مفتخوری اربعین

صاحب مغازه ایرانی برگشت و گفت: اینا خیلی خوارکسن.

سری تکان دادم و گفتم: بد گیری افتادیم.

بعد دوباره گفتم: مردم عاصی شده اند اما کرم از خودمون هم هست. پارسال دیدم همین مردم دسته دسته راه افتاده بودند پیاده روی اربعین. حالا چند روز دیگه ببین دوباره چه خبر میشه.

گفت: برنامه اربعین رو بذار من بهت بگم چیه. پارسال رفته بودم ایران چند تا از رفیقام و یک سری بچه های محل رفته بودند. اینهائی که بهت میگم همه تو کار نشئه هستند همه رقم. میگفتند برمیداریم فقط نشئه میبریم. دیگه همه چیز مجانیه. این نشئه ها رو میزنی گرسنه میشی. میگفت دست میکردیم این ور باقلوا، اون ور فلافل، شله زرد، خرما، شیرینی و همه چی. شربت هم که دیگه فقط بخور.

گفتم: آخه این جوری رژیم رو تقویت میکنند. برای دو تا باقلوا و خرمای مجانی.

سرش را به تاسف تکان داد.

آنچه را به او گفتم به تو مفت خور اربعین هم میگویم.

آخه اوسکل مشنگ که فکر میکنی دو تا باقلوا و چند کاسه خورش مجانی زرنگیه و در عین حماقت، ناخواسته این رژیم را حمایت میکنی. اگر این رژیم نبود تو علاف روزگار بیکار نبودی و وقت نداشتی که بروی زندیگیت را اینجوری حرام کنی. بهای این چند تا باقلوا و شیزینی و فلافلی که فکر میکنی مجانی است به اندازه یک ساعت کارت هم نمیشد. مگر آدم چقدر باید بی ارزش باشد که خودش را اینجور مفت بفروشد. نرو بابا جان، نرو. این رژیم را حمایت نکن. این زندگی نیست.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
1 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها