مجتهدی که صدای بزغاله درمی آورد

من از قبل با حسن آقای الهیان فرزند مرحوم شیخ علی اکبر الهیان آشنا بودم. ایشان یک روز در قم مهمان بنده بود، عرض کردم: آقای الهیان شما در قم استادی را می شناسید که بنده از او استفاده کنم؟

گفت: بله!

گفتم: کیست؟

گفت حضرت معصومه (س).

گفتم: دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.

گفت: دومی آقای بالخیر، آفتابه دار مدرسهٔ فیضیهٔ و دار الشفاء است و او مرد پیچیده ای است. تمام طلاب آن سالها او را می شناسند،چون بیش از ده سال آفتابه دار بود.

گفتم:آقای الهیان این مرد همیشه صدای بزغاله در می آورد و طلاب را می خنداند،کسی که دائم به مضحکه مشغول است چطور می تواند از اولیاء الله باشد؟

گفت:  اینها برای رد گم کنی بود.

این آقا قد کوتاهی داشت وچاق. از قباهای کهنه طلبه ها می پوشید و گاهی چند قبا روی هم می پوشید و اصلاً هیکل او خنده دار بود، هر طلبه ای که برای آب برداشتن از حوض مرکزی می آمد، صدای بزغاله در می آورد و طلبه ها می خندیدند. بعضی طلبه ها گاهی یک ریال پول در سینی می انداختند،برای آنها دو مرتبه صدا در می آورد.

گفتم :آقای الهیان! داری سر من شیره می مالی؟

گفت:«نه به خدا،اولیا الله گاهی به این شکل خود را مستور می کنند، من زمانی رفتم او را ببینم. اولین ملاقاتی که با ایشان داشتم درماه رجب بود.تا وارد وضو خانه شدم این دفعه صدای بزغاله در نیاورد و برای من احتراماً از جایش بلند شد و اشاره کرد بیا پهلوی من بنشین،من بارها او را دیده بودم و به او آن یک ریالی که طلبه ها می دادند داده بودم،هیچ وقت این طور احترام نکرده بود. صدای بزغاله را تعطیل کرده بود اما این دفعه گویا فهمیده بود که من او را شناخته بودم، گفت: پسر جان اسمت چیست؟

گفتم:عبدالقائم شوشتری.

گفت : من همیشه به جهت الطافی که خدا به من داشته ، شاد و شنگولم ، دل آدم وقتی به یاد خدا شاد شد از تمام وجود مؤمن سرور و شادی می بارد . الآن ماه رجب است و چند روزی بیشتر به ۲۵ رجب نمانده ، شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام شما روز شهادت مرا خواهی دید که خنده نمی کنم وصدای بزغاله در نمی آورم ، چون امام زمان علیه السلام عزا دار است پس ما هم عزا داریم.

منبع: سایت حفظ و نشر آئار آیت الله خلیل منصوری

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
2 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها