مجتهدی که از نظر او، مردم مُشتی حیوانند

حضرت آیت الله آخوند ملا محمد کاشی معروف به آخوندکاشی  از علمای برجسته اصفهان بودند که اخلاق تندی داشتند و بهمین خاطر تا آخر عمر ازدواج دائم و رسمی نکردند. (این آخوند پدرسوخته از دوستان و یاران سید حسن مدرس خائن و از مخالفان رضا شاه بود)

یک روز صبح زود خادم (نوکر و مستخدم) حضرت آیت الله آخوند کاشی به حمام می رود و می بیند آخوند در حمام قدیم توی خزینه است ، جلو می رود و سلام می کند . آخوند می گوید : سلام و زهر مار فلان فلان شده . کی گفته تو اینجا بیایی و شروع به ناسزا گفتن میکند!!

خادم تعجب می کند و مبهوت می ماند . صبح اول صبحی ما مگر چکار کرده بودیم که باما اوقات تلخی کرد و ناسزا گفت . خلاصه دل چرکین می شود ولی چیزی نمی گوید . تا اینکه چند روز از این ماجرا میگذرد و مرحوم آخوند قلیان می کشید. مرحوم آخوند وقتی سر حال بود قلیان می کشید. آن شخص خادم فورا میرود سر قلیان را برای مرحوم آخوند چاق می کند و میآید خدمت آخوند و می گوید : آقا چند روز پیش صبح آمدم حمام ، آخر چه قصوری از ما سرزده بود که صبح به آن زودی (علی الطلوع)  اینهمه چیز به ما بار کردید ؟؟

مرحوم آخوند می گوید : خوب شد گفتی . من می خواستم از تو معذرت خواهی کنم . آخوند می گوید : من صبح داشتم مدرسه می رفتم توی خیابان و کوچه یک سری حیواناتی رادیدم که درب مغازه ها را باز می کنند و بعضی حیوانات طرف من می آمدند ، از بس ترسیده بودم دویدم توی حمام که تو آمدی ، می دانستم تو آدم خوبی هستی ، گفتم بگذار یک مقدار ناسزا بگویم که حجاب شود ، من مردم رابه شکل حیوانات گوناگون نبینم . و از حمام می خواهم به مدرسه بروم دیگر نترسم . چون خیلی ترسیده بودم و خُب حجاب رفع شد!!

عجب بیشرفایی هستند این آخوندها. مردم از نظر انها مشتی حیوانند. بر پدر و مادر هرچی آخوند لعنت.

به اشتراک بگذارید: