ماجرای هلموت هوفر آلمانی و یک بام و دو هوای دستگاه قضایی- اطلاعاتی ایران در پرونده مرد چینی

دهه ۷۰ بود که رژیم جمهوری اسلامی با برگزاری دادگاه میکونوس بطرز شگرفی توسط دستگاه قضایی آلمان و افکار عمومی دنیا رسوا شد.

دادگاه میکونوس سران رده اول جمهوری اسلامی را با شواهد بدست آمده مجرم دانست و

و متهمان اصلی که دکترشرفکندی و یارانش را وحشیانه ترور کردند توسط قاضی آلمانی همگی محکوم شدند. سه متهم ردیف دوم لبنانی بودند و متهم ردیف اول کاظم دارابی ایرانی و به زندان ابد محکوم گشت. رژیم جمهوری اسلامی برای آزادی دارابی اقدامات زیادی انجام داد. اما ناموفق بود. این بود که تصمیم به توطئه گرفتند.

آقای هلموت هوفر که بازرگان ثروتمندی بود و در مشهد دفتر بازرگانی داشت طعمه خوبی بود که اطلاعات رژیم می خواست.

آنان دختر ایرانی زیبایی را به عنوان پرستو آموزش دادند که با آقای هوفر آشنا شود و این آشنای تا حدی پیش رفت که مستر هوفر با دخترک معاشقه می کرد و سرانجام شبی که با دختر ایرانی در مشهد همبستر بود به دام اطلاعاتی ها افتاد. و این همان چیزی بود که رژیم می خواست. فردای آن روز ، در تمام رسانه ها خبر بازرگان آلمانی و رابطه ی نامشروع با دختر مسلمان در جهان پخش شد و بازرگان نگون بخت که به زندان افتاده بود بنابر حکم حاکم شرع فورا حکم اعدام برایش صادر شد.

کشور آلمان نیز که در حفط حقوق شهروندانش کوشا می باشد تلاش هایی برای آزادی او انجام داد. و هر چند گاهی حکومت آخوندی برای ترساندن آلمان اعلام‌ می کرد که فلان روز بازرگان به جرم گناه زنای محصنه اعدام خواهد شد. وزارت خارجه ی آلمان که تحت فشار خانواده هلموت هوفرقرارداشت، دست به هرکاری میزد برای آزادی این بازرگان اما بی نتیجه و دستگاههای امنیتی ایران تنها یک راه برای نجات جان بازرگان به طور محرمانه پیشنهاد کرده بودند. و آن، آزادی کاظم دارابی در قبال آزادی هلموت هوفربود.

اما قاضی آلمانی هرگز این معامله را نپذیرفت. و لکن آن سوی قضیه جناب آقای حسینی به آلمان دعوت شده بود وچن

سرویس امنیتی آلمان که سخت در تلاش آزادی بازرگان خود بود. حجت الاسلام حسینی موسوم به اخلاق در حانواده را که نماینده وقت مجلس پنجم بود، شکار خوبی دانستند.

آن ها آقای حسینی را به آلمان دعوت کردند و یک دختر بسیار زیبا را به او معرفی کردند که گویا آن زن می خواهد به دین اسلام مشرف شود!

حجت الاسلام حسینی شیفته دختر آلمانی شده بود.

دخترک شبی در هتل مهمان آقای حسینی شد وغافل از اینکه اتاق آقای حسینی پر از دوربین مخفی و دستگاه شنود است. بالاخره آقای حسینی به دام او افتاد. دولت آلمان بدون سر و صدا نسخه ای از فیلم سوپر آقای حسینی با دختر آلمانی را به سفارت خود در ایران فرستاد و تقدیم سران جمهوری اسلامی کرد.

سران حکومت که فیلم را دیدند می خواستند طفره روند و آن را ساختگی قلمداد می کردند اما سفیر آلمان با خونسردی گفت ما نه بوق و کرنا می زنیم و نه اعدام می کنیم فقط این فیلم راپخش می کنیم و آقای حسینی هم آزاد است.. دولت ایران دیگر سخت گیر افتاده بود: پرسیدند ، چه می خواهید؟

گفتند “بازرگان آلمانی باید هرچه سریعتر آزاد شود.” و کمتراز ۲۴ ساعت بازرگان آزاد شد.

حالا این موضوع را مقایسه کنید با جرم مرد چینی که بنابر اعتراف خود با ۵۰ دختر زیر ۱۸ سال رابطه غیر عادی داشته و اقدام به فریب آن ها نموده است. اگر اشتباه نکنم در سیستم قضایی کشورهای مدرن این کار اشد مجازات را برای فرد خاطی به همراه دارد. حالا بنگرید که چگونه پلیس ایران تنها به دلیل لو رفتن قضیه و فشار افکار عمومی صرفا اقدام به تشکیل پرونده برای این تبعه چینی نموده است.صدای آخوندهای کثیف هم که در نیامده است. حالا فرص کنید جای این فرد چینی یک تبعه فرانسوی یا امریکایی این کار را کرده بود. علمای اسلام مرتبا بیانیه داده و برادران حزب الله در میدان انقلاب تظاهرات میلیونی برگزار می کردند.

به اشتراک بگذارید: