مافیا چگونه اداره میشود و ملاحظاتی در مورد رژیم اسلامی

وقتی که دانشجوی دکترای جامعه شناسی سودیر ونکاتش به یک ساختمان متروکه در یک محله سیاه نشین و فقیر حومه شیکاگو رفت تا یک نظرسنجی در مورد مشکلات آنها انجام دهد بزرگترین شانسی که آورد این بود که کشته نشد. ساختمان محل اسکان یک باند کراک کوکائین به نام مومنین سیاه شده بود و آنها از حضور او که میتوانست یک جاسوس باشد خوشنود نبودند. وقتی که پس از 24 ساعت او را رها کردند و به خانه بازگشت متوجه بیهودگی نظرسنجی خویش شد و چند ساعت بعد به آنجا بازگشت.  شانس دیگر او این بود که رئیس این باند خود یک فارغ التحصیل کالج بود که مدتی هم در بازاریابی کار کرده بود و می توانست ارزش آنچه ونکاتش میخواست انجام دهد دریابد. پس از اصرار و چانه زدنهای ونکاتش او سرانجام به وی اجازه داد که در باند او مستقر شود.  ونکاتش  مدت شش سال همراه گنگ بود و همه چیز را از جنگهای خیابانی بر سر کنترل مناطق تا کشته شدن افراد جلوی چشمش را از نزدیک دید. شانس سوم ونکاتش این بود که یکی از اعضای باند که حسابها را نگاه میداشت و نگران جان خویش بود ( و نگرانی اش درست از آب در آمد) حسابها را به او داد و ونکاتش توانست ببیند که همه گروه مانند هر شرکت امریکائی دیگر و بخصوص مک دونالد اداره میشد.

رهبر هر باند 20% از درآمد را به دفتر روسای مومنین سیاه میپرداخت تا بتواند در منطقه تعیین شده فعالیت کند. زیر دست رهبر باند سه افسر دیگر کار میکردند که مستقیما به او گزارش میدادند. در لایه زیرین افسران، مواد فروشهای خیابانی قرار داشتند که سرباز پیاده خوانده میشدند. هدف سربازهای پیاده این بود که بتوانند روزی به افسری برسند و هر باند بین 25 تا 75 سرباز پیاده داشت. در لایه زیرین سازمان حدود 200 نفر عضو قرار داشتند که هنوز به استخدام باند در نیامده بودند اما حق عضویت خود را می پرداختند به این امید که به عنوان سرباز پیاده استخدام شوند.

سربازهای پیاده در بیشترین خطر قرار داشتند و در هنگام جنگهای خیابانی اهداف آسان را برای باندهای رقیب شکل میدادند. با این حال آنها از جنگهای خیابانی استقبال میکردند چرا که باعث میشد بتوانند حقوق بیشتری طلب کنند.

وقتی که به درآمد میرسید تفاوت بسیار زیادی بین رنیس باند و اعضا وجود داشت. رئیس باند فارغ از مزایای دیگر درآمدی حدود 8500 دلار در ماه داشت که معادل 66 دلار در ساعت بود. در آمد ماهانه هر کدام از افسرها 700 دلار (معادل 7 دلار در ساعت) و در آمد سربازان پیاده حدود ساعتی 3 دلار و در واقع کمتر از حداقل دستمزد قانونی بود. در مقابل هر کدام از اعضای مدیریت مرکزی سالانه حدود 500.000 دلار حقوق میگرفت.

سوال اینجا است که چرا سربازهای پیاده برای چنین حقوق ناچیزی کاری را انجام میدهند که به طور روزانه آنها را در برابر خطر مرگ و حبس قرار میدهد؟

برای این سوال جواب ساده ای وجود دارد: رویای رسیدن به بالای هرم. این رویایی است که به سربازان پیاده کراک کوکائین و همه سربازان پیاده باندهای تبهکار دیگر انگیزه میدهد. رویائی است که به بسیجی ها و اشرار رژیم انگیزه میدهد که نفرت عمومی و ریسک انتقام را بپذیرند و از رژیم حمایت کرده و به آن خدمت کنند. اسلام چون کعبه و بتخانه بهانه است. هستند شاید گروه اندکی که هنوز غرق در سفاهت مذهبی از این رژیم حمایت نمایند اما تعدادشان بسیار اندک است. نه تفرقه در میان رژیم که در بعضی موارد به هتک حرمت از آخودهای کله گنده کشید و نه دزدی و نابرابری و فساد خم به ابروی حامیان رژیم نیاورده است و نشان میدهد که همه چیز بر سر پول است و لاغیر. این رویای رسیدن به ثروت افسانه ای در سطوح بالا است که هر جنایت و خیانتی را برای سربازان رژیم سهل میکند. درست به به همین دلیل است که آنها که در بالای هرم قرار دارند شکاف را تا حد ممکن گسترش میدهند.  هر چه شکاف بزرگتر باشد سربازان و افسران در پائین انگیزه بیشتری برای قربانی نمودن همه چیز برای صعود به بالا خواهند داشت.

با مافیا نمیتوان مذارکره کرد. به مافیا نمیتوان التماس نمود و یا آن را شرمنده کرد. فقط میتوان آنها را با قدرت مجبور به ترک جنایت کرد. وقتی ما این اصول ابتدائی را فراموش میکنیم به خامنه ای نامه مینویسیم و یا نسخه تظاهرات مسالمت آمیز خیابانی می پیچیم. درست مثل این است که از یک پاانداز برای مبارزه با روسپیگری کمک بطلبیم.

کاهش چشمگیر در خشونتهای باندهای کراک  کوکائین زمانی مشاهده شد که تنزل شدید در قیمت کوکائین ریسک را توجیه ناپذیر نمود. مافیای ایران نیز تنها با قطع شریان اقتصادی اش از بین خواهد رفت. التماس، فحش، تقاضای عدالت و حتی حمله به اسلام فقط با بی تفاوتی مواجه خواهد شد.

اینجا است که ارزش تحریمهای اقتصادی و اعتصابات سراسری آشکار میشود. جامعه براندازی باید با چنگ و دندان از تحریمها دفاع نموده و از اعتصابات حمایت کند. متاسفانه بار دیگر در یک بزنگاه تاریخی براندازان فاقد انسجام و سازماندهی لازم برای تلاش در راه این اهداف اساسی هستند و حال این که رژیم مافیا در هر دو زمینه به تلاش پرداخته است.

مردم ایران در مبارزه با این رژیم هرگز نباید از یاد ببرند که تنها دو چیز مافیا را از بین میبرد. خشونت بیشتر و قطع شریان اقتصادی.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
9 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها