ماجرای اولین شماره گذاری اتومبیل در ایران

مظفرالدین شاه در آخرین سفرش از اروپا اتومبیلی را خرید به مبلغ شانزده هزار فرانک. این اتومبیل تحت نظارت سفیر ایران در فرانسه ساخته شد و یکسال طول کشید تا به تهران برسد. به همراه این ماشین یک راننده یا شوفر فرانسوی به همراه همسرش به ایران آمدند و به استخدام دولت ایران درآمدند. این راننده فرانسوی در واقع یک مهندس مکانیک بود که حقوقش ماهی هفتصد فرانک بود. این راننده مورد علاقه و عنایت مظفرالدین شاه بود و همسرش نیز در خیابان فردوسی هتل پاریس را راه اندازی کرد و هفته ای یکبار در سالنی پیانو می نواخت.

این اتومبیل در زمان محمدعلی شاه در اثر انفجار یک بمب خسارت دید و از بین رفت. در سالهای بعد کم کم شمار اتومبیل ها در تهران افزایش یافت. سفارتخانه ها هر کدام چند اتومبیل داشتند، برخی از اعیان و دولتی ها نیز صاحب ماشین شدند. با افزایش تعداد اتومبیل ها و وقوع چند تصادف ماشین با عابرین پیاده و ترک محل اتومبیل ها و اینکه معلوم نبود اتومبیل چه کسی بوده زده رفته، دولت به این فکر افتاد که فکری برای شناسایی اتومبیل ها کند.  بنابر این وثوق الدوله نخست وزیر وقت به وزارت کشور دستور داد آیین نامه ای برای رانندگی تهیه کنند.

عجیب این است که رئیس شهربانی آن سالها یکنفر سوئدی بود که هیچگونه اطلاعی از شماره گذاری اتومبیل ها نداشت. به همین دلیل در آبان ماه سال ۱۲۹۸ یک کمیسیون در وازت کشور تشکیل شد، عده ای از بزرگان دور هم نشستند و عقل شان را روی هم ریختند و بالاخره پیش نویس آئین نامه ای را تهیه کردند که در آن برای شناسایی مالک اتومبیل راه کار عجیبی را ارائه داده بودند و آن اینکه نام و آدرس اتومبیل با خط درشت بر روی اتومبیل نوشته شود. وقتی این پیش نویس را نزد نخست وزیر بردند گفت اشکال این طرح این است که نوشته ها بر روی بدنه اتومبیل ممکن است در اثر شستن ماشین و یا بارش باران از بین بروند بهتر است لیستی از مالکین اتومبیل ها و مشخصات و آدرس آنها را به یک کشور خارجی بدهیم تا آنها را بر روی حلبی هایی بصورت برجسته دربیاورند که در اثر باران از بین نروند.

وقتی این لیست را به سفارت انگلیس فرستادند، کسی که آنجا بود از این طرح شگفت زده شد و گفت راه ساده تر این است که به هر مالک اتومبیل یک شماره اختصاص بدهید، در اینصورت دیگر لازم نیست نام و مشخصات و آدرس مالک اتومبیل روی بدنه حک شود. این بود که شماره های ماشین های تهران حرف «ط» یعنی طهران را داشتند و تبریز حرف «ت».

چند سال بعد یعنی در سال ۱۳۰۲ رضا شاه به نخست وزیری رسید و یکی از نخستین اقداماتش برکناری رئیس شهربانی سوئدی بود. رضا شاه سرهنگ محمد خان درگاهی را به  جای این فرد سوئدی منصوب کرد.

به اشتراک بگذارید: