مجتهدی که توی بیزینس تاکسیدرمی (خشک کردن حیوانات) بود

در کتاب داستانهایی از مردان خدا چنین آمده است:

مرحوم آخوند ملاحسین یزدی هم مردی وارسته و صاحب دم و نفس و رفیق شفیق حاج شیخ حسنعلی نخودکی بود

هر وقت ایشان از یزد می آمد یا در منزل ما بود و یا منزل حاج شیخ حسنعلی، مردی نورانی و دوست داشتنی بود و تخصص او در شناخت گیاهان طبیعی که از آنها برای معالجات استفاده می کنند بود .

شخص ثالثی نقل می کرد که حاج شیخ حسنعلی نخودکی با آخوند ملاحسین به “کوههای خلج” برای تهیّه گیاهان دوائی می رفتند و او از حاج شیخ حسنعلی نخودکی بیشتر اطلاعات داشت . من هم به همراه آنها برای کسب معلومات می رفتم .

“کوههای خلج ” مملو بود از مار. انهم چه مارهایی!

مار که مانند افعی است زیاد دارد .

این شخص گفت : مارها قد راست تا کمر ایستاده بودند و دهان باز کرده که پرنده های کوچک را شکار کنند . مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی یک نگاه به آن مارها می کرد خشک می شدند و می افتادند!!

و به من امر می فرمود که لاشه بعضی از آنها را که برای تهیّه برخی دواها لازم بود در کیسه ای می کردم و با خود به شهر می آوردیم و به خانه حاج شیخ حسنعلی می بردم .

به اشتراک بگذارید:
4 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها