مجتهدی که از اینکه ریش اش را تراشیدند دق کرد و مرد.

مرحوم حاج میرزا عبدالحسین سیّدالعراقین از علما معروف اصفهان در خواب دید که حمام مخروبه ای،  آباد و دایر شده و او در این حمام شست و شو کرده و بیرون آمده و مشغول پوست کندن سیب است و زیر دامنش دو دانه انار پنهان می کند.

کسی را فرستاد تا میرزا محمدتقی نوری که تعبیر خواب می دانست را به منزل او آوردند و تعبیر خواب از وی پرسید. میرزا جواب داد که این خواب را چند تعبیر است:

یکی را نخواهم گفت اگر شرط کنی که از این راز نپرسی باقی را می گویم وگرنه دم فرو می بندم و رؤیای تو را بی تأویل می گذارم. سیدالعراقین ملتزم گردید که به شرط عمل کند.

میرزا تقی گفت دیری نمی گذرد که تجدید فراش خواهید کرد و از زن تازه دو پسر زیبا پیدا می کنید!

سیدالعراقین و اصحابش سخت به شگفت افتادند که اکنون صاحب زن و فرزندان است و به هیج وجه در این فکر نبوده و علامتی در کار نیست که زن تازه بگیرد!

مدتی نگذشت که زوجه اولش وفات یافت. پس از چندی تجدید فراش کرده دو پسر آورد (آقا ضیا و آقا رضا) که هم اکنون در جزو فرزندان آن مرحوم از همه زیباتر و محبوب ترند.

مرحوم آقا سید محمد نجف آبادی فقیه عالم مدرس معروف (متوفی 25 ذی القعده 1358 ه.ق) که از دوستان و مصاحبان همیشگی سید العراقین بود و طبعی شوخ و لطیفه پرداز داشت وقتی که تعبیر دو پسر زیبا روی را شنید به مطایبه گفت از حالا خوشحالی می کنیم.

همین آقای نجف آبادی روز دیگر دنبال معبّر (تعبیر خواب گو) رفته و با التزام اینکه بازگوی نکند، باقیماندۀ تأویل رؤیا را پرسیده بود. پس از تأکید فراوان در کتمان راز گفت نمی دانم چه پیش می آید که در وقت مرگ ریش سیدالعراقین تراشیده می شود.

بدیهی است که استماع این سخن برای یک نفر مجتهد معروف بیحد ناگوار و وحشت بار بود. بدین سبب مرحوم نجف آبادی تا بعد از مرگ سیدالعراقین این سخن را برای احدی اظهار نکرد. اما چنان پیش آمد که میرزا محمدتقی گفته بود. سیدالعراقین در آخر عمرش به دملی روی چانه دچار گردید که در مریض خانه برای معالجه او ناچار محاسن او را تراشیدند و در همین حال بدرود حیات گفت در شب چهارشنبه دهم شوال 1350 هجری قمری.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
1 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها