عملیات در ایران (بخش دوم)

در اوت 1914 هنگامی که جنگ آغاز شد دو هفته بیشتر از تاجگذاری احمد شاه نمیگذشت و ایران که از فقدان یک دولت ملی رنج میبرد و در آستانه ورشکستگی قرار داشت نیروی نظامی کافی برای حفاظت از تمامیت ارضی خویش نداشت و حال خود را در شرایط اسف باری می یافت.

مناطق شمال غربی ایران در اشغال روسیه بود و نیروهای ترکیه در غرب دریاچه ارومیه مواضع استراتژیک مهمی را در تصرف داشتند. در این میان عوامل ترک و آلمانی در ایران به جعل و نشر انواع اکاذیب اشتغال داشته و تبلیغ جهاد میکردند. از جمله افسانه هائی که دشمنان ما منتشر ساختند و بسیاری از ایرانیان نیز آن را باور کردند، یکی هم این بود که امپراتور و ملت آلمان مسلمان شده اند.

ورود عثمانی به جنگ در اواخر اکتبر به مشکلات ایران اقزود و فی الفور اعلام بی طرفی نمود ولی گروه نسبتا وسیعی از ایرانیان که تمایلات پان اسلامی داشتند به علت رشوه های هنگفت و شدت و حدت تبلیغات و بیانیه های مجتهدین شیعه بین النهرین که از پیروان ایرانی خود خواسته بودند با متفقین به جهاد برخیزند روز بروز فعالتر میشدند.

در این میان ما بخشی از نیروهایمان را برای سرکوب شورشی ها به عمان که متحد ما بود بردیم و در سومین هفته ژانویه ترکها با اعزام نیرویی به خوزستان بی طرفی ایران را نقض کردند. هدف از این تهاجم ترتیب یک حمله جناحی به نیروی انگلیسی مستقر در بصره و انهدام خط لوله نفت بریتانیا بود. در آغاز امید میرفت که شیخ محمره و بختیاریها از عهده حفاظت از اهواز و لوله ها و حوزه های نفتی برآیند ولی رشوه های عثمانی و فریاد الجهاد آنها باعث شد که گروهی از عشایر بخشی از لوله های نفت را منهدم ساختند… لهذا بریتانیا وادار شد نیروی مختصری را از شط العرب به داخل کارون اعزام دارد.

در اوائل فوریه دولت ایران از تعداد روز افزون کنسولهائی که دولت آلمان در کشور معین میساخت اظهار نگرانی کرد. عوامل آلمان کماکان بدون اجازه ایران خود را کنسول خوانده و عوامل عثمانی نیز به نحو روز افزونی راهی کشور شدند و برای کشاندن ایران به جنگ کوشش میکردند. سه نفر از آلمانیهائی که از طریق پشت کوه از بغداد به شوشتر آمده بودند حال در تلاش بودند که رجال و روحانیون محلی را به جهاد با بریتانیا برانگیزند. یکی از این آلمانها کنسول سابق آلمان در بوشهر موسوم به واسموس عازم شیراز بود. در شیراز تمایلات آشکار آلمان خواهانه والی فارس، مخبرالسلطنه هدایت، و افسران سوئدی ژاندارمری باعث نگرانی ما شده بود. در این وضعیت ژنرال برت فرمانده نیروی بین النهرین و سر پرسی کاکس نماینده سیاسی بریتانیا در خلیج فارس به این نتیجه رسیدند که مقتضیات نظامی حکم میکند تمام اتباع آلمانی که در دسترس بودند بازداشت گردند.

در بوشهر دو تن از اتباع آلمان از جمله دکتر لیسترمن کنسول آلمان بازداشت شدند و مدارک به دست آمده نشان میداد که سفارت آلمان در تهران حکم انهدام کابل تلگرافی انگلستان به هند را صادر کرده بود و دستور العملهائی هم برای حمله به نمایندگی بریتانیا در بوشهر وجود داشت. لیسترمن در آن ایام تلاش کرده بود که خان دلوار را بدین امر تحریک نماید.

در کرمانشاه شونمان که خود را کنسول آلمان میخواند درگیر تبلیغ و تحریک بود و گزارشاتی مبنی بر تمایل غلامرضا خان والی پشتکوه نسبت به ترکها و اقدامات موفقیت آمیز آلمانی دیگر پوژن در اصفهان بر ضد متفقین میتوانست اوضاع را خطرناک بگرداند.

در 6 مارس نیروهای روسی قوای عثمانی و کردها را از دیلمقان بیرون راندند. اندکی پس از این ماجرا در مورد مناطق دیلمقان و ارومیه و وضعیت بحرانی جوامع مسیحی محل و حدود ده هزار تن از مهاجران آسوری که از قلمرو عثمانی گریخته بودند گزارشات متعددی به تبریز و تهران رسید. کردها به تحریک ترکها یا حکام محلی ایران بسیاری از روستاهای مسیحی نشین را چپاول کرده و ساکنین آنها را قتل عام کرده بودند.

نیروهای ترک در 12 آوریل قصر شیرین را تصرف کردند. چند روز پیش از هجوم نیروهای عثمانی پرنس رویس سفیر آلمان همراه با سفیر اتریش وارد قلمرو ایران شد. هجوم ترکها و آوازه نهب و غارت بسیاری از روستاهای ایران به دست آنها، نکته ای نبود که با تبلیغات دشمن پیرامون جهاد و اخوت اسلامی جهادگران همخوانی داشته باشد و اخبار ظلم و تعدی ترکها در ایام اشغال کوتاه مدت تبریز و پیش از بازپس گیری آن به دست قوای روسیه نیز به تهران رسید و ممکن بود خشم و تاثر ایرانیان به اعلان جنگ با نیروهای مرکز بیانجامد ولی آلمانها که به ضرورت متوقف ساختن رئوف بیگ آگاه بودند مراتب را به سفیر عثمانی اطلاع دادند و ترکیه نیز پیشروی نیروهایش را در کرند متوقف ساخت.

مشیرالدوله اندکی پس از خبر پیشروی ترکها استعفا داد و سفرای بریتانیا و فرانسه و روسیه به حضور شاه رسیده و از او خواستند که شخصیت مورد نظر آنها را به ریاست وزراء معین سازد و او نیز عین الدوله را بدین سمت منصوب ساخت.

دولت ایران ناراضی بود و طی تلگرافی از حکومت هند در خواست کرد که اگر دولت بریتانیا میل دارد ایران بی طرف بماند و اتباعش در مخاطره قرار نگیرند باید از اقدامات ناپسندی چون تعطیل تلگرافخانه ها در خوزستان و بازداشت کنسولهای آلمان دست بردارد. باید تمام نیروهای بریتانیا را از ایران فرا خواند و از دولت روسیه نیز بخواهند که نیروهای خود را از خاک ایران خارج کند و اجازه دهند که ایران بتواند آزادانه برای حفظ بی طرفی خود نیروئی را تحت سرپرستی افسران ایران تشکیل دهد.

در اوایل آوریل نیروی پاسدار تلگرافخانه جاسک به 130 تفنگدار ارتقا یافت. دلیل این تقویت نیرو در نا آرامیهای عشایر مکران و گزارشات واصله پیرامون حمله قریب الوقوع نیروی تحت رهبری یکی از سرشناسان معروف به قاچاق اسلحه نهفته بود. حمله مزبور در 17 آوریل صورت گرفت و به راحتی و بدون وارد آمدن تلفاتی بر نیروهای خودی دفع گردید.

آشوب مکران که عمال دشمن در شیراز در آن دست داشتند هنوز آرام نگرفته بود. در هفته سوم آوریل مصلحت دیده شد که با اعزام نیروئی از مسقط قوای پاسدار جاسک و چاه بهار تقویت گردد. گروه مخالفان محلی مذکور موقتا به تخریب خطوط تلگراف بین جاسک و چاه بهار بسنده کرد. در 3 مه چاه بهار که صد نفر از افراد پیاده نظام نود و پنجم تحت فرماندهی ستوان مالتبی حراست از آن را بر عهده داشتند مورد حمله قرار گرفت. مهاجمین پس از چند ساعت جنگ با برجای گذاشتن 20 کشته متفرق شدند. تلفات ما عبارت بود از 4 کشته و 3 مجروح. مخالفان کماکان در آن اطراف بودند و به دعوت جهاد مشغول و باز هم احتمال تهاجم آنها میرفت.

در این مرحله نمایندگان سیاسی بریتانیا و روسیه و فرانسه و بلژیک در تهران به توافق رسیدند که مخاطرات روز افزون اعزام هر چه سریعتر یک نیروی روسی را از انزلی ایجاب میکند. رئوف بیگ با قوای نامنظمش هنوز در کرند بود و فرستادگان آلمان در در کرمانشاه و سلطان آباد و همدان و اصفهان به استخدام و تسلیح افراد مختلف و زد و بند با ایلات مشغول بوده و سعی داشتند با رشوه های هنگفت به روحانیون و مقامات دولتی و ژاندارمها و دموکراتها آنها را بسیج کرده و دولت را وادار به اعلام جنگ علیه متفقین بنمایند.

در ماه مه حاکم ایرانی بوشهر در پی اطلاع از برنامه یکی از کدخدایان روستاهای مجاور برای یورش بر نمایندگی بریتانیا و پس از روی برتافتن ژاندارمها از دستگیری کدخدای مزبور مجبور شد از مقامات بریتانیا تقاضای حمایت نظامی بکند. بی درنگ با تقاضای او موافقت شد و ستونی مرکب از حدود دویست تفنگدار از پیاده نظام نود و ششم برای اجرای حکم حاکم بوشهر حرکت کرده و در پی مقاومت اهالی بر روستا هجوم آورده ، کدخدا را دستگیر و اتباعش را پراکنده ساختند. در این عملیات بیست و هشت نفر از آنها کشته و مجروح و اسیر شدند و تلفات ما سه نفر بود.

در شبانگاه 18 مه مدیر بانک روس (و نایب کنسول روسیه) در اصفهان به قتل رسید. روز بعد عین الدوله که در موقعیت دشواری قرار گرفته بود استعقای خود را تسلیم کرد ولی شاه او را متقاعد ساخت که در مقام خود باقی بماند و روسها یک قوای کوچک در انزلی پیاده نمودند. این اقدام بیانگر آمادگی متفقین در حمایت از عین الدوله بود.

در این زمان گروههای مختلف آلمانی خیال داشتند از ایران گذشته وارد افغانستان شوند تا پادشاه افغانستان را به جنگ با حکومت هند تشویق کنند. در ماه اوت دولت آلمان در اجابت پیشنهاد انور پاشا مبنی بر آن که هیئتی به افغانستان اعزام شود تا امیر آن سامان را به حمله بر هندوستان تشویق کند یک گروه بیست و پنج نفری را به عثمانی اعزام کرد. به گفته نیدرمایر تنها یکی از اعضای این گروه تا حدودی با اوضاع ایران آشنائی داشت. نیدرمایر با بررسی اوضاع به این نتیجه رسید که هیئت مزبور نمیتواند به صورت یکپارچه وارد ایران شود و باید به گروههای کوچکی تقسیم شوند.

اندکی بعد نیدر مایر پیش از دیگران به سوی تهران حرکت کرد و به سوگمایر و زایلر نیز دستور داد که که هر چه سریعتر عازم اصفهان شوند. نیدرمایر بر سر راه خود به تهران در همه جا ایرانیان را نسبت به آلمانها متمایل یافت به استثنای قم.

در ماه ژوئن گزارش رسید که سوگمایر و گریزینگر اصفهان را به مقصد کرمان ترک گفته اند. همچنین دو آلمانی دیگر واگنر و پاشن با گروهی مرکب از هشت سرباز اتریشی و سی ودو چریک ایرانی و یک مسلسل و دوازده بار قاطر مهمات اصفهان را به قصد یزد و مشهد ترک گفته اند. گزارش رسید که گروههای دیگری از افسران و سربازان آلمانی یا اتریشی و چهل وسه ترک و قفقازی به اصفهان رسیده اند و گروهی نیز کرمانشاه را به قصد افغانستان ترک گفته اند. گروههای دیگری نیز در حال گذر از ایران به سوی افغانستان بودند.

سفرای بریتانیا و روسیه که از این اوضاع ناراضی بودند چاره ای جز حمایت از کابینه فعلی در پیش نداشتند. به عقیده سفیر ما مارلینگ ایران عامدا به دشمن ملحق نخواهد شد اما گروههای آلمانی از چنان قدرتی برخوردارند که بدون درگیری مسلحانه امکان دستگیری آنها نمیرود و هیچ دولت ایرانی نیز حاضر نیست مسئولیت چنین امری را بپذیرد.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
2 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها