مانیفست مشروطه خواهی- بخش نخست

مقدمه- استقرار و شکل گیری دمکراسی در کشورهایی که گرفتار مذهب و استبداد هستند با موانع آشکار و پنهان زیادی مواجه است. از جمله آنها پا نگرفتن احزاب سیاسی است. هیچ کشوری را نمی توان یافت که بدون داشتن احزاب سیاسی به دمکراسی رسیده باشند.

اما قدم اول برای ایجاد یک حزب یا گروه سیاسی، وجود یک جریان فکری است. زمانی که جریانات فکری در جامعه ای خشکیده شوند و افراد ندانند دنبال استقرار چه رژیم و تشکیلات حکومتی هستند، همواره گرفتار مسائل حاشیه ای و اختلافات سطحی شده و حتی در صورت پیروزی، براحتی از دمکراسی فاصله خواهند گرفت.

تولید جریان فکری کار ساده ای نیست و همانند دوران گذشته نیست که عده ای تحصیلکرده و اروپا رفته، مطالبی را از روی کتابهای خارجی ها گرفته و به میان مردم خود که عمدتا به اطلاعات مختلف دسترسی نداشتند بیاورند. دوران کنونی دوران تبدیل جهان به دهکده ای است که اطلاعات و اتفاقات در کسری از ثانیه در گوشه گوشه جهان مبادله میشود.

با وجود همه این ملاحظات، تنها کاری که ما می توانیم بکنیم تشویق و ترغیب همه افراد و گروهها و گرایشات سیاسی به تبیین مواضع و شفافیت آمال ها و آرزوهایشان است. اگر همه افراد و گروهها بصورت واضح بگویند چه چیزی را میخواهند و چه چیزی را نمی خواهند، بستر لازم برای ایجاد احزاب سیاسی را فراهم می کنند. چیزی که ضرورت ایران فرداست.

با این مقدمه برویم سراغ محورهای مشروطه خواهی:

ابتدا اجازه دهید منظور مان را از مشروطه خواهی بیان کنیم. منظور ما از مشروطه خواهی، رسیدن به جامعه ای است که در آن اولا استبداد و خودکامگی نباشد ثانیا مذهب و شریعت کاری به حکومت و زندگی مردم نداشته باشد.

1– پایبندی به استقلال و تمامیت ارضی:

ما به سرزمین ایران با تمام تنوع قومی و زبانی ان به چشم ایران یکپارچه زیر پرچم شیر و خورشید که سمبل هزار ساله هویت ایرانی است می نگریم. ما معتقدیم در ایران فردا و با استقرار عدالت و آزادی برای همه ایرانیان، همه قومیتها در بازسازی سرزمین آبا و اجدادیشان سهیم خواهند بود و از مواهب آن بصورت عادلانه بهره مند خواهند گردید.

2- نظام حکومتی

ما بر سر نوع نظام حکومتی آینده تعصبی نداریم. هر سیستم حکومتی که در یک رفراندوم آزاد (پس از سقوط جمهوری اسلامی) توسط اکثریت مردم رای بیاورد را برای سعادت و پیشرفت ایران مفید می دانیم. مهم این است که یکنفر یا یک باند همه کاره یک کشور هشتاد میلیونی نباشند. مهم محتوا و نحوه کارکرد یک سیستم است وگرنه نامها و اسم ها برای هیچ جا سعادت و پیشرفت نیاورده است.

3- سکولاریسم و جدایی دین از حکومت

در ایران فردا نباید هیچ دین و مذهبی، دین رسمی کشور باشد زیرا در آنصورت امتیازاتی شامل حال اکثریت میشود که اقلیت ها از آن بی بهره خواهند بود. ما نیازی به دین اکثریت و اقلیت نداریم. همه دین ها و مذاهب در کشور آزاد خواهند بود ولی حق ندارند باورهای خودشان را به دیگران تحمیل کنند و برای دیگران مزاحمتی ایجاد کنند. دین هر شخص یک امر شخصی و خصوصی خواهد بود. در استخدام ها و انتصابات پستهای دولتی و غیر دولتی نباید به دین افراد توجه شود.

4- حقوق زنان

تمام قوانین و مقررات ناعادلانه علیه زنان باید از بین برود. جنسیت افراد نباید باعث ایجاد حقوقی برتر و یا ضایع شدن حقوق آنها گردد. از آزادی زنان در انتخاب پوشش تا حق طلاق و ارث و رسیدن به بالاترین پستهای اداری کشور، زنان و مردان باید از حقوقی برابر برخوردار باشند.

ادامه دارد…

به اشتراک بگذارید: