انرژی بعنوان راهکاری برای توقف قاچاق سوخت چندان تاثیری نداشته است.

از هر زاویه که بنگری افزایش ناگهانی 300 درصدی بنزین، چیزی جز ضرر و زیان ببار نیاورده است.  بدرستی هم هنوز روشن نیست که در پاسخ به چه مشکل و یا مشکلاتی این تصمیم اتخاذ گردیده است. ظاهرا رهبر معظم انقلاب، به نقل از یک مقام حزب اللهی، نظرچندان خوشی به “ولنگاری” در مصرف نفت نداشته است و ظاهرا باین دلیل بوده است که ولی فقیه از افزایش ناکهانی قیمت بنزین حمایت کرده است. اما، اگر به نتایج حاصل از افزایش ناگهانی قیمت بیزین بنگریم، باید افزایش 300 درصدی قیمت بنزین را قبل از هرچیز یک تصمیم امنیتی خواند و نوعی امادگی برای خیزشها و خروش های بزرگتر در آینده. چه نظام بخوبی آگاه است که نمیتواند به نیازها و مطالبات و نارضایی های فزاینده مردم پاسخگو باشد و از گسترش فقر و فساد جلوگیری نماید، ظاهرا، برغم تلاش و کوششی که در برآوردن نیازهای عمومی میکند. شرایطی که سخت انفجار آمیز است، بویژه اگر نفوذ و نیروی بسیج کننده رسانه های جمعی و اطلاعات و مطالبات نوپدید را در جامعه در نظر آوریم. تحت جنین شرایطی نظام دیر یا زود به خیزش و خروش های جمعی روی در روی خواهد گردید که اگر سریع در نطفه خفه نگردند، گسترش آن بیک جنبش براندازی در سراسر کشور بسیار امکان پذیر است. این مطلب برگرفته شده است از فصل نامه “افاق امنیت” که بنا بر گزارش ایران وایر، وابسته به «دانشگاه امام حسین» سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ست، فصل نامه ای که روش های “کنترل کنش های جمعی برانداز” را مورد بررسی قرار میدهد که بعضا نیز در سرکوب تظاهرات آبان 98 هم بکار رفته است. 

شاید، از آنچه که آمد، عاشورای ابان 98 را باید ناشی از نگرانی نظام از خیزش و خروش مردم در واکنش به فقر و درماندگی افزینده دانست که بر اساس بررسی های امنیتی دیر یا زود انتظار وقوع آنرا داشته اند. نگرانی نظام البته دو چندان میشود اگر برنامه فشار حداکثری ترامپ را هم بحساب آوریم. یک محاسبه سرانگشتی کافی ست که نشان دهد صلاح در آنستکه بجای آنکه بانتظار نشست تا مردم گرسنه بر خیزند بنیان نظام را بلرزه در آورند، نظام خود آنها را به خروش و خیزش به خیابانها فراخوند. بدین لحاظ “توطئه ی” افزایش 300 درصدی قیمت بنزین را طراحی کردند تا مردم را غافل گیر کنند و به آنان همچنانکه در فصل نامه افاق امنیت آمده بود، درسی بیاموزند که هرگز به ندای “رهایی” پاسخ نگویند و همچنان در تبعیت از غریزه حیاط پیروی کنند. که همچون حیوان دم فرو بندند، سر بزیر افکنند و همچون یک رعیت فرمانبر شکر فرامانراو را پیوسته بجا آورند چنانکه گویی او بمانند الله، “رب العالمین” است. 

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

به اشتراک بگذارید:
مشترک شوید
پیام رسانی در صورت
guest
0 نظر
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها
0
اگر مایلید نظر بدهیدx
()
x