مجتهدی که طلبه ای را مجبور میکرد هر روز کباب بخورد

جناب آقای صانعی در خطبه نماز جمعه قم در روز 17/5/65 داستان ذیل را نقل فرمودند:

«در سال 1341 طلبه ای فقیر در مدرسه دارالشفاء حجره داشت و دچار ناراحتی اعصاب شده بود.

پزشک معالج او به او توصیّه کرده بود که کباب برگ بخورد ولی آن طلبه امکان آن را نداشت.

من وضع و حال او را خدمت حضرت امام خمینی مدّظلّه عرض کرد. امام مقدار قابل توجّه ای پول به من داد و فرمودند: هر روز بروید به مغازه قصّابی و گوشت کبابی بخرید و ببرید نزد آن طلبه همانجا بمانید تا او گوشت را کباب کند و بخورد.

عرض کردم چه لزومی دارد شخصاً هر روز گوشت تهیّه کرده نزد او ببرم؟ چه اشکالی دارد پول را باو بدهم تا خودش گوشت تهیّه کند و کباب کند و بخورد؟

امام فرمودند چنین طلبه ای فقیر ممکن است این پول را به مصارف غیر ضروری برساند و با آن کباب نخورد!

بدین جهت من روزهای متوالی به مغازه قصّابی می رفتم و مقدار مکفی گوشت کبابی می خریدم و برای آن طلبه می بردم و همانجا می ماندم تا او گوشت را کباب می کرد و میل می کرد و من تماشا می کردم!

منبع: کتاب داستانهایی از علما/علی میرخلف زاده

توضیح: امام خمینی همه کارهایشان زوری بود. اینقدر به اون طلبه بدبخت کباب دادند که کلسترولش بالا رفت و سقط شد. ضمنا خمینی دجال خوب میدانست که طلبه ها و آخوندهای ندید بدید وقتی پول زیاد بدست شان برسد فورا دنبال صیغه بازی و فسق و فجور می روند.

به اشتراک بگذارید: