مجاهدین ۵۷ تی، جمله کلیشه ای همه چیز کار خود رژیم است؛ مثل بومرنگ است!

یک زمانی فکر میکردم ریشه تمام بدبختی ها ملت ما «اسلام» است و اگر این حکومت برود و فرد مورد علاقه من یعنی «رضا پهلوی» نامسلمان شود و به ایران بازگردد و‌با «اسلام» مبارزه کند، بالاخره پس از ۵۰ سال شاید ما به یک شبه دموکراسی برسیم!

چندی پیش فرصتی پیش آمد که به دوبی و قطر بروم. این سفر برای من سفری لازم بود تا متوجه بشوم که با همین اسلام کثافت زده تازیان هم میشود پیشرفت کرد، سندش هم کشورهای حوزه خلیج فارس و ترکیه و‌مالزی. اصلا چرا راه دور برویم، مگر همین شاهنشاه آریامهر مسلمان نبود؟ مگر ایران تحت هدایت او در طی یک دهه، ره صد ساله را نرفت؟

شاه معتقدبود:

«اگربپذیریم که تنهاراه تحقّق یک دموکراسی راستین،وجودیک اقتصادسالم وتوانا است،بایدالزاماًقبول کنیم که کشورهای درحال توسعه ،ناگزیرندکه برای نیل به دموکراسی،ابتداء همهء نیروهاومنابع وامکانات خودرابرای ایجادزیربنای اقتصادی لازم تجهیزنمایند.در روزگارما استقلال سیاسی بدون یک اقتصادتوانا مفهومی ندارد.توسعهء اقتصادی،شرط لازم وواجب تحقّق دموکراسی سیاسی ونیل به ترقی اجتماعی است » (25).

آنچه که در بالا خواندید، بدون شک در مورد کشورهای خاورمیانه ای و مسلمان صدق میکند. متاسفانه جنون گاوی ترمیناتورهای ۵۷ تی و ارازل و اوباش فداییان راه خمینی، قطار ایران پهلوی را از مسیر درستی که میرفت، منحرف کردند؛ اما ما پیش چشممان نمونه هایی هستند که نشان میدهد با پیشرفت اقتصادی و پول، کم کم لازمه های «دموکراسی» در کشورهای فلاکت زده از لحاظ «فرهنگی» _ که اسلام هست و نیستشان را نابود کرده است _ پدید می آید؛ نمونه آن هم عربستان امروز که شاهزاده جوانش با زور و مد روز شدن میخواهد عربستان را تغییر دهد.

آنچه که در سال ۵۷ اتفاق افتاد، این بود که عده ای دانشجو و بچه مسلمان های کراواتی شده به لطف پهلوی ها _ به ویژه مثلث حرامیان «بیق» ( یزدی ملعون و بنی صدر نادان و خود شیفته و قطب زاده) که نقش اساسی را در به قدرت رساندن خمینی بر عهده داشتند _ به اروپا می آیند و پس از مدتی این عین الله باکر زاده ها که در دوره چریک و چریک بازی زیست میکردند، به این نتیجه میرسند که چرا خودمان «شاه» نشویم و با برپایی جمهوری، راه را برای شاه شدن خودمان باز نکنیم!؟

این عین الله باکر زاده های نادان نمیدانستند که دموکراسی فقط یک سیستم سیاسی نیست. اگر فرانسه مهد دموکراسی اروپا است، ادبیات و موسیقی و سینمایش هم مدرن است. فرانسه فرهنگش اسلامی نبود. فرانسه اکثریت جمعیتش بی سواد و روستایی نبودند. در فرانسه مردان دو زنه وجود نداشت. فرانسه جاهلان کلاه مخملی و انگل های عمامه به سر نداشت و این مقایسه کودکانه و جاهلانه میان ایران محصور در خاورمیانه با کشورهای غربی، دقیقا همان خشت کجی بود که باعث‌ شد نه تنها ما به دموکراسی و آزادی های سیاسی رایج در غرب نرسیم، بلکه تمام دستاوردهای اقتصادی و آزادی های اجتماعی و سیستم قضایی تقریبا سالم و… را بر باد بدهیم و به دلیل بی سوادی و نادانی و یا رندی و قدرت طلبی انقلابیون ۵۷ تی، جریان «مشروعه طلب» را به آرزویش برسانیم و با از میان بردن «مشروطه» ناقصی که در جریان بود، راه را برای برپایی خلافت مورد نظر «شیخ فضل الله» های نوری که خمینی براستی فرزند خلفش بود، باز کنیم.

بی شک نقش تروریست های فدایی و جوجه چریک های مجاهد در به قدرت رسیدن خمینی از روحانیون مفت خور خیلی بیشتر است. خمینی یک شخص بود و قدرت آنچنانی نداشت. آنچه که خمینی را «رهبر» کرد، جانفشانی ها و اسلحه کشی ها و بمب گذاری ها و سیانورخوری های مجاهدین و فداییان چپ بود که همه و‌همه سرانجام پاداش خیانت به وطن خویش را در کشتارهای دهه ۶۰ از خمینی گرفتند.

همانطور که در ابتدای این مطلب اشاره کردم یک زمانی فکر میکردم مشکلات ایران با بازگشت رضا پهلوی به ایران و ادامه راه پدرانش، حل میشود؛ اما اکنون میگویم مشکلات ایران با به قدرت رساندن «دکتر هلاکویی» حل میشود.

مادر همه مشکلات جامعه ما حسادت است

در دی ماه ۹۶ که اعتراضات به گرانی ها جرقه ای شد برای اعتراضات سیاسی، ناگهان دو شعار هم حکومت را شوکه کرد و هم رانده شدگان از سفره انقلاب را؛ آن دو شعار یکی شعار زیبای «اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا» بود و دیگری شعار حیرت انگیز «رضا شاه ، روحت شاد»!

این دو شعار چنان ۵۷ تی های صاحب قدرت و رانده شده از قدرت ( پس مانده های مجاهدین و فدایی و ملی نماهای نهضت ویرانی و توده ای های انگشت شمار و …) را دچار حیرت کرد که برای به لجن کشیدن این شعار هر کاری را که میتوانستند، انجام دادند.

شعار اصلاح طلب، اصول گرا دیگه تمومه ماجرا، دکان اصلاح طلبی و بازی بد و بدتر ی که از خرداد ۱۳۷۶ جاری بود را نشانه رفته بود و بی شک اصلاح طلبان از این شعار بیش از دیگران ترسیدند و ترسشان هم درست بود، چرا که با از دست رفتن پایگاه مردمی این روبهان زشت کردار و ماله کش، هسته سخت قدرت ( علی گدا و سرداران سپاه) به راحتی آنها را از چرخه قدرت حذف کردند؛ اما، اما، اما شعار تامل انگیز «رضا شاه روحت شاد» دیگر فقط انکار جمهوری اسلامی نبود، این شعار انکار همه ۵۷ تی ها بود و‌ماهیت این شعار چنان ضد شورش کور ۵۷ و دست اندرکارانش بود که باعث شد پیوند «ارتجاع سرخ و سیاه» که نقش اساسی را در پیروزی خمینی بازی کرده بود، دوباره به یکدیگر برساند و هم جمهوری اسلامی داخل و هم جمهوری اسلامی خارج ( اپوزیسیون نماهای ۵۷ تی ) دوباره در پیمانی نانوشته به جنگ با «پهلوی» ها برخیزند؛ چرا که بر خلاف مجاهدین و فدایی ها و ملی مذهبی ها که در ایران امروز هیچ محبوبیتی ندارند، پهلوی ها در میان نسل جوان محبوب شده اند و این محبوبیت با توجه به زنده بودن وارث خاندان پهلوی، میتواند تمام هست و نیست سیاسی و هویتی این افراد را «هیچ» کند.

دقیقا همین موضوع است که باعث شد شعار رضا شاه روحت شاد که نوعی ستایش آگاهانه از پهلوی ها و ابراز پشیمانی از انقلاب سیاه ۵۷ است، این همه دشمن داشته باشد و ترمیناتورهای ۵۷ تی – به ویژه مجاهدین _ همراه برادران اطلاعات سپاهی به جنگ هویتی با سایه پهلوی ها بروند، که اهورا مزدا را سپاس، تیرشان به سنگ خورد و نه تنها این شعار از دهان مردم پس از دی ماه ۹۶ حماسه ساز نیفتاد، بلکه این شعار و شعارهایی چو «ما انقلاب کردیم، ما اشتباه کردیم» و «ای شاه ایران، برگرد به ایران» در تمام اعتراضات پس از دی ماه ۹۶ تکرار شد و در اتوبوس و استادیوم نام بزرگ و‌جاودانه رضا شاه کبیر طنین انداخت!

حواستان باشد مزدوران سپاه هر چه را میخواهند بدنام کنند، به خودشان ارتباط میدهند!

اینکه مدام مزدوران سپاه و پایگاه‌ها ی سایبری نظام سعی‌ میکنند بگویند شعار رضا شاه روحت شاد و اصلاح طلب اصول گرا دیگه تمام ماجرا کار خود سپاه است، دروغی بیش نیست! متاسفانه من این ویدئو را تازه پیدا کردم، گر نه خیلی‌ پیشتر از اینها باید این جریان سازمان یافته مزدور افشا میشد! جریانی که پس از شنیدن آن ۲ شعار معروف، از روی ترس از برندازی_ به ویژه رضا شاه روحت شاد_ از فتنه گران خودی و پایبند به انقلاب اسلامی و دوران طلائی امام رفع حصر هم کرد ، می‌خواهد مردم را از دی ماه ۹۶ به همان باتلاق سبز ۸۸ بازگرداند!

برنامه جهان آرا در شبکه افق بخشی از صحبت‌های جواد خادم، وزیر مسکن پهلوی را پخش کرد که خادم در آن به طراحی اغتشاشات اخیر در کشور اعتراف کرده است.
او درباره این موضوع گفت: ما از ماه‌ها قبل برای ساماندهی اعتراض‌ها برنامه‌ریزی کرده بودیم و قرار بود آغاز حرکت سیاسی نباشد، بلکه از معیشت مردم ورود کنیم
.

*جواد خادم یک نابغه سیاسی است که سی وچند سال بود که از سیاست کناره گرفته بود، او باید بیشتر از همیشه به بطن صحنه سیاست ایران بازگردد….

او همان کسی است که هم میتواند خوب صحبت کند، هم با کرگردن های سیاسی ایران خوب آشنا است.

قدرت بیان و ذکاوت سیاسی جواد خادم میتواند به جریان براندازان بسیار کمک کند.
او همان شخصی است که میتواند «نقشه راه» را بنویسد …*

جواد خادم آخرین وزیر مسکن و شهرسازی حکومت پهلوی و جوانترین عضو کابینه دکتر شاپور بختیار بود و بعد از انقلاب به واسطه نقش عمده‌اش در کودتای میهنی نوژه ، جمهوری اسلامی برایش حکم اعدام صادر کرده است؛ پشت اعتراضات دی ماه ۹۶ هوشمندی یکی از بانیان قیام پایگاه شاهرخی بود نه سپاه مادر ق های سپاهی!

مجاهدین پیشکسوت، از قدیم گفته اند :

هر که باد کاشت، طوفان درو کرد!

این روزها با هک شدن کانال های صدا و سیما و بلندگوهای مساجد طنین «مرگ بر خامنه ای» و «لعنت بر خمینی» خنده را بر لبهای مردم نشاند و مجاهدین خلق هم ادعا کرده اند که بله کار ما است! اما این حرکت جالب مجاهدین را اگر نخواهیم انگ «کار خود رژیم است»، بر آن بزنیم، وسیله تسویه حساب پادشاهی خواهان شد و آنها هم خیلی راحت تلافی اراجیفی را که مجاهدین درباره شعار «رضا شاه روحت شاد» بافته بودن، به سبک خود مجاهدین به صورت آنها کوبیدند تا خنده مجاهدین زود محو شود و کاربرد تبلیغاتی کار جالبشان ، مثل خودشان ماندگار نباشد.

من به عنوان یک شهروند ساده و یک وبلاگ نویس این را میدانم که خامنه ای خط قرمز نظام است و اگر بخواهند جایی هم از او مایه بگذارند، احترام او را نگه میدارند. به ویژه اینکه او برای ارازل و اوباش بسیج حالتی قدسی دارد و از طرفی دیگر – او آنقدر کینه جو است و آنقدر جاسوس در همه جا دارد که اگر وزارت اطلاعات چنین پروژه ای را داشت، این خودشیفته اجازه اجرای آن را نمیداد.

نکته مهم دیگر اینکه بحث «اقتدار» و «امنیت» نمایشی برای خامنه ای و نظام مهم است و هک شدن کانال های رژیم دقیقا پیامی معکوس برای طرفداران نظام دارد. نظر شخصی من این است که قداست خامنه ای و اقتدار نظام، خط های قرمزی هستند که نظام آن را نمیشکند و بنابراین آنچه که اکنون مجاهدین از آن ناراحت هستند، دقیقا همان روش غیر اخلاقی است که خود اینها آن را باب کرده اند. آی امان از حسادت به سبک ایرانی!

نمیدانم زمانیکه تلویزیون در دهه پنجاه مثلا شراب خوردن شاه را نشان میداد و قصر ساده ( مقایسه شود با کاخ های خوک زادگان خود آقا پندار و کاخ های سلطنتی سراسر دنیا ) او را پیش چشم ایرانیان قرار میداد، چند درصد از مردم به اسلام فکر میکردند و چند درصد از مردم، حسودی میکردند!؟

اری، برای نجات ایران باید اول روان بیمار ما درمان شود و بهتر است به جای مدعیان سیاسی، به فکر به قدرت رساندن «دکتر هلاکویی» ها باشیم!

امیدوارم پیرمردها و پیرزنان مجاهدین از این بازی «بومرنگی» درس آموخته باشند و پس از این کمی اخلاق مداری را چاشنی مبارزات خویش کنند و بدانند هر چه پرتاب میکنند، سرانجام روزی گریبانگیر خودشان هم خواهد شد.

و در پایان سخنی کوتاه با پادشاهی خواهان، اینکه هر اتفاقی را همانند اوباش ۵۷ تی به سپاه منتسب کنید، آیا این پیام را نمیرساند که اپوزیسیون عقیم است و نظام در اقتدار کامل و هر چه اتفاق میافتد کار سپاه است؟ آیا این بی اخلاقی ها خیانت به خون نداها و سهرابها و پویاها و سیناها نیست؟

مردم از کسانی که سینما رکس آتش زدند و خودکشی تختی را گردن ساواک انداختند و جنازه از سردخانه ها دزدیدند و خودشان آدمکشی کردند ( خسرو روزبه تو‌ه ای) تا گردن شاه بیاندازند و چند ده کشته انقلاب را هزاران هزار اعلام کردند، انتظاری ندارند و این اوباش و تروریست ها را خوب میشناسند، اما شما چه؟

در دام انتقام و حسادت نیفتید که این به دام افتادن به نفع رژیم خواهد بود. پایه های رژیم سست شده است. کشتی در حال غرق شدن است و‌موش ها در حال فرار، چیزی تا برآمدن خورشید و رقص درفش کاویانی فیروزه ای باقی نمانده است؛ حسود نباشیم!

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
1 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها