فعالیت سیاسی در فضای مجازی و مسئله گزینش «پارادایم» (به بهانه وضعیت سایت «بالاترین»)

انگیزه این نوشتار مشاهده یک بحث (ماهیتا بی پایان) در داخل سایت بالاترین و خارج از آن حول محور «خباثت» یا «نا کارآمدی» گردانندگانش است. من اینجا قصد دارم یک ادعای دیگر را مستدل کنم:

اشکال بالاترین اساسی تر از مشکل گردانندگانش است: پارادایم آن سایت برای فعالیت براندازان بهینه نیست!

ایده «دیده شدن مطالب بر اساس رای کاربران» در کانتکست سایتهای فنی پدید آمده، جایی که یک عده اهل فن، کمابیش همفکر و مهم تر از همه در جهت منافع مشترک هم افزایی میکنند. آنجا ممکن است من یک راه حل پیشنهاد کنم، بعدش وقتی ببینم یک همکار راه حل بهتری پیدا کرده خودم هم به آن رای میدهم تا در صدر بنشیند.

این پارادایم برای یک بازی متفاوت (سیاست) که تضاد منافع در آن عامل تعیین کننده است کارایی ندارد. به عنوان مثال در ایران یک عده قلچماق کنترل دهها هزار میلیارد دلار منابع طبیعی را بدست گرفته اند، نه آنها و نه امثال من دچار «سوء تفاهم» نیستند که بشود با «گفتگو» به «تفاهم» رسید! به نسخه دموکراسی هم آنها هیچگاه نمیتوانند (جدّا، نه صوری) تن بدهند، چون صرف نظر از «اپوزیسیون» خود زیر دستانشان از آنها خلع ید خواهند کرد. خوب آنها که «سوار» هستند و حتی نسخه «وقت کشی» هم برایشان قابل قبول است، ولی برای دیگران تنها دو گزینه باقی میمانند: جنگ یا تسلیم. جالب اینکه اکثر «نخبگان» ایرانی گزینه تسلیم را تجویز میکنند! ( در تئوری آن را در لفافه «عقلانیت» می پیچند، در عمل همان «وقت کشی» میکنند). تلختر اینکه اینها فقط تظاهر هم نمیکنند، ذاتشان همینقدر پست است: آنها به رژیم هم همین نصیحت را میکنند، منتهی نه در برابر مردم، بلکه در برابر زور برتر (مثلا آمریکا). ملتی که نخبگانش این طرز فکر را دارند اگر به این درجه از انحطاط نمیرسید جای تعجب داشت. در حاشیه یک اشاره هم بکنم که چرا امثال من همین مشکل را با مردم (یا غرب) ندارند: خیلی ساده چون منافع من مانند منافع رژیم تعریف نشده اند!

یک سایت که بقای سیستم موجود برایش قابل پذیرش نیست هیچگاه نمیبایست چنین پارادایمی را انتخاب میکرد، قاعدتا باید عقل بنیانگذارش هم انقدر میرسید. بالاترین میتواند خود را یک پلتفرم صرفا زیرساختی و غیر سیاسی معرفی کند، ولی در این صورت اجازه ندارد که با تابلوی «ترویج دموکراسی» به دنبال جذب منابع برود. اگر معیار «دموکراسی گستری» این باشد که بدون تمایز نه تنها به مخالفان رژیم و موافقانش، بلکه به یک سری ترول سادیست تریبون بدهیم «دموکرات ترین» آدم کسی است که یک صفحه در فضای مجازی باز کند و سپس آن را به امان خدا رها کند تا هر کسی هر چه میخواهد در آن بنویسد، آیا این کار خیلی دشواری است؟

اگر قرار باشد که ما صرف ارائه زیرساخت را به عنوان «ترویج دموکراسی» بفروشیم کسی که میتواند این ادعا را خیلی اساسی تر (و «روادارتر»، به معنی خنثی تر) داشته باشد یک شرکت ارتباطات زیرساخت (اداره مخابرات) است، چون برای او هر محتوایی (کاملا «بی طرفانه») بیت و بایت است. اگر همین ایده را بیشتر ببافیم از آنها «دموکراسی گستر تر» شرکتهای الکتریسیته هستند که انرژی مورد نیازشبکه را تامین میکنند، آخرش هم به آنجا میرسیم که جایزه اول دموکراسی را به «اکسون-موبیل» بدهیم!

بخوانید: بعد از «جمهوری جعلی»، اینک «دموکراسی مجازی»!

به اشتراک بگذارید:
6 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها