ماجرای پیدایش نمک از کافور

وقتی حضرت ابراهیم(ع) از ساختن خانه کعبه فارغ شد، از سوی خداوند به ابراهیم خطاب شد: صدا بزن میان مردم که به حج بیایند.

ابراهیم عرض کرد: خداوندا صدای من به تمام مردم نمی رسد. خطاب شد تو صدا بزن، رساندن صدای تو با من است!

حضرت ابراهیم انگشتهایش را بر بناگوش خود گذاشت و رو به طرف مشرق و مغرب کرد فرمود: آهای مردم بر شماها واجب شد که حج انجام دهید.  پس دستور خداوند خود را اجابت کنید.

سپس جواب ابراهیم را از زیر هفت دریا و از میان مشرق و مغرب دادند کسانیکه در اصلاب پدرها و رحم مادرها بودند صدای ابراهیم را شنیدند و لبیک گفتند!!

شیخ محمد علی واعظ تبریزی از کتاب جواهر الاخبار نقل کرده که حضرت ابراهیم در آخر جوابها صداهای سوزناکی را شنید که می گویند «لبیک اللّهم لبیک».

عرضکرد خداوند اینها کیستند که صداهای آنها را می شنوم؟

خطاب شد اینها امت محمد(ص) هستند که بهترین امتها می باشند.

عرضکرد: الهی من می خواهم آنها را مهمانی کنم،

خطاب شد یک قبضه کافور بردار تا من آنها را از جانب تو مهمانی کنم.

ابراهیم قبضه کافور را برداشت و بالای کوه ابوقبیس پاشید. خداوند بادی فرستاد و آن قبضه کافور راحیان مغرب و مشرق پراکنده و متفرق گردانید و هر جا که ذره ای از آن کافور افتاد نمک زار شد، پس نمک در طعام ما از ضیافت حضرت ابراهیم است.

منبع: کتاب ثمرات الحیاه- جلد دوم- صفحه 54

به اشتراک بگذارید:
مشترک شوید
پیام رسانی در صورت
guest
0 نظر
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها
0
اگر مایلید نظر بدهیدx
()
x