ما برای موفقیت در تهران، به الگوی اصفهان نیاز داریم / فراخوان‌های تهران ناکارآمد و گاهی عجیب هستند

امروز تهران باید برای حمایت از دانشگاه شریف و دانشجویان منفجر می‌شد و خیابان رو به دانشگاه پیوند می‌داد! متأسفانه برنامه‌ریزی اعتراضات و فراخوان‌ها در شهر تهران بسیار ضعیفه و این توان رو نداره که از پتانسیل عظیم مردم معترض استفاده کنه و تا همینجا هم موفقیت‌هایی که تو شهر تهران داشتیم، حاصل حرکت خودجوش مردم بوده. مردم تهران صبح میرن سر کار و غروب که از سر کار بر می‌گردن، تازه برنامۀ اعتراضات شروع میشه. من واقعاً نمی‌دونم این چه نوع براندازیه که هموطنِ ما صبح تا غروب میره سر کار و به یک اداره یا سازمان دولتی خدمت می‌کنه، بعد غروب می‌خواد بیاد خیابون‌ها رو تصرف کنه و علیه همون دولت و حکومت شعار بده! اعتراضات روز شنبه در تهران به این دلیل موفقیت‌آمیز بود که از صبح آغاز شده بود و به همون دلیل هم مزدوران سرکوب‌گر رژیم تروریستی آخوندی رو اونجوری به زانو درآورد و رژیم رو مجبور کرده بود که دست به دامن عملۀ افغانی بشه و تازه بهشون استراحت هم بده! ما برای تهران نیاز به الگویی شبیه الگوی اصفهان داریم. مردم شاهین‌شهر اصفهان ساعت ۷ صبح که هنوز مزدوران سرکوب‌گر چشم‌هاشون رو باز نکرده بودن و از خواب بیدار نشده بودن، تو خیابون‌ها بودن و ۱۰ تا سطل آشغال و ۱۰ تا لاستیک آتیش زده بودن و تا ۹ صبح ۲ تا خیابون رو بسته بودن و تصرف کرده بودن. اونم با چه جمعیت زیادی. اون مزدور سرکوب‌گر موقعی که تازه قراره بیاد آرایش بگیره، می‌بینه یک شهر رو باید از مردم معترض پس بگیره. این الگو در شهری مثل تهران، بسیار بسیار ساده‌تر از یک شهر مثل شاهین‌شهر قابل پیاده و اجرا است. همین اتفاق دیروز در خیابان لاله‌زار تهران افتاد و بسیار هم موفقیت‌آمیز بود، اما برنامه‌ای برای همراهی با این اعتراض در نقاط دیگۀ شهر وجود نداشت. با این وضعیتِ فراخوان‌های حال حاضر تهران، اون مزدور سرکوب‌گر فرصت داره که حداقل تا ۲ بعد از ظهر بخوابه و تجدید قوا کنه. بعد نهارش رو کامل بخوره و حتی بعدش یه استراحتِ دیگه هم بکنه و تازه ساعت ۴ از خونه بیاد بیرون و از ساعت ۵ هم آرایش بگیره و منتظر باشه تا ما شاید ساعت ۶ از سر کار برگشتیم و هوس کردیم که تو مسیر بازگشت به خونه، ۲ تا شعار هم بدیم!

نمی‌دونم متأسف باشم یا شرمنده یا خشمگین، وقتی همین شنبۀ تاریخی، بعد از اون سیل جمعیتی که در تهران به راه افتاد و خیابون‌های مختلف رو به تسخیر درآورد و رژیم رو زمین‌گیر کرد، گروه موسوم به «جوانان محلات تهران» فراخوان میده و میگه «خب، حالا روزهای یکشنبه و دوشنبه همه ساعت ۴ بعد از ظهر یه شمع بگیرن دستشون و برن تو پارک‌ها بشینن!»

تو لندن به خاطر حمایت از مردم ایران، بسیجی رو به باد کتک گرفتن و به خونریزی انداختن، اونوقت اینجا کف تهران که ما در حال «یک جنگ واقعی و تمام‌عیار» با رژیمی هستیم که مغز و قلب فرزندان و خانوادۀ ما رو با گلوله سوراخ می‌کنه و برای «حذف و پاکسازی مردم ایران به هر قیمت» به خیابون‌ها اومده و همین دیشب نخبگان علمی این کشور رو در دانشگاه شریف به خاک و خون کشیده، یه عده مردم رو تشویق می‌کنن که به مزدوران سرکوب‌گر و آدمکشی که اصلاً هویتِ سازمانی مشخصی هم ندارن گل بدن یا اینکه شمع بگیرن دستشون و برن تو پارک‌ها بشینن! دیروز مردم تو آنکارا و استانبول به خاطر حمایت از ما با مزدورانِ اردوغانِ جوجه‌دیکتاتورِ کودک‌کش درگیر شده بودن، اونوقت ما شمع دستمون بگیریم و بریم تو پارک بشینیم؟! میگم چطوره بریم تو چَمَن‌های پارک لَش کنیم و یه چُرتی هم بزنیم؟ آخه یه چُرتِ مشتی تو چمن‌های پارک بعد از یک روزِ کاری می‌چسبه! واقعاً اینها بیانیه‌هاییه که از دهان «جوانان محلات تهران» بیرون اومده یا از دهان یک میانسال یا فسیلِ محافظه‌کار که هدفش هم مشخص نیست؟!

باور کنید که دلم خون میشه وقتی مجبور میشم بیام این حرف‌ها رو بزنم، هرچند هیچ‌وقت هم صدامون به هیچ‌جا نرسیده و بیشتر برای اینکه به خودمون بدهکار نباشیم و بار روانی این فشار رو تخلیه کنیم، با خودمون درد دل می‌کنیم. اما فقط می‌دونم که اگر همین امروز که در خیابان‌ها هستیم و ابتکار عمل رو در دست داریم، این موضوعات رو تحلیل و آسیب‌شناسی نکنیم، بعداً مجبور میشیم که با کامِ تلخ و آه و حسرت «دلایل شکست» رو تحلیل کنیم.

ایرانی بسه دیگه، غیرتت رو نشون بده!

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
8 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها