ماجرای هواپیمای اوکراینی: ابهامات و شفاف سازی
بخش اول: موقعیتهای هواپیما و مکانیابی دوربین ها

ماجرای ساقط کردن هواپیمای اوکراینی شاید یکی از تاثیرگذارترین رویدادهای سال اخیر در ذهن ایرانی ها بود. ما در همان روزهای ابتدایی پس از سانحه در چند مقاله به جنبه های فنی ماجرا پرداختیم (پایین این پست را ببینید)؛ نتایجی که ما آن موقع با داده های حداقلی و فرصت کم عرضه کرده بودیم تا کنون با اختلاف ناچیزی تایید شده اند. اکنون که حدود ۸ ماه از سانحه سپری شده و اطلاعات بیشتری ارائه شده اند ـ من جمله دو گزارش کتبی سازمان هواپیمایی کشوری، دومی با روایت سطحی از «جعبه سیاه» ـ ما میخواهیم یک بار دیگر با داده های بیشتر و دقت علمی به موضوع بپردازیم، عمدتا با دو هدف: از یک طرف شبهات ناموجه را رفع کنیم؛ و از طرف دیگر شبهات (بعضا عجیب!) جدیدی را نشان بدهیم که هنوز هیچکس به آنها نپرداخته است.

مقدار اطلاعاتی که ما قصد عرضه آنها را داریم بیشتر از آن است که در یک مقاله قابل پذیرش باشد، پس یک سلسله مقاله خواهیم داشت که این اولین آنهاست. در این مقاله ما به موضوعات مقدماتی میپردازیم که رفع ابهام از آنها برای استنتاجهای دیگر ضروری است: موقعیتهای هواپیما از هنگام برخاستن از باند تا برخورد با زمین – بویژه در مقاطع کلیدی شلیک و انفجار موشکها؛ و مختصات دقیق دوربین هایی که این مقاطع را ضبط کرده اند.

موقعیت هواپیما پیش و پس از انفجار موشکها

موقعیت دقیق هواپیما از زمان برخاستن از باند فرودگاه تا هنگام قطع سیگنال ADS-B مخابره شده وموجود است (این داده ها را میتوان از سایت Flightradar24 کسب کرد). از این اطلاعات منحنی پرواز و مشاهدات زیر حاصل میشوند (زمانها در این مقاله به وقت تهران هستند):

موقعیت هواپیما تا آخرین سیگنال ADS
  • هواپیما در ساعت ۶:۱۲:۳۰ از باند (ارتفاع ۱۰۰۸ متر از سطح دریا) برخاسته است ـ چون در ۶:۱۲:۳۴ تنها ۳۶ متر از سطح باند ارتفاع داشته و در این مقطع با حدود ۸ متر بر ثانیه اوج میگرفته است. سرعت هواپیما در این هنگام حدود ۹۰ متر بر ثانیه بوده است.
  • تا ۶:۱۴:۱۳ هواپیما بدون تغییر در جهت ۲۸۹ درجه پرواز میکند، در این زمان ارتفاعش (از سطح دریا) به ۱۷۶۸ متر و سرعتش (نسبت به زمین) به ۱۴۰ متر بر ثانیه میرسد.
  • بین ۶:۱۴:۱۵ و ۶:۱۴:۴۵ هواپیما به تدریج به سمت ۳۱۳ درجه تغییر جهت میدهد.
  • از ۶:۱۴:۴۶ تا ۶:۱۴:۵۸ هواپیما بدون تغییر در جهت ۳۱۳ درجه و با سرعت ۱۴۲ متر بر ثانیه پرواز میکند، ولی در این مقطع نیز با حدود ۱۵ متر بر ثانیه اوج میگرفته است.
  • در ساعت ۶:۱۴:۵۸ آخرین سیگنال مخابره شده است، در این هنگام هواپیما ۲۴۱۶ متر (از سطح دریا) ارتفاع داشته و کماکان با همان سرعت ۱۴۲ متر بر ثانیه و همان جهت مقطع قبلی پرواز میکرده است.

به موقعیت هواپیما در مقطع سرنوشت ساز از انتهای فاز اولیه تا هنگام انفجار موشک آخر پایین تر جداگانه میپردازیم.

سرانجام مفید است که ما تصور نسبتا دقیقی از مسیر هواپیما از لحظه انفجار موشک آخر تا هنگام برخورد با زمین داشته باشیم. ما در یک مقاله در روزهای ابتدایی پس از سانحه منحنی این مسیر را شبیه به یک نیم دایره و طول آن را حدود ۲۶ کیلومتر تخمین زده بودیم. هر دو تخمین چند ماه بعد توسط گزارش کتبی سازمان هواپیمایی (با استناد به رادار نظارتی اولیه) تایید شدند؛ اگر چه منحنی یک نیم دایره یکنواخت نیست و در چند نقطه شکستگی دارد. منحنی پرواز ارائه شده توسط سازمان هواپیمایی برای هواپیما در این فاز ـ با دلایلی مشابه آنچه در مقاله فوق الذکر برای یک تخمین اولیه مطرح کرده بودیم ـ در کلیاتش بدون تردید صحیح است. ولی ـ چنانچه از مشاهدات و محاسبات دیگر معلوم میشود ـ این منحنی (که از داده های راداری رونویسی شده) در جزییاتش هم به احتمال قوی دقیق است (اما علامت گذاریها روی نقشه زیر کار سازمان هواپیمایی و بعضا نادقیق هستند):

موقعیتهای هواپیما طبق گزارش سازمان هواپیمایی با استناد به رادارهای نظارتی

از آنجا که طول این مسیر تقریبا ۲۶ کیلومتر و مدت طی آن حدود ۱۸۰ ثانیه است سرعت متوسط هواپیما در این مسیر حدود ۱۴۰ متر بر ثانیه میشود، که همان سرعت هواپیما در مقطع آخر حرکتش روی مسیر نرمال بوده است. ضمنا برای این مدل هواپیما سرعت سُرِش بدون پیشرانه هم تصادفا همین است، هر چند ـ با توجه به ارتفاع حداکثر ۱۶۰۰ متری هواپیما در ابتدا نسبت به انتهای این مسیر ـ نزدیک به محال است که هواپیما بدون پیشرانه و هدایت چنین تراجکتوری را پرواز کرده باشد.

مکانیابی دوربین ها

برای تعیین دقیق (و مستقل) موقعیت هواپیما به هنگام انفجار موشکها (و همچنین موارد استفاده دیگر) ما نیاز داریم که ابتدا دوربین هایی که این انفجارات را ثبت کرده اند را مکانیابی کنیم.

اولین ویدئو که اصابت یک موشک به هواپیما را نشان میداد در واقع مربوط به آخرین موشک بود:

ویدئو اصابت موشک (آخر) به هواپیما

دوربین (موبایلی) که این ویدئو را ضبط کرده (و ما در ادامه آن را cam_1 مینامیم) توسط سایت Bellingcat کاملا دقیق و عاری از هر شبهه ای مکانیابی شده است (نقشه ها پایین تر را ببینید). از خود ویدئو ما بعدا نیز استفاده خواهیم کرد.

ویدئوی بعدی که منتشر شد همان موشک را از یک مکان و زاویه متفاوت نشان میداد:

دوربین (نگهبانی) که این ویدئو را ضبط کرده (و ما در ادامه آن را cam_2 مینامیم) در سایت OSINTEditor به طرز آموزنده ای مکانیابی شده است (نقشه ها پایین تر را ببینید).

سرانجام یک ویدئوی دیگر منتشر شد، که (در نظر اول) دو موشک از شلیک تا انفجار را نمایش می داد:

ویدئو دو موشک از شلیک تا انفجار

از این دوربین (نگهبانی) _ که ما در ادامه آن را cam_x مینامیم _ هنوز مکانیابی دقیقی منتشر نشده است. ولی چون این ویدئو ـ چنانکه نشان خواهیم داد ـ به طرز خارق العاده ای گره گشاست و ما برای ادامه این (سلسله) مقاله به شدت به جزییات مشاهدات در آن وابسته ایم ناچاریم که یک مکان یابی کاملا دقیق و عاری از هر شبهه ای از آن منتشر کنیم.

برای شروع زاویه دید دوربین را نسبتا ساده میتوان تخمین زد:

  • برداشت بصری از جهت حرکت موشکها القا میکند که محور دوربین نزدیک به عمود بر مسیر موشکهاست. همچنین در آغاز ویدئو تاریخ (سال، ماه، روز) دیده میشود، ولی زمان روز (ساعت، دقیقه، ثانیه) تقطیع شده است. با محسوب کردن قسمت تقطیع شده محل شلیک موشک ها تقریبا در میانه مونیتور قرار میگیرد. بنابر این مشاهدات زاویه ای که راسش نقطه شلیک موشکها باشد و اضلاعش از نقطه انفجار موشک دوم و دوربین عبور کنند کمی بیش از ۹۰ درجه است. با استفاده از جهت حرکت موشک دوم (که در مقاله های قبلی تخمین زده شده بود و در ادامه دقیق محاسبه میشود) زاویه محور دوربین نسبت به جنوب حدود ۴۵ درجه میشود، جهت کلی جنوب غربی.
  • در ویدئو یک دیش گیرنده ماهواره دیده میشود که زاویه کوچکی نسبت به محور دوربین دارد. از آنجا که غالب دیش ها در تهران با زاویه کوچکی به سمت قبله (۳۸ درجه از سمت جنوب به سمت غرب) تنظیم شده اند میتوان محتمل دانست که محور دوربین زاویه کوچکی با سمت ۳۸ درجه از جنوب دارد.
  • با توجه به مسیر هواپیما از انفجار موشک آخر تا برخورد با زمین محور دوربین نمیتواند خارج از زاویه جنوب تا غرب باشد؛ وگرنه حتی با میدان دید ۱۸۰ درجه بخشی از حرکت هواپیما به شکل فعلی ثبت نشده بود. پایینتر ما مشاهداتی خواهیم داشت که تعیین نسبتا دقیق جهت و میدان دید دوربین را ممکن (و گمانه های بالا را تایید) میکنند، ولی اجازه دهید که ابتدا مکان دوربین را مشخص کنیم.

برای تعیین مکان دوربین شناخت مسیر هواپیما از انفجار موشک آخر تا برخورد با زمین (نقشه بالا با استناد به رادارهای نظارتی) کمک شایانی میکند. یک بار دیگر با گوشه چشمی به این مسیر دقیقا به این ویدئو بنگریم:

  • پس از انفجار دوم در ثانیه ۴۴ ابتدا از هواپیما نشانه های چشمگیری بروز نمیکنند، تا اینکه در حدود ثانیه ۱:۲۴ برای اولین بار نور قابل توجهی از آن ساطع میشود (پس در این میان در هواپیما انفجار یا آتش سوزی عمده ای روی نداده است). مشاهده اصلی برای منظور ما اما این است که تغییر مکان هواپیما خیلی کمتر از ۴۰×۱۴۰=۵۶۰۰ متر به نظر می آید، که نشان می دهد منحنی به سمت دوربین چرخیده است. با وجود این در ثانیه ۱:۲۳ تا ۱:۲۴ هنوز کمی جابجایی به سمت راست به نظر میآید.
  • در ثانیه ۱:۲۶ ویدئو ـ ظاهرا به علت یک تلاش ناموفق برای بزرگنمایی تصویر مونیتور توسط موبایل فیلمبردار ـ تقطیع و از ثانیه ۱:۲۷ دوباره با وضوح کافی ادامه می یابد. همین لغزش ظاهرا بی اهمیت یک مصیبت بزرگ است، چون ما مجبور شده ایم با لطائف الحیل معلوم کنیم چه مدتی از دست رفته است. چون این بحث نسبتا پیچیده میشود اینجا فقط نتیجه را ذکر میکنیم و آن اینکه تقطیع حداکثر چند ثانیه بوده است؛ ولی میتواند هم صفر بوده باشد، به شرط اینکه هواپیما بعد از آن در مقطعی کمی سریعتر شده باشد.
  • در ثانیه ۱:۲۸ و ۱:۳۰ چند فلش از هواپیما ساطع میشوند، ولی هنوز تغییر جهت چشمگیری دیده نمیشود.
  • از ثانیه ۱:۳۳ هواپیما در حالی که به طرز چشمگیری شعله ور است دوباره در تصویر ظاهر میشود. نکته اصلی اما این است که از اینجا به بعد حرکت هواپیما به وضوح به سمت چپ ظاهر میشود. ما نقطه ای که در آن جهت حرکت هواپیما از دید دوربین از راست (یا ثابت) به چپ تغییر میکند را «نقطه باز گشت» مینامیم، پس نقطه بازگشت بین ۱:۲۴ تا ۱:۳۳ قرار دارد.
  • بین ۱:۳۴ و ۱:۴۴ چند نور انفجار مانند از هواپیما ساطع میشود، متعاقب آنها چنین به نظر میآید که هواپیما هم سرعت گرفته و هم به سرعت ارتفاع از دست میدهد. ولی این به تغییر جهت هواپیما در این مقطع هم بر میگردد: زمانی که هواپیما با زاویه کوچکی به سمت بیننده می آید هر دو مولفه افقی و عمودی سرعت کمتر از موردی به نظر میآیند که هواپیما با زاویه نسبتا بزرگی در عرض میدان دید حرکت میکند.
  • سرانجام در پایان ثانیه ۱:۵۱ هواپیما در حالی که بوضوح شعله ور است و ارتفاع از دست می دهد از سمت چپ کادر خارج میشود.

از این مشاهدات ما به نتایج زیر میرسیم:

  • مکان دوربین نمیتواند داخل منحنی قرمز (مسیر پرواز) باشد، وگرنه جهت (ظاهری) حرکت هواپیما از راست به چپ تغییر نمیکرد.
  • مکان دوربین نمیتواند غرب خط نارنجی باشد، وگرنه حرکت هواپیما تا ثانیه ۱:۲۴ به سمت راست به نظر نمی آمد.
  • مکان دوربین نمیتواند شرق خط قهوه ای باشد، وگرنه هواپیما در ثانیه ۱:۵۱ از کادر خارج نمیشد. دقت کنید که در امتداد این خط باید مکان انفجار موشکها قابل رویت باشد؛ ما از هر دو طرف کمی هم خطا در نظر گرفته ایم.
  • محدوده تقریبی دوربین را می توان با استفاده از این مشاهده تخمین زد که هواپیما در ثانیه ۱:۲۴ و ثانیه ۱:۳۵ تقریبا در یک موقعیت جلوه میکند، بنا بر این دوربین باید تقریبا روی خطی که از این دو نقطه میگذرد قرار داشته باشد. اگر مقداری خطا هم در نظر بگیریم یک محدوده بدست می آید که ما آن را با یک نوار سبز نمایش داده ایم (البته معنیش این نیست که این محدوده کاملا شکل مستطیل دارد).
  • سرانجام این مشاهده به کمک ما می آید که حرکت هواپیما در ثانیه های آخر ویدئو به مراتب سریعتر از هنگام انفجار موشکها به نظر می آید، پس فاصله دوربین از هواپیما نمیتواند در هر دو فاز نسبت به فاصله مسیر رفت و بر گشت (حدود ۱۰ کیلومتر) خیلی زیاد باشد.
مکانیابی دوربینی که دو موشک را ضبط کرده

حالا ما میتوانیم با در نظر گرفتن این محدوده ها به دنبال مکانی بگردیم که شاخصهاش با آنچه در ویدئو مشاهده میشود همخوانی داشته باشند، و سرانجام روی پشت بام یک خانه یابنده میشویم:

مکان و میدان دید دوربینی که دوموشک را ضبط کرده
  • سمت دوربین (حدود ۴۰ درجه از جنوب به غرب) همانی است که بالاتر تقریبا معلوم کرده بودیم، و محل شلیک موشکها هم وسط تصویر (تقطیع نشده) قرار میگیرد.
  • میدان دید (حدود ۹۰ درجه) براساس مشاهدات مختلف جور در می آید، بویژه از این نظر که محل انفجار اول درست در همان موقعیتی در حاشیه سمت چپ تصویر قرار میگیرد که انتظارش را داشتیم.
  • شاخصهای محوطه چراغانی سمت راست تصویر با یک محوطه تفریحی در همان زاویه همخوانی دارند. ما حدس میزنیم که دوربین برای نظارت بر همان محوطه نصب شده، و نه برای نگهبانی از پشت بام!
  • ساختمان در حاشیه یک روستا با دید آزاد به سمت مسیر موشکها قرار گرفته، که توضیح میدهد چرا در تصویر موانع یا نورهای مزاحم بیشتری وجود ندارند.
  • شاخصهای دیواره های مجاور جور در می آیند، بخصوص یک بخش شیبدار در سمت راست تصویر. دیش ماهواره، منبع آب و یک شیء دیگر در جاهای همخوان قابل تشخیص هستند. حتی دیواره در مسیر دید هم در نیمه راست تقطیع شده است.
  • سرانجام اگر «شاهد زنده» می خواهید در ثانیه های ۵۰ ـ۴۰ به سمت راست تصویر دقت کنید: یک خود رو که نورافکنهایش به خوبی جهت حرکتش را مشخص میکنند ابتدا چند ثانیه با یک مولفه به سمت چپ تصویر حرکت میکند، سپس به سمت ساختمان می پیچد و چند ثانیه بعد پشت یک مانع ناپدید میشود. این با مانع شیبدار سمت راست تصویر و یک جاده در سمت غرب ساختمان با یک پیچ در فاصله ۴۱۰ متری دوربین تطابق کامل دارد. (ضمنا حالا که مشغولیم: خود رو حدود ۷۰ کیلومتر در ساعت سرعت داشته است!)

موقعیت هواپیما هنگام و بین انفجار موشکها

یک روش برای مکانیابی یک پدیده (مثلا انفجار موشک آخر) صرفا «بصری» است: اگر ما از دوربینهایی که از جهت های ناموازی رویت میکنند خطوطی در امتداد نقطه انفجار بکشیم آنها در این نقطه تلاقی میکنند. این نقطه را که ما هنوز باید بیابیم، ولی ما میتوانیم آن را با یک نقطه مناسب دیگر که در تصویر در همان امتداد قرار میگیرد جایگزین کنیم. این روش با مثالهای زیر روشن میشود.

در مورد دوربین اول ما مشاهده میکنیم که یک ضلع ستون سوم (از راست) پنجره های ساختمان اول در امتداد مکان انفجار موشک (و هواپیما در مجاورتش) قرار دارد. با استفاده از یک عکس از همان ساختمان در روشنایی ما بهتر در می یابیم که این امتداد در یک نگاه از بالا چگونه سقف را قطع میکند، و سپس این خط (فیروزه ای) را روی یک نقشه شامل تصاویر هوایی ترسیم میکنیم:

در مورد دوربین دوم (چراغهای) تاسیسات بالای تپه به کمک ما میآیند، چرا که موشک با فاصله کمی از آن امتداد عبور میکند. برای جلوگیری از سوء تفاهم تذکر دهیم که زمانی که موشک ابتدا «بالای» آن محل ظاهر میشود هنوز چند کیلومتر از آنجا فاصله دارد، و زمانی که بالای آن محل پرواز میکند دیگر در ویدئو دیده نمیشود، این نکته را با دقت به نقشه زیر بهتر میتوان درک کرد. نکته دیگر این است که انفجار موشک نه آنجا، بلکه در ادامه مسیرش روی میدهد که با امتداد اولیه زاویه کوچکی دارد. این امتدادها در تصویر هوایی زیر (سه بعدی) ترسیم شده اند؛ به خط بنفش که برای ما تعیین کننده است توجه کنید:

در مورد دوربین سوم کار دشوارتر میشود، چون تصویر برداری در تاریکی و ناواضح است. اشیاء روی پشت بام مناسب نیستند، چون ـ جدا از اینکه اضلاع واضحی ندارند ـ فاصله کمی از دوربین دارند و یک خطای کوچک میتواند به خطاهای بزرگ در فواصل زیاد بیانجامد. ولی اینجا خود هواپیما به کمک ما می آید: هواپیمای مشتعل در مسیر بازگشت در ثانیه ۱:۴۵ دوباره در امتداد مکان انفجار در ثانیه ۴۳ دیده میشود، پس ما میتوانیم یک خط گذرا از این نقطه (که موقعیت تقریبیش را میدانیم) ترسیم کنیم، خط آبی تیره در نقشه زیر:

سرانجام باید ببینیم این خطها کجا یکدیگر را قطع میکنند، ولی البته ما باید کمبود دقت ممکن را هم در نظر بگیریم، و این نکته را با استفاده از نوار به جای خط نمایش میدهیم:

ناحیه محتمل برای مکان انفجار موشک آخر بر مبنای خط دید (تقریبی) دوربینها

همانطور که می بینیم این امتدادها همخوانی مناسبی دارند؛ در اصل دو امتداد (دقیق) کافی بود، پس سومی را میتوان به عنوان ابزار «راستی آزمایی» (این نتیجه یا نتایج دیگر) به کار برد.

یک راه دیگر برای تعیین مکان این انفجار روش «سمعی-بصری» است، چرا که دوربین (موبایل) اول نه تنها تصویر، بلکه صدا را نیز ضبط کرده است. از آنجا که نور انفجار در چنین فواصلی بدون تاخیر قابل توجهی به دوربین میرسد میتوان تاخیر بین رسیدن (اولین) نور و صوت انفجار را در سرعت صوت ضرب کرد و بدین ترتیب فاصله را بدست آورد، که سپس با کمک یک داده دیگر ما را به مکان مورد نظر میرساند. این روشی است که هم توسط دیگران وهم ما ساعاتی بعد از انتشار ویدئو به کار برده شد، نتیجه اولیه ما کماکان تخمین مناسبی است (فقط حدود ۱۰۰ متر اختلاف با تخمینی که اینجا عرضه میکنیم)، هدف از شرح نسبتا مفصل جزییات این است که نتیجه حکم سند را داشته باشد:

  1. بین رسیدن نور و صوت انفجار به دوربین (موبایل) تقریبا ۱۰.۷ ثانیه سپری میشود. چون این اندازه گیری نسبتا دقیق به روش «فریم به فریم» انجام گرفته و کارشناسان دیگر نیز به همین عدد رسیده اند میتوان فرض را بر این گذاشت که خطای آن کمتر از یک دهم ثانیه و اثر این خطا در نتیجه نهایی کمتر از ۳۳ متر است.
  2. سرعت صوت وابسته به دمای هوا (و غیر مستقیم وابسته به ارتفاع) کمی تغییر میکند. ارتفاع متوسط مسیر بین دوربین و نقطه انفجار حدود ۱۸۰۰ متر از سطح دریا و دمای هوا در این شب زمستانی در فرودگاه تهران ۱- درجه سانتیگراد بوده است. با توجه به ارتفاع مسیر ما دمای هوای محیط را ۵- درجه فرض میکنیم و با استفاده از این ابزار به سرعت ۳۲۸ متر بر ثانیه میرسیم. یادآوری میکنیم که یک اختلاف چند درجه ای در دما و/ یا چند صد متری در ارتفاع تنها تفاوت چند واحدی در سرعت و چند ده متری در نتیجه نهایی ایجاد میکرد.
  3. با استفاده از اعداد قبلی فاصله دوربین از نقطه انفجار حدود ۳۵۱۰ متر میشود، و این عدد بیش از چند ده متر خطا ندارد.
  4. آنچه مورد نظر ماست البته فاصله (افقی) از عمود بر نقطه انفجار است، و برای این منظور باید تفاوت ارتفاع نقطه انفجار و دوربین را بدانیم، سپس میتوانیم با یک محاسبه ساده در یک مثلث قائم الزاویه اندازه ضلع سوم را تعیین کنیم.
  5. ارتفاع دوربین از سطح دریا ۱۱۰۰ متر است، میماند تخمین ارتفاع هواپیما در این لحظه (که آشکارا در مجاورت نقطه انفجار بوده است).
  6. آخرین ارتفاع ثبت شده هواپیما ۲۴۱۶ متر بوده است؛ و غالب محاسبات با همین عدد انجام شده است. ولی فرض موجه تر از نظر ما این است که هواپیما در مقطع نسبتا کوتاه بین آخرین سیگنال و این انفجار (حدود ۲۴ ثانیه، پایین تر را ببینید) با نزدیک به همان سرعت آخرین مقطع (۱۵ متر بر ثانیه) به اوجگیری ادامه داده است. با این فرض ارتفاع در لحظه انفجار حدود ۲۷۷۰ متر میشود، ما (کمی محتاطانه) تخمین ۲۷۰۰ متر را انتخاب میکنیم. یادآوری کنیم که اثر تفاوت ۳۰۰ متری در این تخمین در نتیجه نهایی حدود ۱۳۰ متر است.
  7. با این محاسبات فاصله دوربین از عمود بر نقطه انفجار حدود ۳۱۲۴ متر میشود، و به احتمال قریب به یقین این عدد بیش از ۲۰۰ متر خطا ندارد.

اکنون ما میتوانیم یک دایره با مرکز دوربین و این شعاع ترسیم کنیم و مطمئن باشیم که نقطه مورد نظر (با اختلاف کمی) روی این دایره قرار دارد. در واقع ما میدانیم که تنها باید بخش کوچکی از این دایره را در نظر بگیریم (استدلال بصری بالا را به یاد آورید). ولی چگونه به چنین نقطه ای برسیم؟

با نگاهی به نقشه معلوم میشود که هواپیما به هنگام مخابره آخرین سیگنالش فاصله کمی (حدود ۳.۵ کیلومتر) از ناحیه مذکور داشته و قاعدتا به زودی به آن میرسیده یا از (کنار) آن عبور میکرده است. ما اینجا ـ به خاطر اجتناب از شبهات بدیع ریاضی ـ یک فرض پیش پا افتاده اتخاذ میکنیم و آن اینکه هواپیما این فاصله کوتاه را در یک مسیر کمابیش مستقیم (حالا در هر جهتی) طی کرده است (یعنی مثلا در این فاصله چند لوپینگ انجام نداده!). با این فرض معقول یک خط وجود دارد که ما یک نقطه آن (آخرین موقعیت مخابره شده هواپیما) را میشناسیم، اگر جهت آن را نیز میدانستیم کافی بود نقاط تقاطع آن را با دایره فوق الذکر در نظر بگیریم، و با مشاهدات بالاتر جواب را پیدا میکنیم (چون حداکثر یکی از این نقاط در زاویه «صحیح» قرار میگیرد). برای درک بهتر ما ابتدا فرض میکنیم که هواپیما در همان جهت مقطع آخر (۳۱۳ درجه) به مسیرش ادامه داده تا ببینیم چه نتیجه ای حاصل میشود، بعد از آن به تمام امکان های دیگر نیز میپردازیم:

مکانیابی نقطه انفجار موشک آخر

همینطور که می بینیم یک نقطه حاصل میشود که با تمام مشاهدات قبلی (و ضمنا با گزارش رسمی سازمان هواپیمایی) همخوانی دارد. این نقطه از آخرین موقعیت مخابره شده هواپیما حدود ۳۶۰۰ متر فاصله دارد، پس اگر فرض را بر این بگذاریم که هواپیما با همان سرعت قبلی (۱۴۲ متر بر ثانیه) ادامه داده برای پیمودن این فاصله ۲۵ ثانیه زمان نیاز داشته است. این بین ۱ تا ۲ ثانیه بیشتر از فاصله زمانی از انفجار اول (در ویدئوی سوم) است. از طرف دیگر زمان اولین انفجاری که در جعبه سیاه ثبت شده (بنا بر ادعای سازمان هواپیمایی) ۲ ثانیه قبل از زمان آخرین سیگنال موقعیت بوده است. یک توجیه ساده برای این اختلافات تغییر جهت جزیی هواپیما است: اگر هواپیما حدود یک یا دو درجه به سمت شمال گردیده باشد نقطه تقاطع با دایره تقریبا به همان اندازه تغییر مکان میدهد که برای رفع اختلاف اول یا دوم کافی است. توجیه دیگر (که نامحتمل تر به نظر می آید) این است که سرعت هواپیما نسبت به زمین در این مقطع کمی (۱۰ یا ۲۰ متر بر ثانیه) افزایش یافته است. ولی این توجیهات ساده لزوما واقعیت را بازتاب نمیدهند، در یک مقاله دیگر خواهیم دید که ممکن هم است همین اختلاف ظاهرا ناچیز علل بسیار دور از ذهنی داشته باشد! با وجود این ما در ادامه این جهت را یک درجه بیشتر به سمت شمال فرض میکنیم، چون نتیجه با سایر مشاهدات همخوانی بهتری دارد (و ضمنا اختلاف اول را هم بر طرف میکند).

حالا به این امکان بپردازیم که هواپیما از مسیر قبلی اش تغییر جهت قابل چشمگیری داده باشد.

گزینه اول همسو با حرکت عقربه های ساعت است: این ادعایی است که مکرر مطرح میشود، با این ذهنیت که خلبان بلافاصله پس از انفجار اول ـ به قصد باز گشت به فرودگاه ـ چرخیده است (چیزی که پس از انفجار آخر بلا تردید رخ داده است). ولی با توجه به نقشه فوق معلوم میشود که اگر هواپیما از آخرین موقعیت مخابره شده ۳ درجه یا بیشتر تغییر جهت داده بود اصلا دایره را قطع نمیکرد؛ و این (با فرض صحت دایره) کاملا منتفی است، مگر اینکه کسی همه ویدئوها (بویژه اولی) را جعلی بداند و یا از اساس منکر قواعد ریاضی یا فیزیک شود. حتی اگر بدبینانه ترین تجمیع خطاهای احتمالی فوق الذکر در ترسیم دایره را درنظر بگیریم همین استدلال (با حدود ۳ درجه بیشتر) معتبر باقی میماند. ضمنا اینجا معلوم میشود که چرا ما اصرار داریم استدلالها و محاسبات (و بازه خطای ممکن آنها) را آنقدر دقیق عرضه کنیم که جای هیچ شبهه معقولی نماند: این که با این جور مسائل هم مانند «اختلاف نظرهای سیاسی» برخورد شود و هر کسی الی الابد سر حرفش بماند رضایتبخش نیست…

گزینه دیگر تغییر جهت قابل توجه مخالف حرکت عقربه های ساعت است: قبل از هر چیز این یک پدیده «بی دلیل» جلوه میکند. نکته بعدی این است که نتیجه با هیچ کدام از مشاهدات (و گزارشها) ـ من جمله یافته های بصری بالا ـ همخوانی ندارد. مشکل بعدی دوباره با توجه به نقشه معلوم میشود: در این صورت هواپیما (که در همان نقطه قبلی هم ظاهرا چند ثانیه «زود رس» بود) میبایست ناگهان به طرز چشمگیری سریعتر شده باشد. اگر برای هواپیما اتفاق خاصی نیافتاده باشد که این کاملا بی دلیل است، اگر هم به هواپیما آسیب مکانیکی خورده باشد بسیار بعید است که به جای کند شدن ناگهان و به شدت شتاب گرفته باشد. روی هم رفته میتوان این امکان را هم فراموش کرد.

در جمع بندی این بخش مقاله اکنون میتوانیم با اطمینان کافی ادعا کنیم که مسیر هواپیما از زمان قطع مخابره موقعیت تا هنگام انفجار آخرین موشک (با خطای حداکثر ۵ درجه) و مکان این انفجار (با خطای حداکثر چند صد متر) را میشناسیم. در کنار اطلاعات بخش اول مقاله اکنون ما موقعیت هواپیما از هنگام برخاستن از باند تا هنگام برخورد به زمین را (بدون نیاز به استناد به مراجع رسمی) به اندازه کافی دقیق میدانیم که پایه مناسبی برای مسائلی که در مقالات بعدی این سلسله به آنها خواهیم پرداخت داشته باشیم. به عنوان یک فایده جنبی اکنون دیگران هم در صورت نیاز یک ماخذ با دقت کافی در دسترس دارند.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
5 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها