عملیات در ایران (بخش سوم)

حرکت گروههای آلمانی از اصفهان به مقصد افغانستان باعث شد که حکومت هند به کنسولها و مقامات انگلیسی در شرق ایران اجازه دهد اقدامات پیشگیرانه لازم را مجری دارند. از کنسولهایمان در مشهد، کرمان، سیستان و افسران سیاسی در مرز ایران و بلوچستان خواسته شد تا اطلاعات را کسب و مخابره نموده و اهالی را بر ضد اقدامات آلمان که با بی طرفی ایران مغایرت داشت برانگیزند. آخرین اخبار مربوط به پنج گروه مجزای آلمانی در اختیار میجر دیل که با نیم گردان از نیروی نوزدهم پنجابی در کچه در حوالی رباط مستقر بود قرار گرفت که در صورت ورود هر یک از آنها به سیستان راه را بر آنها گرفته و موجبات اسارت یا انهدامشان را فراهم آورد. از میجر پریدو در سیستان نیز خواسته شد که با وی همکاری کند.

همزمان در روز 12 ژوئیه عشایر بر نیروهای انگلیسی مستقر در بوشهر یورش آوردند. از چندی پیش واسموس در تلاش بود که خانهای محلی را بر ضد ما بشوراند. شیخ حسن خان چاه کوتاهی، غضنفرالسلطنه برازجانی، رئیس علی دلواری و زایر خضر خان تنگستانی از چهره های سرشناس این عده بودند. در 8 ژوئیه ژنرال نیکسون تلگراف کرده بود که واسموس همراه با هزار ایلیاتی مسلح، یک عراده توپ و یک قبضه مسلسل در چهارده مایلی شرق بوشهر خیال دارد حمله سریعی را ترتیب دهد ولی به این زودیها احتمال حمله نمیرود. از این رو میجر اولیفانت فرمانده نیروهای مستقر در مواضع مقدم گزارش حضور سیصد یا چهارصد تن از عشایر منخاصم را در دومایلی جنوب نمایندگی بریتانیا معتبر تلقی نکرد. لهذا وی و کاپیتان رنکینگ از بخش سیاسی تصمیم گرفتند که به همراه پنج سوار و بیست و هفت تفنگدار از پیاده نظام نود وششم برای تحقیق حرکت کنند. متاسفانه این دو افسر و گروه جلودار آنها از بخش اصلی قوا جلو افتاده و پای در کمینگاه دشمن نهادند. هر دوی انها کشته شده و سه تن از سپاهیانشان نیز مقتول یا مجروح شدند. در ساعت هفت بعد از ظهر و بار دیگر در چهار صبح روز 13 ژوئیه عشایر که اکثرا از اهالی دلوار بودند از سمت جنوب به مواضع خط مقدم ما هجوم آوردند ولی به آسانی عقب رانده شدند.

در شرق ایران ستاد فرماندهی هند توانست بر اساس گزارشات مربوط به حرکت هفت گروه مسلح آلمانی برآوردهای دقیقی به عمل آورد. گروهی تحت سرپرستی سوگمایر و گریزینگر مرکب از یک بنگالی و سی و دو سوار ایرانی هنوز در کرمان بودند. گروه واگنر مرکب از هشت اتریشی و سی و دو سوار ایرانی نائین را به قصد طبس ترک گفته بودند. واگنر عازم بیرجند و پاشن روانه تون بود. دو. گروه دیگر تحت سرپرستی هنتیگ و نیدرمایر مرکب از هفده آلمانی یا اتریشی، یک افغان و سی و یک سوار ایرانی نائین را به قصد طبس ترک گفتند. دو گروه دیگر نیز که بیش از یازده آلمانی یا اتریشی، ده قفقازی و سیزده سوار ایرانی در میان داشتند اصفهان را به قصد طبس ترک گفته بودند.

در 27 ژوئیه وزارت امور هندوستان تلگراف کرد که یک هزار قزاق روسی دیگر به اتفاق چهار مسلسل برای حمله به آلمانهائی که از راه طبس نزدیک میشدند حرکت کرده است و مقامات روسی خواستار آن شده اند که ما حفاظت از بخش جنوب شرقی ایران را به عهده گیریم. در 30 ژوئیه آلمانها در پی یک درگیری مختصر و غیر قطعی با گروهی از طلایه داران نیروی قزاق بار و بنه خویش را بر جای گذاشته و گریختند. گویا در میان اثاثیه برجای مانده گذشته از بمب و اسلحه و مهمات، هدایائی نیز بود.

در 29 مرداد خبر رسید که تعدادی از آلمانها به اتفاق حدود دویست ایرانی از خور به سمت نه حرکت کرده اند. میجر دیل به محض دریافت این خبر با پنجاه سوار و یکصد تفنگدار عازم نه شد. روز بعد میجر دیل گزارش داد که به گزارش قزاقهای روس در خلال شبهای 28 تا 29 مرداد گروهی مرکب از شش آلمانی و دو شاهزاده هندی, دو یا سه ترک، شش آفریدی (پاکستانی) و حدودشصت همراه مسلح در چاه ریگ از مرز افغانستان گذشته اند و چند روز بعد خبر رسید که به هرات رسیده اند. گروههای تحت سرپرستی هنتیگ و نیدرمایر (1) پس از ملحق شدن به گروه واگنر مطلع شدند که نیروهای روسی در تون مستقر میباشند و گروهی نیز از تربت حیدریه به سمت بیرجند می آیند. آنها تصمیم گرفتند به سه گروه تقسیم شوند و دو گروه موظف بود که توجه دشمن را از مسیر عبور گروه سوم به داخل افغانستان به جانب دیگر معطوف دارد. گروه عازم افغانستان نیز میبایست به دو بخش تقسیم گردد. ستونی مرکب از قاطرهای سبک وزن و بخش دیگر شترهائی که ذخیره آب و خوراک را بر پشت داشتند و میشد در صورت ضرورت آنها را ترک نمود. در ادامه گروه سوم پس از عبور از دوهک ودیگ را برجای گذاشتند تا توجه انگلیسیها را به خود معطوف دارد. از این مرحله به بعد نیدرمایر شبانه روز به پیشروی ادامه داد و طولی نکشید که وادار شد شترهایش را بر جای گذارد و تمام گروه در شب 28 مرداد در حوالی یزدان از مرز عبور کرد. نیدرمایر اظهار میدارد که بعدها از امیر افغانستان شنید که نیروهای متعاقب مرکب از  10000 (؟) سرباز هندی-انگلیسی و یک تیپ مختلط روس با نیم روز فاصله به مرز رسیدند.  

در 10 آگوست نیروی مختصری برای اجرای یک رشته عملیات تنبیهی بوشهر را به قصد دلوار ترک گفتند. نیروی مزبور عبارت بود از ناوهای جونو، پیراموس، لاورنس و دالهوزی تحت فرماندهی کاپیتان ویک و نیمی از پیاده نظام نود و ششم به انضمام دو مسلسل به فرماندهی میجر وینتل. ابهامات موجود در مورد عمق آبهای ساحلی و امواج قوی حاصل از بادهای تند آن کرانه پیاده نمودن قوا را تا پیش از  13 اوت میسر نساخت و این فرصتی پیش آورد که عشایر استحکامات خود را در کناره دریا کامل نمایند. البته در طول روز توپخانه ناوها مانع از فعالیت عشایر شد. در 13 آگوست نیروهای بریتانیا پس از استقرار در قایقها در سه صف حرکت خود را به سوی ساحل تحت پوشش آتش توپخانه و چهار مسلسل دریایی مستقر در قایقها آغاز کردند. هدف آن بود که در شمال مواضع دفاعی دشمن پیاده شوند ولی امواج پر قدرت ساحلی قایقها را به سمت راست مواضع دشمن منحرف کرد و با نزدیکتر شدن به خطوط دشمن، شانزده تن از نیروهای بریتانیایی از پا در آمدند. به محض آن که نیروهای ما خود را به ساحل رساندند حدود 150 تا 200 ایلیاتی سریعا سنگرهای خود را ترک گفته و عقب نشستند. سپس باقی نیروهائی که می بایست پیاده گردند به انضمام تجهیزات لازم به ساحل آورده شدند. کل نیروهائی که در ساحل پیاده شدند عبارت بودند از پنجاه تفنگدار دریایی با پنج مسلسل دریایی، بیست ملوان برای تخریب و دویست و هشتاد تفنگدار از پیاده نظام نود و ششم با دو مسلسل.

روستای دلوار کهنه در حدود یک مایلی شرق، در کفه همواری قرار داشت که جز تعدادی نخلستان پراکنده از پوشش دیگری برخوردار نبود. از محل دقیق دلوار نو و قلعه آن اطلاعی در دست نبود. گروههای شناسایی گزارش دادند که حدود سیصد ایلیاتی در دلوار کهنه و نخلستان جنوب آن مستقر شده اند. میجر وینتل تصمیمی گرفت که نخلستان مزبور را تصرف کند و برای احتراز از تلفات در تاریکی شب حمله کند. میجر وینتل هفتاد تفنگدار را برای دفاع در پایگاه اصلی بر جای گذاشت و در ساعت 3.30 بامداد به اتفاق باقی قوایش حرکت کرد و دشمن را در نخلستان مزبور غافلگیر کرد. عشایر بدون شلیک یک گلوله و با تعجیل تمام گریختند. چون خورشید برآمد دلوار نو در میان کفه همواری در شمال شرق مشاهده گردید. قلعه دلوار نو با دیوارهائی به بلندی 9 متر و برج بلندی بر دروازه آن به نظر میرسید که از نیروی دفاعی شایان توجهی برخوردار باشد. دشمن از قلعه و همچنین مواضعی در خود روستا و شمال و جنوب نخلستان آتش شدیدی بر ما گشود. تعداد آنها بین سیصد تا چهارصد نفر تخمین زده شد.

میجر وینتل که میل نداشت با یورش در طول روز خطر تلفات سنگین نیروهایش را پذیرا گردد تصمیم گرفت فعلا در نخلستان بماند. افرادش نیز به قطع درختان خرما مشغول شدند که بخشی از اقدامات تنبیهی مقرر را تشکیل میداد. حدود دو ساعت بعد در 6.40 بامداد، وینتل طی مخابره علائمی به افسر ارشد دریایی خواستار آن شد که توپخانه ناوها بر دلوار کهنه آتش گشایند. در ناو جونو به غلط چنین مستفاد شد که منظور بمباران دلوار نو است که هنوز تصور مینمودند که در حوالی و نزدیکی شرق نخلستانی قرار دارد که در اشغال نیروهای ما بود. حاصل آن شد که گلوله های آتش توپخانه ناو جونو بر نخلستان مزبور فرود آمد. اگر چه هیچیک از افراد آسیب ندیدند اما آشوب حاصل از آن مشکلاتی پیش آورد و میجر وینتل تصمیم گرفت تا پیش از آن که بتواند مانع از ادامه بمباران شود برای احتراز از تلفات احتمالی فورا به پایگاه اصلی عقب نشینی کند. دشمن فورا این حرکت ما را حدس زد و علیرغم تلفات وارده با تهور به پیشروی دست زد و تلفاتی بر نیروهای بریتانیا وارد آورد. عقب نشینی با نظم تمام صورت گرفت و با آنکه تلفات رزمی کاهش یافت تعدادی از نیروهایمان به علت گرمای فوق العاده تا پیش از رسیدن به پایگاه اصلی از پای در آمدند. ساعات باقیمانده روز به امور شناسائی و هدایت موثر و دقیق توپخانه ناوها بر آن دو روستا صرف شد. میجر وینتل تصمیم گرفت که سحرگاه روز بعد بر دهکده و قلعه دلوار نو یورش آورد.

نیروهای بریتانیا در 3.30 بامداد 24 مرداد حرکت خود را آغاز کرده و بدون هیج مقاومتی به جنوب دلوار کهنه رسیدند. نیم گروهان از پیاده نظام نود و ششم برای تامین معابر در آن نقطه مستقر شده و باقی افراد به سوی دلوار نو و قلعه حرکت کردند تا قلعه در سیاهی شب نمودار شد. میجر وینتل از داوطلبهای گروه تخریب خواست به محض برخورداری از دید کافی اقدام به ایجاد شکافی در حصار قلعه کنند ولی در آن میان شلیک تصادفی گلوله یک هفت تیر رولور امکان غافلگیری را منتفی ساخت و گروه فورا دست به کار شده و توانست در حصار قلعه شکافی ایجاد نماید. سپس یورش آغاز گشت و قلعه به تصرف در آمد.

نیروها با مقاومتی روبرو نشدند زیرا دشمن که فکر میکرد نخلستان جنوب قلعه مورد حمله قرار گیرد نیروهای خود را در طول شب در آنجا مستقر ساخته بود و تنها هنگامی به اشتباه خود پی برد که صدای انفجار را از قلعه شنید. دشمن از نخلستان خارج شد و به سوی دلوار پیشروی کرد و این پیشروی در آن کفه هموار و بدون پوشش تلفات چشمگیری بر آنها وارد آورد. قوای دشمن بین پانصد تا ششصد نفر برآورد شد که نشان میداد عشایر دیگر نیز به دلواریها ملحق شده بودند.

میجر وینتل به محض تصرف قلعه تخریب آن و دهکده دلوار نو را آغاز کرد و به محض اتمام کار عقب نشینی به سوی پایگاه اصلی آغاز شد. نیرویی که در شمال دلوار کهنه مستقر گردیده بود و توپخانه ناوها آتش پوششی مناسب را تامین کردند و کل تلفات ما در آن روز از شش زخمی تجاوز نکرد. در همان شب نیروهای ما بدون آنکه با مقاومتی روبرو شوند به ناوها بازگشته و نیروی اعزامی به بوشهر بازگشت.

عملیات دلوار که در گرمای فوق العاده صورت گرفت به تائید ژنرال نیکسون نشانه کارآیی و قابلیت تمام دست اندرکاران آن بود. کل تلفاتمان به 66 نفر (از جمله 11 مورد گرمازدگی) رسید. اکثر این تلفات در اثنای زد و خوردهائی پیش امد که در پی اشتباه اسف انگیز 23 مرداد صورت گرفت.

دفاع از بوشهر با نیروهای محدود ما کار ساده ای نبود و نیروهای ما باید در امتداد مواضعی به طول شش مایل مستقر میشدند. در فاصله 20 تا 25 مرداد عشایر دست به چند شبیخون جسورانه زدند و نیروهایمان 11 نفر تلفات دادند. مهاجمین توانستند پس از اسارت یا اتلاف حدود چهل راس اسب بدون آنکه تلفات چندانی بر جای گذارند فرار کنند. در سحرگاه 29 مرداد با روشن شدن هوا آشکار شد که گروهی مرکب از پنجاه تا صد تن از مهاجمین در نزدیکی خطوط دفاعی ما پنهان شده اند. حدود سیصد نفر از سربازهای پیاده هندی بر آنها هجوم آوردند ولی چون از فرماندهی مناسبی برخوردار نبودند اکثر مهاجمین گریختند و ما نیز سیزده نفر تلفات دادیم.

در همان روز ژنرال بروکینگ فرمانده تیپ سی و سوم پیاده در بین النحرین که ژنرال نیکسون برای بررسی اوضاع اعزام داشته بود وارد بوشهر شد. وی وضعیت نیروهای انگلیسی را بیش از حد انفعالی توصیف کرد و عملکرد پاره ای از افسران ارشد را مورد انتقاد قرار داد. در نتیجه خود ژنرال بروکینگ فرمان یافت که در بوشهر بماند و فرماندهی نیروها را بر عهده بگیرد.

…………………………..

1- نیدرمایر شرح ماموریت خود در ایران را در کتابی به نام “زیر آفتاب سوزان ایران” منتشر کرده است. این کتاب با ترجمه کیکاووس جهانداری توسط نشر تاریخ ایران در 1363 در ایران به چاپ رسید.

به اشتراک بگذارید: