نحوه برخورد با زندانیان سیاسی در حکومت پهلوی از زبان مکارم شیرازی

روز 15 خرداد 1342 که با ایّام عزاداری سرور وسالار شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام در ماه محرّم الحرام مصادف بود، برای سخنرانی در جماران به سمت آن جا حرکت کردم. بین راه، جیپ شهربانی ما را متوقّف کرد وسرنشینان آن گفتند: «شما باید همراه ما بیایید». مرا به کلانتری همان محل بردند و پس از بازجویی اوّلیه قرار شد به شهربانی تهران منتقل کنند. رئیس کلانتری آهسته در گوش من گفت: «اگر چیزی از اعلامیّه های انقلابی همراهتان هست در مسیر تهران، به بیابان بریزید که اسباب دردسرتان نشود». سپس همراه رئیس کلانتری و چند مأمور قوی پیکر به سمت تهران حرکت کردیم. در بین راه رئیس کلانتری، شماره منزل ما را گرفت تا از تلفن بین راه خبر دستگیری مرا به خانواده اطّلاع دهد که منتظر نباشند. در همین لحظه ها یکی از مأمورهای مراقب، به دیگری گفت :

این چه شغلی است که ما داریم؟ همه مردم مشغول عزاداری برای امام حسین علیه السلام هستند و ما ذاکران اباعبدالله علیه السلام را دستگیر کرده، روانه زندان می کنیم.

روزهای اوّل زندان بسیار سخت می گرفتند، حتّی اجازه نمی دادند از منزل برایمان غذا بیاورند، امّا بعد از آن که مرحوم آیت الله آقای حاج سیّد احمد خوانساری به ملاقات ما آمدند وسفارش هایی کردند، مقداری از تنگناها برداشته شد، ازجمله، اجازه دادند از غذای منزل استفاده کنیم، چون غذای زندان واقعآ قابل استفاده نبود. بستگان هنگامی که آبگوشت می آوردند اخبار مهم را در کاغذهای کوچکی نوشته، داخل شیشه کوچکی نهاده، درب آن را محکم می بستند و داخل آبگوشت می گذاشتند. مأموران زندان، قاشقی در آبگوشت می چرخاندند ولی چیزی نمی یافتند. بدین وسیله زندانیان از اخبار خارج از زندان مطّلع می شدند.

تصمیم گرفتیم از فرصتی که در زندان به دست آمده بود بهترین استفاده را ببریم تا هم روحیّه زندانیان خراب نشود، هم زمان به کندی نگذرد و هم از علوم و دانش یکدیگر بهره بگیریم، لذا در کنار فعّالیت های ورزشی و مباحث سیاسی، مباحث عقیدتی، دینی و اخلاقی منظّمی داشتیم که هر روز پیگیری می کردیم. بحث ها به قدری داغ و شیرین بود که توجّه مأموران زندان را هم به خود جلب کرد. آن ها پشت پنجره ها می آمدند و گوش می دادند.

از کتاب خاطرات آیت الله مکارم شیرازی

به اشتراک بگذارید:
1 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها