مجتهدی که جعل سند کرد و گیر افتاد

از مرحوم آقا نورالدین اراکی – رحمت الله علیه – نقل میکردند که : صاحب جواهر (صاحب جواهر نام یکی از آخوندهای پدرسوخته دوره قاجار است که کتاب جواهر الکلام را نوشته) به کسی اجازه اجتهاد نمی داد . یکی از اهل علم( به طلبه ها میگویند اهل علم!!) ، وقتیکه قصدمیکند که به وطن باز گردد از ایشان می خواهد که به او اجازه اجتهاد بدهند . صاحب جواهر حاضر نمی شود و در این زمینه تلاش او هم به نتیجه ای نمی رسد .
عاقبت به صاحب جواهر عرض میکند :هر طور که میل دارید اجازه بدهید !

صاحب جواهر ، بدون این که اجتهاد او را تصدیق کند اجازه ( گرفتن سهم امام و سایر وجوه ) را به او می دهند ولی آن شخص در متن اجازه نامه خود دست می بردو یک کلمه اجتهاد هم بر آن اضافه میکند!

وقتی به وطن خود باز می گردد مورد توجه عموم قرار می گیرد و از هرکجا عبور میکند همه به او احترام میکنند . غیر ازپیرمردیکه پینه دوز بوده و بی اعتنایی میکند و مطابق معمول به او احترام نمی گذارد . خودش نزد پیرمرد می رود و سلام میکند . پیرمرد جواب می دهد که : علیکم السلام ایهاالمدلس (یعنی سلام بر تو ای حقه باز فریبکار)

آن شخص در حیرت فرو می رود که چگونه این پیرمرد ازسر او اطلاع دارد ؟ ! پی جویی میکند پیرمرد می گوید :امام عصر – ارواحنا فداه – فرموده است که تو در اجازه عبد صالح ( صاحب جواهر ) تدلیس کرده ای ! و عذاب تو پنجاه حقب (هر 80 سال یک حقب است) خواهد بود.

آن شخص وقتی این مطلب را می شنود از ریاست آن محل دست میکشد ورساله عملیه ( مراجعی را که صلاحیت معنوی داشته اند ) به دست می گیرد و به این طرف و آن طرف برای تبلیغ می رود تا این که گناهش آمرزیده شود.

منبع: سایت اطلاع رسانی حوزه

به اشتراک بگذارید: