عاقبت خویشتنداری دشمن را به حساب ضعف او گذاشتن

در تاریخ ایران بارها به وقایعی برمیخوریم که غرور کاذب و تکبر حاکمان وقت باعث لشگر کشی بیگانه شد که حاصلش کشته شدن هزاران ایرانی و از دست رفتن بخشی از سرزمین پهناور ایران شد.

در واقع اگر فقط کمی واقع نگری نسبت به قدرت و امکانات دشمن در بین حاکمان ایران وجود داشت هرگز چنان بلاهای سهمگینی پدید نمی آمد.

حادثه اول: چرا مغول ها به ایران حمله کردند؟

اگر پادشاهان خوارزمشاهیان عاقل بودند و فرستادگان مغولها را نمی کشتند شاید مغولها هرگز به ایران حمله نمی کردند. عجیب این است که سه بار فرستادگان چنگیزخان برای پادشاه ایرانی هدایا و پیام دوستی اوردند و هر سه بار فرستادگان مغول را گردن زدند.

چنگیزخان به رواج بازرگانی و تردد تجار علاقهٔ فراوانی داشت و بازرگانی را تشویق می‌نمود و برای همین در صدد برآمد با سلطان محمد خوارزمشاه که او را پادشاهی مقتدر می‌دانست روابط دوستانه برقرار سازد. به همین منظور جمعی از تجار خود را به ریاست محمود یلواج با هدایایی به خدمت سلطان محمد فرستاد و او را از وسعت کشور و قدرت و لشکر و آبادانی متصرفاتش مطلع ساخت. سلطان محمد نیز که در صدد توسعه متصرفات خود بود از اینکه چنگیز او را در نامه‌اش فرزند خطاب کرده بود خشمگین شد.

چنگیزخان و در ابتدا، نسبت به سلطان محمد خوارزمشاه ادب و احترام را رعایت نمود، ولی این پادشاه با تدابیر خصمانهٔ خود موجبات غضب خان مغول را فراهم کرد و هجوم ویرانگر او به سرزمین ایران را باعث گردید. حملهٔ مغول در پی قتل ۴۵۰ بازرگان مغولی در شهر اترار آغاز شد.

حادثه دوم: جنگ چالدران چرا اتفاق افتاد؟

در اوايل سلطنت شاه اسماعيل اول و تشكيل سلسله صفوي، او توانست كردستان و شهرهای مقدس عراق را فتح كند و با تكيه بر شمشیر، بسیاری از آنها را مجبور به گرویدن به آئین تشیع نماید. نیروهای متصب او (قزلباش ها) روستاهای سنی نشین مرزی را قتل عام کردند و عده ای پا به فرار گذاشته و به دولت عثمانی پناه بردند. از طرفی دیگر، پسر عموی سلطان سلیم در اثر اختلافات خانوادگی از عثمانی فرار کرد و به ایران پناهنده شد. شاه اسماعیل او را پذیرفت و همین سبب اوج گیری اختلافات شد. سلطان سلیم که از ظلم و جوری که در حق مسلمانان اهل تسنن و ارامنه شهرهای مرزی خسته شده بود  بارها سفیرانی به سوی شاه اسماعیل فرستاد و او را دعوت به مراعات و انصاف کرد اما شاه اسماعیل صفوی دقیقا مثل علی خامنه ای یک متعصب مغرور و متکبر بود و به تذکرات سلطان عثمانی توجهی نکرد.

چالدران دشتی است در شمال غربی ایران که در شصت و چهار فرسخی تبریز و شمال غربی خوی واقع شده است این دشت بین دو رشته کوه قرار دارد. جنگ چالدران در ماه رجب سال 920 هجری قمری در دشت چالدران بین  سپاه صفوی و سپاه عثمانی به وقوع پیوست که منجر به شکست سخت شاه اسماعیل شد و لشگر عثمانی کردستان و شهرهای آذربایجان ، تبریز، زنجان و همدان را تصرف کردند. جدا شدن مناطقی نظیر: دیاربکر، مرعش، البستان از تصرف صفویان و ضمیمه شدن به امپراطوری عثمانی از نتایج این جنگ بود.

شکست چالدران خود پرستی و تکبر شاه اسماعیل را به افسردگی بدل ساخت، پوشیدن لباس و عمامه سیاه و گرفتن پرچمهای سیاه از آن زمان در ایران متداول شد.

 

 

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
2 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها