ماجرای هواپیمای اوکراینی: ابهامات و شفاف سازی
بخش سوم: موشکی که تکلیفش معلوم نیست!

این بخش سوم از یک سلسله مقاله است که با محاسبه وجوه مختلف ماجرای هواپیمای اوکراینی را روشن میکنند. در مقاله اول ما به تعیین موقعیتهای هواپیما در هر فاز پروازش پرداختیم، و بویژه موقعیت (کلیدی) آن به هنگام انفجار موشک آخر در مجاورتش را با دقت لازم محاسبه کردیم. در مقاله دوم ما مکان (تقریبی) سامانه پدافندی به هنگام شلیک موشک را یافتیم و زمانبندی ردیابی هواپیما توسط این سامانه را معین کردیم. در این مقاله ما به خود موشکها می پردازیم، با این هدف که مسیر و جزییات حرکت آنها از شلیک تا انفجار را روشن کنیم.

در این مقاله ما برای نخستین بار به موردی بر میخوریم که سناریوی رسمی به ناهمخوانی فاحش منجر میشود؛ و نشان میدهیم که این ناهمخوانی با هیچ توضیحی که به آسانی قابل هضم باشد برطرف نمیشود.

اینجا ما یک ویدئو که در یک مقاله قبلی مفصل به آن پرداخته بودیم را دوباره درج میکنیم، چون مکرر به آن ارجاع میدهیم. این ویدئو به طرز «بدیهی» دو موشک از شلیک تا اصابت به هواپیما را نمایش میدهد. «موذی ترین» اشتباهات نیز اینگونه پدید می آیند که انسانها چیزی را «بدیهی» فرض میکنند…

ویدئوی دو موشک از دید cam_x

موشک دوم: همخوانی محاسبه و مشاهده

ما اینجا با بررسی مسیر موشک دوم در ویدئوی بالا شروع میکنیم، چون برای این موشک هم نقطه شلیک و هم نقطه انفجار را خودمان قبلا با دقت کافی محاسبه کرده بودیم؛ یعنی به ادعاها یا فرضهای راستی آزمایی نشده وابسته نیستیم. به علاوه این موشک کمتر از ۱۲ ثانیه در راه است، با این نتیجه که پیشرانه اش در تمام طول مسیر فعال است و ما نور آن را میبینیم و اینگونه برای تمام موقعیتهای آن یک منبع بصری داریم.

ابتدا با استفاده از اطلاعات ارائه شده در مقاله قبل جابجایی (افقی) موشک پس از هر ثانیه و از شلیک تا انفجار را محاسبه میکنیم. همانطور که در مقاله قبل توضیح داده ایم ما برای این موشک پروفایل پروازی «سریع» و اختلاف ارتفاع ۱۵۵۰ متری را در نظر میگیریم، مسافت طی شده در هر مقطع را با انتگرال گیری از نمودار پروفایل پروازی بدست می آوریم و با یک محاسبه ساده مثلثاتی به مقدار جابجایی افقی در هر مقطع میرسیم:

محاسبه جابجایی (افقی) موشک دوم بر مبنای پروفایل پروازی

سپس ما نتایج محاسبات را به یک نقشه (سه بعدی) منتقل میکنیم و تراجکتوری حاصل را از (نقطه ای نزدیک به) محل دوربینی که ویدئوی بالا را ضبط کرده است نظاره میکنیم:

تراجکتوری موشک دوم بر مبنای محاسبه

از طرف دیگر ما موقعیت موشک دوم بعد از هر یک از این مقاطع را از روی ویدئوی بالا به یک تصویر منتقل میکنیم:

تراجکتوری موشک دوم بر مبنای مشاهده cam_x

با مقایسه دو تصویر آخر بین نتایج محاسبه و مشاهده همخوانی رضایتبخشی دیده میشود. هیچ چیز ما را به این نتیجه نمیرساند که در نتایج تا به حال خطای بزرگی (بیش از حدود ۲۰۰ متر) وجود دارد؛ و خطایی در این حدود را به سادگی میتوان با عوامل پیش پا افتاده توضیح داد.

این نتایج را میتوان با یک روش دیگر هم تست کرد: هواپیما در مسیر باز گشت از دید دوربین از امتداد نقاط نیمه دوم مسیر موشک گذر میکند، و ما میتوانیم از موقعیت (تقریبی) هواپیما کمک بگیریم تا صحت (تقریبی) نتایج برای موشک را بیازماییم. به عنوان مثال ما مشاهده میکنیم که هواپیما در ثانیه ۱:۳۳ ویدئو از دید دوربین در همان امتدادی قرار میگیرد که موشک دوم در (پایان) ثانیه ۷ پروازش از آن گذر میکند؛ ما این امتداد را روی نقشه رسم میکنیم و مشاهده میکنیم که نتیجه محاسبه برای موشک با این مشاهده نیز همخوانی دارد:

موشک اول: ناهمخوانی چشمگیر محاسبه و مشاهده

ابتدا برای این موشک نیز مشابه آنچه قبلا برای موشک دوم انجام داده بودیم مسافت (افقی) طی شده در هر مقطع زمانی مطرح را محاسبه میکنیم، با این تفاوت که اینجا اختلاف ارتفاع بین نقطه شلیک و انفجار ۱۲۵۰ متر محسوب میشود، که از آخرین ارتفاع مخابره شده هواپیما (۲۴۰۰ متر از سطح دریا) بدست میآید، با این فرض که موشک اول در مجاورت هواپیما منفجر شده و بلافاصله باعث قطع مخابره این داده ها شده است:

محاسبه جابجایی (افقی) موشک اول بر مبنای پروفایل پروازی

ولی در مورد این موشک ما به هنگام انتقال نتایج محاسبه به نقشه به یک مشکل بر میخوریم: این کار ممکن نیست!

ما اینجا به یک ناهمخوانی جدی برخورده ایم: مسافتی که این موشک بر مبنای محاسبه می بایست طی کرده باشد به نحو چشمگیری بیش از فاصله نقطه شلیک از نقطه ای است که «قرار بوده» در آن منفجر شود.
برای درک بهتر ما یک دایره به مرکز نقطه ای که «قرار بوده» این موشک در آن منفجر شود (مجاورت هواپیما به هنگام قطع سیگنال ADS) و شعاع مسافت (افقی) که از محاسبه بدست میآید (حدود ۱۲۵۰۰ متر) رسم میکنیم (دایره صورتی):

موشک اول: فواصل (افقی) نقطه شلیک تا انفجار بر مبنای محاسبه و یا مفروضات قبلی

مشاهده میشود که همه کاندیداها از نقطه شلیک که ما قبلا محاسبه کرده بودیم فاصله چشمگیری دارند (حدود ۱۳۰۰ متر). این تفاوت خیلی بیشتر از آن است که با آنچه ما تاکنون به عنوان عوامل عدم دقت مطرح کرده بودیم قابل توضیح باشد.

ولی این تنها مشاهده ای نیست که به این گمان دامن میزند که این موشک با توجه به نقاط فرضی شلیک و انفجار در بعد زمانی «زیادی» در راه است. در تصاویر زیر ما موقعیت موشک را یک بار از زمان نخستین رویت تا زمان خاموش شدن پیشرانه و یک بار از این زمان تا هنگام رویت انفجار بررسی میکنیم:

موقعیت موشک اول حدود ۱، ۱۲ و ۱۸ ثانیه پس از شلیکش

روی مونیتور فاصله (افقی) طی شده در ۱۲ ثانیه اول پرواز حدود ۷ برابر ۶ ثانیه دوم است! از محاسبات قبلی میدانیم که این نسبت باید حدود ۲ باشد. البته این که با دور شدن زاویه دید از عمود فواصل یکسان کوچکتر به نظر میآیند یک پدیده شناخته شده است (با نسبت کسینوس زاویه ای که پاره خط با «سایه» اش عمود بر محور دید میسازد). پایینتر خواهیم دید که آیا این اختلاف چشمگیر را میتوان (کاملا) با خطای بصری توضیح داد.

خلاصه کنیم: فاصله (افقی) بین نقاط فرضی شلیک و انفجار موشک اول به نحو غیر قابل چشم پوشی کمتر از فاصله ای است که از محاسبه بر اساس سرعت و زمان حرکت موشک بدست می آید. این اختلاف تنها چهار ریشه ممکن است داشته باشد:

  1. نقطه فرضی شلیک موشک اشتباه است؛ نقطه شلیک واقعی دورتر از نقطه انفجار بوده است.
  2. نقطه فرضی انفجار موشک اشتباه است؛ نقطه انفجار واقعی دورتر از نقطه شلیک بوده است.
  3. مسیر فرضی موشک اشتباه است؛ موشک یک مسیر (افقی) طولانی تر از خط (کمابیش) مستقیم را طی کرده است.
  4. سرعت فرضی موشک اشتباه است؛ سرعت متوسط موشک در طول مسیر کمتر از مقدار مفروض بوده است.

ببینیم آیا میتوانیم سناریويی پیدا کنیم که ـ با تغییر یکی یا بعضی از نقاط بالا ـ ناهمخوانی ها را به نحو قانع کننده ای برطرف کند؟

سناریوهای همخوان با «ذهنیت»، ولی ناهمخوان با مشاهدات

ما ابتدا به چند رویکرد میپردازیم که تلاش میکنند بدون تغییر «ذهنیت» ناهمخوانی را برطرف کنند.

جستجوی اشتباه در نقطه فرضی شلیک موشک

بعید نیست کسی به این فکر بیافتد که چرا ما خیلی ساده نمیپذیریم که نقطه شلیک موشک (ها) اشتباه بوده تا مشکل حل شود؟

این راهش نیست چون در این صورت انواع همخوانیهایی که تا کنون برای موشک دوم مشاهده کرده ایم تبدیل به ناهمخوانی میشوند، یعنی ما به امید حل یک مشکل مشکلات دیگر (حتی بزرگتر) ایجاد میکنیم. در میان این مشکلات یکی این است که ما هم اکنون نیز برای موشک دوم سریعترین پروفایل پروازی را محسوب کرده ایم، اگر نقطه شلیک را آنگونه که برای برطرف کردن ناهمخوانی بالا لازم است (بیش از یک کیلومتر) جابجا کنیم دیگر هیچگونه نمیتوان توضیح داد که چگونه در زمان اندازه گیری شده به نقطه انفجارش (که در صحت تقریبی آن جای شک نیست) رسیده است. شاید بتوان سناریوهایی سر هم کرد که کند شدن یک موشک را توضیح دهند، ولی نمیتوان توضیح داد که چگونه موشکی که آشکارا در خط مستقیم به سوی هدف میرود از حداکثر سرعت تئوریکش هم خیلی سریعتر بوده است.

ولی با همین رویکرد میتوان به یک ایده دور از ذهن تر هم رسید: شاید موشک اول از یک لانچر دیگر شلیک شده که از نقطه انفجار فاصله بیشتری داشته است؟ چنین چیزی به صورت نظری ممکن است، ولی آیا با مشاهدات هم همخوانی دارد؟
برای این منظور ما موقعیت دو موشک را مدت کوتاهی بعد از شلیکشان بررسی میکنیم. اینجا ما ثانیه دوم را انتخاب کرده ایم، چون در این هنگام هر دو موشک از پشت تپه ها بیرون آمده و به وضوح قابل رویت هستند:

همینطور که میبینید موقعیت دو موشک به قدری مشابه است که مشکل میتوان آنها را از هم تشخیص داد. بعید است که این دو موشک از دو لانچر متفاوت شلیک شده باشند، ولی حتی در این صورت هم موقعیت نسبی آنها به گونه ای نبوده که کمکی به رفع ناهمخوانی بالا کند.

رویهمرفته ما میتوانیم بین ریشه های ممکن برای ناهمخوانی گزینه 1 را منتفی قلمداد کنیم.

جستجوی اشتباه در سرعت فرضی موشک

توضیح ساده بعدی که به ذهن میرسد این است که شاید ما برای موشک اول سرعت اشتباهی را محسوب کرده ایم.

ابتدا اشاره کنیم که ما پروفایل پروازی را طبق اطلاعات منابع دانشگاهی روسی (مقاله قبل را ببینید) انتخاب کرده ایم. نکته کلیدی برای این انتخاب این است که هواپیمای مسافربری «مانور» نمیداده است؛ این را ما حتی لازم نیست فرض کنیم، چون ما مسیر دقیق هواپیما تا زمان انفجار اول را میشناسیم (داده های ADS).
ولی شاید ـ حالا به هر طریقی ـ موشک اول یک پروفایل پروازی کندتر داشته است؟ این هم به صورت نظری غیر ممکن نیست، ولی آیا با مشاهدات هم همخوانی دارد؟

برای این منظور ما موقعیتهای دو موشک را پس از هر ثانیه مقایسه میکنیم. از موشک دوم ما میدانیم که طبق سریعترین پروفایل حرکت میکند، چون خودمان اینگونه محاسبه کرده ایم، و ضمنا با مشاهدات هم همخوانی دارد. ببینیم آیا موشک اول به تدریج عقب می افتد:

تراجکتوری دو موشک بر مبنای مشاهده cam_x

اینگونه که به نظر می آید موشک اول حتی جلو میافتد! موشک اول را پس از ۱۰ ثانیه تقریبا در همان امتدادی میبینیم که موشک دوم را پس از ۱۱ ثانیه مشاهده میکنیم.

البته موشک اول نمیتواند واقعا سریعتر بوده باشد، چون ما برای موشک دوم سریعترین پروفایل را محسوب کرده بودیم. اینکه اینگونه به نظر میآید دو علت دارد:

علت ضعیفتر این است که مسیر موشک اول اختلاف ارتفاع کمتری دارد (حداقل طبق مفروضات). به این ترتیب یک سرعت کل یکسان به جابجایی افقی بیشتری منجر میشود. به عنوان مثال با سرعت یکسان مفروض پس از ۱۰ ثانیه موشک اول حدود ۶۷۰۰ متر و موشک دوم حدود ۶۶۰۰ متر (افقی) جابجا میشود. ولی این تفاوت هنوز برای توضیح مشاهده بالا کافی نیست، چون موشک دوم پس از ۱۱ ثانیه حدود ۷۴۰۰ متر جابجا میشود.

علت قویتر به زاویه دید باز میگردد. اگر ما مسیر (افقی) هر دو موشک را خط مستقیم از نقطه شلیک (فرضی) به نقاط انفجار (فرضی) در نظر بگیریم با محاسبه بر مبنای پروفایل «سریع» به این زوایای دید پس از هر مقطع زمانی میرسیم:

تراجکتوری دو موشک بر مبنای محاسبه

همینطور که میبینید با توجه به زوایای دید به راحتی میتوان «جلو افتادن» موشک اول را توضیح داد.

رویهمرفته تراجکتوری مشاهده شده از موشک اول تا ثانیه ۱۲ (که به دلیل خاموش شدن پیشرانه اش از دید محو میشود) با آنچه با محاسبه بر مبنای پروفایل «سریع» بدست میآید همخوانی مناسبی دارد؛ و برعکس این فرض که موشک اول به طور متوسط بیش از ۱۰ در صد کندتر از نتیجه محاسبه بوده باشد به ناهمخوانی با مشاهدات میانجامد. پس این توضیح ساده که موشک اول (از ابتدا) پروفایل پروازی کندتری داشته ـ به گونه ای که ناهمخوانی بیش از ۱۰ در صدی بالا را برطرف کند ـ را میتوان مردود قلمداد کرد.

با وجود این اصل ایده خطا در محاسبه سرعت را هنوز نمیتوان «مرده» تلقی کرد، چون ممکن است مطرح بشود که شاید موشک ابتدا در ثانیه های پایانی به نحو فاحشی کندتر شده باشد.
به عنوان مثال اگر فرض کنیم که موشک تا ثانیه ۱۲ پروازش (یعنی تا زمانی که پیشرانه اش فعال است و دیده میشود) کمابیش مطابق پروفایل «رسمی» پرواز کرده در آن هنگام از نقطه انفجار فرضی حدود ۳۰۰۰ متر فاصله (افقی) دارد. از طرف دیگر طبق پروفایل پروازی موشک میبایست در زمان باقیمانده حدود ۴۲۵۰ متر پشت سر میگذاشت؛ به این معنی که موشک باید در ۶ ثانیه آخر پروازش حدود یک سوم کندتر از سرعت «رسمی» شده باشد.
این جواب شاید روی کاغذ جور در بیآید، ولی این به شدت تصنعی است که بگوییم موشک تا زمانی که دیده میشود کمابیش طبق پروفایل رسمی پرواز کرده، ولی دقیقا در همان چند ثانیه ای که دیده نمیشود به نحو فاحشی از آن تخطی کرده است. ضمن اینکه روند کندتر شدن موشک پس از غیر فعال شدن پیشرانه «دلبخواهی» نیست، بلکه از سرعت اولیه در آن زمان و مقاومت هوا ناشی میشود، و اگر سرعت اولیه کمتر نباشد نمیتوان بدون علت ادعا کرد که روند کندتر شدن به طرز فاحشی تغییر کرده است.

همینجا فرصت مناسبی است تا ناهمخوانی دوم (اینکه «به نظر میآید» موشک اول در ۶ ثانیه آخر پروازش فاصله ای به مراتب کمتر از انتظار را طی میکند) را ریشه یابی کنیم. این ناهمخوانی عمدتا ـ ولی نه کاملا ـ به خطای بصری ناشی از زاویه دید باز میگردد. از آنجا که شرح دقیق مسئله بیش از حد مثلثاتی میشود و در آخر هم ممکن است کسی ادعا کند که عوامل دیگری (مانند اعوجاج یک نوع لنز یا حتی خصوصیتهای نامعلوم یک دوربین خاص) دخیل بوده اند و ناهمخوانی دوم صرفا ناشی از خطای بصری است ما یک رویکرد دیگر را انتخاب میکنیم: مقایسه بین جابجایی (ظاهری) موشک و هواپیما.
ما مشاهده میکنیم که فاصله (افقی) ای که هواپیما میبایست بین دو نقطه انفجار طی کرده باشد روی مونیتور بزرگتر از فاصله بین نقطه انفجار اول و نقطه ای است که موشک اول ۱۱ ثانیه پس از شلیکش در آن دیده میشود (انتخاب ثانیه ۱۱ به این دلیل است که این دو فاصله روی نقشه تقریبا برابر هستند). از آنجا که هر دو فاصله کنار هم در یک قسمت تصویر قرار میگیرند هر نوع خطای بصری باید در مورد هر دو صدق کند، رویهمرفته فاصله اول باید در واقعیت حداقل (تقریبا) برابر فاصله دوم باشد. ولی ما میدانیم که فاصله اول حداکثر حدود ۳۶۰۰ متر است، در حالی که اگر موشک اول طبق پروفایل فرض شده پرواز کرده باشد فاصله دوم حدود ۵۰۰۰ متر میشود، یعنی ما دوباره حدود ۱۴۰۰ متر ناهمخوانی داریم، که ماهیتا به ناهمخوانی اول باز میگردد.

رویهمرفته بین ریشه های ممکن برای ناهمخوانی میتوان گزینه 4 را نیز رد کرد، مگر اینکه ما ابتدا ادعا کنیم که اطلاعات کارشناسان روسی از موشکی که خودشان ساخته اند به نحو فاحشی غلط است؛ و سپس یک سناریوی کاملا تصنعی را بپذیریم که جوری سر هم شده که فقط نتیجه جور در بیاید، بدون اینکه جزییاتش قابل راستی آزمایی باشند.

جستجوی اشتباه در مسیر فرضی موشک

توضیح دیگری که شاید به سادگی قبلیها نیست، ولی از نظر مثلثاتی «تمیز ترین» جواب میبود این است که مسیر (افقی) موشک خط مستقیم نبوده است.

این توضیح ابتدا زیادی نظری جلوه میکند، ولی در این مورد میتواند یک توجیه عملی هم داشته باشد: در مقاله قبل دیدیم که اپراتورها ابتدا حدود ۶:۱۴:۲۰ قادر به قفل کردن رادار رهگیری روی هواپیما بوده اند و موشک را حدود ۶:۱۴:۴۰ شلیک کرده اند. از طرف دیگر ما مشاهده کرده بودیم که هواپیما از ۶:۱۴:۱۵ شروع به تغییر جهت به سمت شمال میدهد، که ۶:۱۴:۴۵ به پایان میرسد (از ۲۸۹ به ۳۱۳ درجه). به این ترتیب زمانی که موشک شلیک میشود کامپیوتر سامانه قاعدتا باید نقطه برخورد را بر مبنای تداوم گردش هواپیما محاسبه کرده باشد. ولی چون بلافاصله بعد از شلیک تغییر جهت هواپیما به پایان میرسد لاجرم نقطه برخورد محاسبه شده کمی به سمت شمال خطا داشته است، که میبایست حین پرواز موشک تصحیح شود. اگر چه در عمل بعید است که نازلهای جانبی موشک که پس از شلیک (سرد) آن از لانچر و قبل از فعال شدن پیشرانه موشک را به سمت هدف جهت دهی میکنند در این حد دقت داشته باشند، ولی حداقل اینگونه میتوان انحراف موشک از «صراط مستقیم» را توجیه کرد.

با فرض اینکه مسیر (افقی) موشک فقط یک شکستگی عمده دارد مجموعه جواب یک بیضی میشود (منحنی سبز در تصویر پایین) که کانون هایش نقاط شلیک و انفجار موشک اول هستند به شکلی که جمع فواصل از دو کانون برابر جوابی باشد که ما از محاسبه بر مبنای پروفایل پروازی بدست میآوریم (حدود ۱۲۵۰۰ متر). برای نمونه ما یک مسیر آلترناتیو رسم کرده ایم که ناهمخوانی را بر طرف میکند (خط شکسته فیروزه ای):

مسیر آلترناتیو برای موشک اول

ولی آیا چنین جوابی با مشاهدات هم همخوانی دارد؟ به هیچ وجه! همانطور که مشاهده میکنید مقدار انحراف لازم فاحش است، با این نتیجه که حرکت موشک قبل از شکستگی میبایست از دید دوربین باز هم سریعتر به نظر بیاید. از طرف دیگر حتی در مسیر مستقیم قبلی (خط صورتی) نیز حرکت ظاهری محاسبه شده در پایان ثانیه دهم کمی بیش از نتیجه مشاهده دوربین بود؛ انحراف بیشتر به ناهمخوانی آشکار می انجامد. به عنوان مثال در نمونه ترسیم شده موشک اول میبایست پس از حدود ۷ ثانیه از دید دوربین در امتداد نقطه انفجار دوم قرار بگیرد، که به هیچ وجه با مشاهده جور در نمیآید.

با وجود این حتی این ایده (انحراف در مسیر) را هم شاید بتوان نجات داد، اگر آن را با ایده قبل (اشتباه در سرعت) ترکیب کنیم: صرفا تخیلی میتوان فرض کرد که موشک با یک پروفایل کندتر پرواز کرده، ولی تا زمانی که دیده میشده دقیقا همان مقداری انحراف داشته که زاویه دید نزدیکتر به عمود سرعت واقعی کمتر را از دید دوربین خنثی کرده است.
ولی این سناریو به قدری تصنعی است (و آنقدر با پروفایل پروازی این موشک غریب است) که دیگر نمیتوان آن را یک گزینه جدی قلمداد کرد و بیشتر ماهیت عدد سازی دارد، وحتی همان هم برای اینکه جور در بیاید نیاز به چنان دقتی در محاسبه دارد که احتمال اینکه در عمل تصادفا روی داده باشد ناچیز است.

رویهمرفته بین ریشه های ممکن برای ناهمخوانی میتوان گزینه 3 را نیز رد کرد، بر خلاف آنچه ابتدا به ذهن خطور میکند نمیتوان با این رویکرد به جواب قابل باوری رسید که با سایر مشاهدات نیز همخوانی داشته باشد.

سناریوهای ناهمخوان با «ذهنیت»

بر خلاف گزینه هایی که ما تاکنون به عنوان ریشه های ممکن ناهمخوانی بررسی کردیم گزینه 2 (اشتباه درمحل انفجار موشک) نیاز به تغییر «ذهنیت» دارد: این مکان با این پیش زمینه ذهنی انتخاب شده که موشک اول در ویدئوی بالا در مجاورت هواپیما منفجر و با فاصله زمانی کمی منجر به قطع مخابره سیگنال ADS هواپیما شده است؛ و چون موقعیت هواپیما بلافاصله قبل از قطع سیگنال دقیقا معلوم بوده همه به صورت «غریزی» فرض کرده اند که محل این انفجار در نزدیکی آخرین موقعیت مخابره شده هواپیما بوده است.

ظریفترین نکته در این ماجرا شاید پیش فرض همزمانی (تقریبی) انفجار موشک اول در ویدئو و قطع سیگنال ADS هواپیما باشد، که یک پایه اصلی همه محاسبات (من جمله در گزارش سازمان هواپیمایی) بوده است. این فرض هنوز راستی آزمایی نشده است، و به همین دلیل ما در هیچ یک از محاسباتمان که قصد استفاده از نتایجش را داشته ایم این فرض را مبنا قرار نداده ایم.

در ادامه ما سناریوهایی را بررسی میکنیم که این گزینه را به عنوان ریشه ناهمخوانی فرض میکنند، که لاجرم نیاز به تغییر ذهنیت و وداع با روایت رسمی دارند.

قبل از آن در حاشیه اشاره کنیم که چرا ما یک ریشه ممکن دیگر ناهمخوانی را صریحا برنشمرده ایم: اشتباه در زمان حرکت موشک. اینجا منظور خطای اندازه گیری نیست، چون خطایی در حد کسر کوچکی از ثانیه نمیتواند این ناهمخوانی را توضیح دهد؛ به علاوه (همانطور که بالاتر نشان داده ایم) چون هر دو موشک در ثانیه های ابتدایی موقعیتهای مشابه دارند خطاهای قبل از آن کمکی به برطرف کردن ناهمخوانی نمیکنند. چیزی که میتواند ناهمخوانی را برطرف کند تغییر فاحش در زمان انفجار موشک است، که ترجمه اش این میشود که آنچه همه انفجار موشک اول فرض کرده بودند عامل دیگری داشته، که نهایتا دوباره به همین گزینه اشتباه در محل انفجار موشک اول ختم میشود.

فرضیه اول: عامل انفجار اول موشک اول (شلیک شده در ویدئو) نبوده است

این البته یک ایده شگفت انگیز است؛ و بلافاصله دو مشکل مطرح میشوند: اولا پس عامل انفجار اول چه بوده، و ثانیا موشک اول به کجا رفته است؟

سوال دوم شاید به نحو غیر منتظره ای یک جواب قابل قبول داشته باشد:

اگر در ثانیه ۱۷ ویدئو به ضلع غربی کادر دقت کنید نوری شبیه به (هاله) یک انفجار را کشف میکنید که کانونش خارج از کادر است!

این تقریبا همانجایی است که موشک اول در پایان ثانیه ۱۷ ویدئو (حدود ثانیه ۱۶ پروازش و بر مبنای پروفایل پروازیش) میبایست باشد. همچنین این تقریبا جایی است که هواپیما در ۶:۱۴:۵۶ (و نه ۶:۱۴:۵۸ !) بوده است، تذکر دهیم که سازمان هواپیمایی بعد از بازخوانی جعبه سیاه زمان ادعایی انفجار را ۲ ثانیه به عقب تصحیح کرد.
از طرف دیگر دوام این نور کمتر از آن است که از یک انفجار تمام عیار این مدل موشک انتظار داشتیم. یک ایده میتواند این باشد که مکانیسم انهدام موشک (که نزدیک برد عملیاتیش هم بوده) فعال شده است.

صرف نظر از موضوع بحث اینجا اینکه منشاء این نور چیست به سوالات نیازمند جواب این ماجرا اضافه میشود.

در هر حال سوالی که (هنوز) جواب قانع کننده ای ندارد این است که پس عامل انفجار اول (داخل کادر) چه بوده است. هر چند در ساعات و روزهای اول بعد از سانحه گزارش هایی مبنی بر انفجار سه موشک از محل رسیده بود ما درنهایت آن ادعا را قانع کننده نیافتیم، چون همانطور که در یک مقاله در همان روزها نشان داده بودیم هر موشکی که از آن سامانه شلیک شده و اصولا میتوانسته به هدف برسد لاجرم در همین ویدئو رویت میشد. پس تنها توضیح ممکن این است که این موشک از یک جای دیگر (و از زاویه متفاوت) شلیک شده است.

رویهمرفته ما این سناریو را (هنوز) قانع کننده نمی یابیم، چون موشک سوم اینجا بدون «سند مثبته» و صرفا برای «جور در آمدن» وارد ماجرا شده است. ولی اگر مدارک مستقلی از نقش داشتن یک موشک سوم ارائه شوند این سناریو میتواند ناهمخوانی ها را برطرف کند.

فرضیه دوم: مکان انفجار اول متفاوت از جایی است که تاکنون فرض میشود

در این فرضیه انفجار اول (داخل کادر و در ثانیه ۱۹ ویدئو) کما فی السابق به موشک اول در ویدئو نسبت داده میشود، ولی با این تفاوت که فرضهای قبلی در باره مکان آن طرد میشوند. یاد آوری کنیم که آنچه ناهمخوانی مورد بحث را سبب میشود انفجار موشک اول در یک زمان خاص نیست، بلکه در یک زمان و مکان خاص است.

نزدیک به ذهنترین جواب این میبود که انفجار در مجاورت هواپیما، ولی پیشتر در مسیرش روی داده و قطع سیگنال با چند ثانیه تاخیر رخ داده است. در تصویر زیر خط آبی روشن یک مسیر آلترناتیو با طول همخوان با محاسبه برای موشک اول و نقطه تقاطع آن با منحنی قرمز چنین موقعیتی برای انفجار است:

مسیرها و نقاط انفجار آلترناتیو برای موشک اول

ولی این گزینه مجددا به ناهمخوانی می انجامد: محل آلترناتیو برای انفجار نه تنها با مشاهده دوربین جور در نمیآید، بلکه اصولا خارج از میدان دید آن است (خط آبی تیره). حتی اگر این ناهمخوانیها را به خطا (بصری) نسبت دهیم یک مشکل انکار ناپذیر وجود دارد: فاصله بین این نقطه و نقطه انفجار موشک دوم حدود ۵۰۰۰ متر است، که هواپیما میبایست طبق ویدئو در حدود ۲۴ ثانیه طی کرده باشد، یعنی سرعت متوسط حدود ۲۰۸ متر بر ثانیه، که با سرعت ثبت شده هواپیما (حدود ۱۴۳ متر بر ثانیه) اختلاف فاحشی دارد.

به این ترتیب هیچ گزینه ای باقی نمی ماند جز اینکه فرض کنیم که انفجار موشک در نقطه ای خارج از مسیر هواپیما، ولی در امتداد مشاهده شده توسط دوربین روی داده است. در تصویر بالا خط سبز (و تقاطعش با خط دید صورتی) چنین مسیر و نقطه انفجار آلترناتیوی برای موشک اول را نشان میدهد، که طولش با نتیجه محاسبه نیز همخوانی دارد.

قاعدتا شما اکنون میپرسید اینکه دوباره تصنعی میشود؛ و پس چه چیز به قطع سیگنال ADS هواپیما انجامیده است؟

ولی با دقت بیشتر این سناریو شاید حتی واقع گراتر باشد. آیا شما تاکنون از خود نپرسیده اید چگونه ممکن است یک موشک ترکشی به هواپیما اصابت کرده و این درجه از آسیب که ادعا میشود به دستگاههای (کاکپیت) هواپیما زده باشد؛ ولی خلبانان نه تنها هیچ تغییر چشمگیری در مسیر اتخاذ نکنند، بلکه کماکان با همان ریتم قبلی به اوجگیری ادامه دهند؟ تفاوت ارتفاع بین دو نقطه انفجار در تصاویر بالا چشمگیر است.

نکته بعدی این است که این تفاوت ارتفاع «زیادی» چشمگیر است: حتی اگر هواپیما با همان ریتم قبلی به اوجگیری ادامه داده باشد تفاوت ارتفاع حدود ۳۰۰ متر میشود (۲۷۰۰ <- ۲۴۰۰ متر از سطح دریا و حدود ۱۶۰۰ <- ۱۳۰۰ متر از سطح زمین ناحیه پرند). ولی اختلاف ارتفاع در تصویر خیلی بیشتر جلوه میکند، و میزان نزدیک شدن هواپیما به دوربین (از حدود ۱۶ به حدود ۱۳ کیلومتر) برای توضیح آن کافی به نظر نمیرسد. از طرف دیگر وقتی فرض کنیم انفجار موشک در نقطه ای متفاوت از موقعیت لحظه ای هواپیما صورت پذیرفته (دورتر و/یا پایینتر) این ناهمخوانی هم برطرف میشود.

و اما این سوال که پس چه چیز به اختلال در سیگنال ADS منجر شده است: اطلاعاتی که میتواند اینجا کلیدی باشد این است که خلبانان بین المللی مکرر از اختلال در سیگنال GPS دقیقا در آن ناحیه گزارش داده اند، و اینکه این اختلال در این خانواده هواپیما به اختلال در سیستم ADS منجر میشود. در واقع تا قبل از اینکه گزارشی از موشک دوم (یعنی اول) منتشر شود تقریبا همه آنها در فورومهای خلبانی روی این عامل برای اختلال سیگنال ADS توافق داشتند. اینکه در آن شرایط خاص «یک کسی» بویژه روی آن منطقه نظامی GPS-jamming یا GPS-spoofing انجام میداده است دور از ذهن نیست.

یک سناریوی ممکن: سپاه که در آن شب چند حمله با موشکهای بالیستیک انجام داده و چندین حمله دیگر را تدارک دیده بوده بویژه نگران آن مرکز کلیدی (کنترل) موشکهای بالیستیک بوده است. به همین خاطر آنها این سامانه TOR-M1 را به عنوان آخرین لایه پدافندی در حاشیه این مرکز مستقر کرده اند. بعد از حمله به عین الاسد تمام کادرهای درگیر با اضطراب منتظر جواب آمریکا بوده اند، و پس از دریافت گزارشهایی از در راه بودن پرنده های مهاجم در آن ناحیه ویژه سامانه های جنگال را فعال کرده اند، که به اختلال در سیستمهای الکترونیکی هواپیمای اوکراینی و قطع سیگنال ADS منجر شده است. اپراتورهای آن سامانه خاص که خودش جزء اهداف اول هر حمله ای میبوده روی صفحه رادارشان «عزراییل» دیده اند و بدون اینکه قادر به درست فکر کردن باشند شلیک کرده اند. منتهی چون سرعت هواپیما خیلی کمتر از یک مهاجم نظامی بوده (که زودتر در برد موشک قرار میگرفته است) شلیک کمی (یکی دو ثانیه) زود انجام شده، با این نتیجه که موشک (که در ۶ ثانیه آخر فاقد پیشرانه بوده است) به هواپیما اصابت نکرده و در فاصله حدود یک کیلومتری آن منفجر شده است (در واقع هم موشک پس از طی ۱۲۶۰۰ متر مسافت برد عملیاتیش را پشت سر گذاشته بوده است). اپراتورها هم که هیچ اثر چشمگیری روی هدف مشاهده نکرده اند موشک دوم را شلیک کرده اند.

این البته یک سناریوی فرضی است، و میتواند رد شود اگر مدارکی (مثلا از CVR و FDR) منتشر شوند که نشان دهند که انفجار موشک اول به هواپیما آسیب مکانیکی زده است. شنیدن صدای یک انفجار به تنهایی کافی نیست، چون نقطه انفجار در این سناریو هم از هواپیما چندان دور نبوده و صدایش (با کمی تاخیر) شنیده میشده است (نکته ظریف «همزمانی های پیش فرض شده» را هم به یاد آورید). اصولا در این ماجرا دسترسی به زمانهای دقیق (در حد ثانیه) نیز کلیدی است، همانطور که قاعدتا باید متوجه شده باشید تفاوتی در حد دو ثانیه میتواند یک سناریو را از کاملا قانع کننده به کاملا غیر قابل باور تبدیل کند. این را نباید به عنوان مته به خشخاش گذاشتن فهمید: برای درک بهتر تصور کنید شما وارد یک اتاق تاریک شوید، ولی یک ثانیه قبل از اینکه کلید را فشار دهید لامپ روشن شود. بسیار بعید است که شما بگویید «فقط یک ثانیه بود، بی خیال!»، بلکه شما حتما حیرت میکنید و به دنبال ریشه ماجرا میروید…

خلاصه کنیم: ما در مورد موشک اول ناهمخوانی های چشمگیر مشاهده کرده ایم، که با هیچ سناریویی که به آسانی قابل هضم باشد برطرف نمیشوند. تا زمانی که چنین پدیده ای وجود دارد نمیتوان مسئله را از نظر فنی حل شده تلقی کرد؛ و این یک بار دیگر اهمیت این درخواست را روشن میکند که مسئولان درگیر همه مدارک (بویژه داده های CVR و FDR) را به نحو قابل راستی آزمایی منتشر کنند.

به اشتراک بگذارید:
مشترک شوید
پیام رسانی در صورت
guest
1 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها
1
0
اگر مایلید نظر بدهیدx
()
x