مجتهدی که علم اش را موش خورد

جناب آقای محمّد حسن مدرس فتحی فرزند ارجمند آیه اللّه مدرّس فتحی معروف به شیخ محمّد علی دزفولی خاطرات و حکایات زیادی از پدر بزرگوار خود را روایت نموده از جمله:

مرحوم پدرم می فرمود: وقتی شدت گرفتاری و فقر طلاب علوم دینی را مشاهده نمودم تصمیمی گرفتم به کیمیا مشغول شوم و در صورت موفقیت، از آن در رفاه حال طلاب استفاده نمایم. از این رو نسخه ای از دستور کار کیمیاگری پیدا کرده و کوره و اسباب کار را مهیا نموده و نیمه شبی در حجره مشغول به کار شدم. صبح آن شب محصول کار را به نزد مرحوم حاج زرگرباشی معروف بردم و گفتم ببین این چیست؟ وی چند محک زد وگفت: شیخ این را از کجا آورده ای؟ گفتم: آن را یافته ام!!
وی گفت: این طلای ناب است، و به مبلغ 35 ریال آن را خرید. من نیز آن مبلغ را اندک اندک به طلاب و محتاجان داده و گشایشی در کار آنان حاصل شد. پس از اتمام پول دوباره به سراغ نسخه کیمیا که در جایی از حجره گذاشته بودم رفتم ولی با کمال تأسف مشاهده نمودم که تمام آن را موش خورده و اثری از آن برجا نمانده است.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
1 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها