مجتهدی که به هلاکوخان چراغ سبز نشان داد

کتابی را حوزه علمیه قم چاپ کرده به نام ” آثار و برکات علما” به قلم علی میرخلف زاده انتشارات: محمد و آل محمد صل الله علیه و آله!!!

مسخره ها همه کارهاشون خنده دار است حتی اسم انتشارات شون مثل آدمیزاد نیست.

بگذریم در این کتاب نوشته علامه حلی که از حقه بازترین آخوندهای تشیع بوده نقل کرده هنگامی که لشگر مغول به نزدیکی های بغداد رسیده بوده، این خائن پست فطرت به هلاکوخان نامه نوشته و به او گفته طبق روایات شیعه شما پیروز خواهید شد بنابر این ما به سرسپردگی شما را اعلام می کنیم. بعد نتیجه میگیرد که مغول ها همه جا را نابود کردند به جز کربلا و نجف!

شگفت آور اینکه آخوندهای بی وطن این عمل خائنانه را جزو کرامات و برکات علما محسوب می کنند.

برویم سراغ نقل ماجرا از زبان علامه حلی:

( علامه حلّی ) رضوان اللّه علیه از پدرش نقل می کند : علت اینکه در فتنه مغول اهل کوفه و کربلا و نجف قتل عام نشدند و از هجوم سربازان ( هلاکو ) مصون ماندند این بود که وقتی هلاکو به خارج بغداد رسید و هنوز شهر را فتح نکرده بود ، بیشتر اهل حله از ترس خانه های خود را ترک گفتند و به ( بطایح ) گریختند و جمع قلیلی در شهر ماندند از آن جمله پدرم و ( سید بن طاووس ) و فقیه ( ابن ابی العزّ ) بودند .

این سه نفر تصمیم گرفتند به هلاکو نامه بنویسند و صریحاً اطاعت خود را نسبت به وی اعلام دارند . نامه نوشتند و بوسیله یک مرد غیر عرب فرستادند .

هلاکو پس از دریافت نامه فرمانی بنام آقایان صادر کرد . وبه وسیله دونفر فرستاد و به آن دو سفارش کرد به آقایانی که نامه نوشته اند بگوئید اگر نامه را از صمیم قلب نوشته اید و دل های شما با نوشته شما مطابق است نزد ما بیائید .

فرستاد گان هلاکو به حلّه آمدند و پیام هلاکو را به آقایان ابلاغ کردند . آقایان از ملاقات با هلاکو بیمناک بودند زیرا نمی دانستند پایان کار چه خواهد شد .

پدرم به آن دو نفر گفت : اگر من تنها بیایم کافی است ؟ گفتند : آری ، او به معیّت آن دو نفر حرکت کرد . در آن موقع هنوز بغداد فتح نشده بود و خلیفه عباسی را نکشته بودند وقتی پدرم به حضور هلاکو رفت به او گفت : چطور با من به مکاتبه پرداختید و چگونه به ملاقات من آمدی پیش از آنکه بدانی کار من و خلیفه بکجا می کشد ؟ ، از کجا اطمینان پیدا کردید که کار من وخلیفه به صلح نیانجامد و من از او در نمی گذرم ؟

پدرم در جواب گفت : اقدام ما بنوشتن نامه و آمدن من به حضور شما بر اساس روایتی است که از حضرت امیرالمؤ منین علی بن ابیطالب علیه السلام به ما رسیده است.

پدر علامه پس از قرائت خطبه به هلاکو گفت : امام ما علی علیه السلام اوصافی را در خطبه ذکر کرده که ما همه آن اوصاف را در شما می بینیم و به پیروزی شما اطمینان داریم ، به همین جهت نامه نوشتیم و من به حضور شما آمدم . هلاکو اندیشه و فکر آنان را به حسن قبول تلقی کرد و فرمانی به نام پدر علامّه نوشت و در آن فرمان مردم حلّه را مورد عنایت مخصوص خود قرار داد .

طولی نکشید که هلاکو بغداد را فتح کرد و ( معتصم ) خلیفه عباسی را به قتل رسانید . بطوری که دائره المعارف بستانی نقل نموده در آن حادثه متجاوز از دو ملیون نفر هلاک شدند ، اموال فراوانی به غارت رفت و خانه های بسیار طعمه حریق شد ، و سرانجام آشکار گردید که آقایان علماء حلّه خطبه علی علیه السلام را بخوبی فهمیده و به درستی آن را با هلاکو لشکریانش تطبیق نموده بودند .

به اشتراک بگذارید: