مجتهدی که توی رختخواب زنش را از خواب بیدار میکرد تا از او اجازه بگیرد!

احترام بیش از حد آیت الله الهیان نسبت به سادات موجب مشکلاتی برای خودشان شده بود. ایشان مدتی در محل تولد پدر بزرگوارشان شهر رامسر مجرد زندگی می کردند. با توجه به زهد و پارسایی فوق العاده که مردم در ایشان می دیدند مورد توجه مردم قرار گرفته برای او از خانواده سادات و اهل علم سادات محله رامسر دختری را برایش خواستگاری کردند که پس از چندی ازدواج به منزل استیجاری خود آوردند متاسفانه این ازدواج یکی دو سال بیشتر دوام نیاورد.

دوستانش علت این جدایی را پرسیدند در پاسخ گفت:

عیال من عیب و ایرادی نداشت و عیب و ایراد از خودم بود چون خود را کفو او نمی دیدم (یعنی خودم را همطراز و همسان او نمی دیدیم). او ذریه زهرا علیه السلام بود. من مواظبت می کردم کاری نکنم موجب بی حرمتی ایشان بشود. به خود اجازه نمی دادم بی اجازه او پای خود را در منزل دراز کنم و نمی توانستم از وجوحات شرعی برای او زندگی مرفهی فراهم کنم او تا کی می توانست با زندگی فقیرانه من بسازد؟

من حتی شبها در رختخواب با او مشکل داشتم. وقتی از خوابیدن در یک طرف بدن خسته می شدم می بایست از او اجازه بگیرم تا به طرف دیگر برگردم.

 در یک اتاق تاریک نمی توانستم با وجود او به تکالیف عبادی خود قیام کنم. دیدم به صلاح من و اوست که از هم جدا شویم تا فردای قیامت پیش جدش شرمنده نباشم.

منبع: سایت حفظ و نشر آثار آیت الله خلیل منصوری

توضیح: این آخوندهای پدرسوخته حقه باز میرفتند ازدواج میکردند اما بعد از مدتی دلشان را میزد. برای آنکه او را طلاق بدهند بهانه می آوردند و می گفتند اون خانم از ذریه حضرت زهرا بود و من نمی توانستم با او کاری بکنم!

2 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها
2
0
نظر بدهیدx
()
x