نرمش قهرمانانه یا قمبلفنگ حقیرانه؛ این «حسن» کیست که عظما چنین دیوانه اوست؟

کتاب «صلح امام حسن، پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ» در سال ۱۳۴۸ خورشیدی توسط روحانی دوزاری و روضه خوانی به نام سید علی خامنه‌ای به فارسی ترجمه میشود. او‌که در آن سالها حتی برای امرار و‌معاش خود دچار مشکل بود و هیچوقت فکر نمیکرد دست روزگار شخمی ما او را «خلیفه» ایران کند، در مقدمه کتاب مورد علاقه اش مینویسد :


«اینک که با فراهم آمدن ترجمه این کتاب پر ارزش و نامی، جامع‌ترین و مستدلترین کتاب درباره «صلح امام حسن» در اختیار فارسی زبانان قرار می‌گیرد، این جانب یکی از آرزوهای دیرین خود را برآورده می‌یابم و جبهه سپاس و شکر بر آستان لطف و توفیق پروردگار می‌سایم.
پیش از اینکه به ترجمه این کتاب بپردازم، مدتها در فکر تهیه نوشته‌ای در تحلیل موضوع صلح امام حسن بودم و حتی پاره‌ای یادداشت‌های لازم نیز گرد آورده بودم؛ ولی سپس امتیازات فراوان این کتاب مرا از فکر نخستین بازداشت و به ترجمه این اثر ارزشمند وادار کرد.

البته مقام معظم با توجه به اینکه «تازی زاده» است و از تخمه امامان تازی است، شاید هم علم لدنی داشته اند و در حالیکه ایشان را هیچکس آدم حساب نمیکرده است، نامبرده میدانسته است که روزی فرا خواهد رسید که باید برای کرنش های حقیرانه اش در برابر آمریکا و اسراییل نامی پیدا کند و براستی چه نامی بهتر از «نرمش قهرمانانه»!

اگر شما از آن دسته از مسلمان زادگان شیعی ایرانی هستید که هیچ اطلاعی از امام حسن ندارید، باید به شما بگویم که چهره واقعی و ثبت شده امام حسن تازی (ک) با آنچه که دکانداران دینی شیعه برای ما تعریف کرده اند، زمین تا آسمان با هم فرق دارند؛ درست مانند تصویر واقعی امام علی که به بوزینگان طعنه می زند اما سوداگران دین چنان تمثال خیالی از ایشان نقاشی کرده اند که آلن دلون و برد پیت و جرج کلونی باید بروند جلو بوق بزنند!

امام حسن واقعی؛ سردار سوزاکی اسلام

برای آشنایی با چهره واقعی امام حسن باید فصل خونین شکست ساسانیان از تازیان را در کتابهای تاریخی بازخوانی کنیم و با چشم خویش ببینیم چگونه فاتحان بی تمدن و سوسمارخور، ایران ما را ویران کردند و پدران ما را کشتند و مادران و خواهران ما را مورد تجاوز قرار دادند و آنچه را هم که نخواستند و غنیمت نامیدنش، در بازارهای برده فروشی حراج کردند.

در کتاب های تاریخی آمده است:

تازیان صدر اسلام در حمله به سرخس، همه مردم شهر به استثناي صد نفر را كشتند. براي فتح كامل مازندران در زمان خلافت عثمان جنگ سختي بين سردار او سعيد بن عاص و مردم مازندران صورت گرفت كه ناكام ماند، امام حسن و امام حسين تازي، فرزندان علي بن ابيطالب نه تنها در اين جنگ شركت داشتند بلكه از سرداران لشكر سعيد بن عاص بودند و رهبري اين جنگها را بر عهده داشتند….

دائرة المعارف شيعه اسلام، نگارش حسن الامين برگهاي 179 تا 183، تاريخ طبري، فتوح البلدان

آری ایران ویران شده امروز حاصل جهالت عمومی و نا آگاهی تاریخی ملتی است که نه تنها نام جنایتکارانی که بر کشورش تاختند را بر روی فرزندانش میگذارد و آنها را «چنگیز» و «اسکندر» و «حسن» و «حسین» صدا میزند، بلکه برای سالمرگ بعضی از این دژخیمان، قرنهاست که سوگواری هم میکند و هر «محرم» و «صفر» که میرسد، ما شاهد نوعی تحقیر و مازوخیسم خودخواسته هستیم و گویی این تحقیر را پایانی هم نیست!

یکی از بهترین مطالبی که درباره امام حسن با ذکر منابع تاریخی نوشته شده است، مقاله «امام حسن سردار زنبارگی اسلام شیعی» به قلم مهدی میر آخورلو است. این مقاله را بدون کم و کاست اینجا میگذارم تا پس از خواندنش از خود بپرسیم :

چه کسانی بر ما حکومت میکنند!؟

چگونه از کورش به خامنه ای رسیدیم؟

چگونه از شاه به خمینی؟

چگونه حرف های آخوندی را که یک روده راست در شکم کثافت زده اش نیست، وحی مطلق پنداشتیم و قرنهاست بر اساس اراجیف و داستان های تخیلی روحانیون جنایتکار سنی و شیعه، ملک ایران و نسل های دیروز و امروزش را تباه کرده ایم!؟

مهدی میرآخورلو مینویسد:

یکی از نکات قابل توجه در مورد حسن بن علي مقام قهرمان جهاني او در زن گرفتن و رها كردن زنان است كه تا امروز هم جايگاه تهي او را در زن بارگي كسي پر نكرده است. برابر با دفترهاي ديني وي اندامي كوتاه، شكمي گنده، دماغي پهن و دهاني گشاد داشت كه بگفته عايشه همانند محمد بوده است. (1)

چون با بي بهره گي از زيبايي چهره و اندام نميتوانست بر زنان دست يابد به پيروي از محمد برابر سوره احزاب آيه 50 از زنان دين دار خواسته بود تا براي رفتن به بهشت با وي هم اغوش گردند، فرستاده هايي به ميان خانواده ها گسيل ميداشت و ميگفت هر زن و دختري كه با من هم اغوش گردد، عروس فاطمه و جايش در بهشت است. 

نكته جالب در باره اين واقعيت ماله كشي ماله كشان شيعي است ؛ احمد رضايي در كتاب نهضت حسيني مينويسد؛

چون گفته شده بود كه پيامبر در طفوليت بسيار بر ناف حسن بوسه ميزده، از اينرو زنان داوطلب ازدواج با حسن بن علي بودند تا نافشان به ناف وي برسد و از اين لحاظ بدنشان از اتش دوزخ مصون بماند.

باري در كوتاه زماني دختران بيشماري از شيعيان گرسنه علي كه در انديشه سير كردن شكم بودند بسوي خانه حسن بن علي روانه گرديدند تا پس از همخوابگي و سير شدن بزعم خويش جايي هم در بهشت داشته باشند.(2) با اين نيرنگ در كوتاه زمان، شكم دختران زيادي را از دارايي باداورده علي سير نمود و با انها همخوابه گرديد و هرچه توانست كنيزان زيباروي را نيز خريداري نمود.(3)

از زياده روي در همخوابگي با زنان بيشمار بزودي واخورد و بگفته ی زين العابدين ماهي يكبار همه زنان را بدور خود گرداوري مينمود و ميگفت « ديگر توان براوردن خواسته هاي همخوابگي با شما را ندارم اگر بخواهيد شماها را رها كنم يا بفروشم » به دنباله اين گفتارهاي پي در پي گروهي از زنان كه زمان (نوبت) همخوابگي به انها نميرسيد روي از بهشت برگرداندند و با مردان دلخواه خود پنهان كاري اغاز نمودند كه سر و صداي زيادي برپا نمود و حسن را بر ان داشت هفتاد تا نود تن از زنان بيشمار خود را رها سازد.(4) (الله بركت بدهد به اين حسن، بابا اين ديگه چه كمري داشت.) پدران بسياري از زنان رها شده و گرسنه مانده به خانه علي رفته دادخواهي كردند كه فرزند شما پس از برداشتن پرده دختري از دختران ما انها را رها كرده و سرباز خانواده هاي گرسنه ما كرده است كه علي ناگزير گرديد بارها و بارها به منبر برود و به مردم بگويد بيش از اين پروانه ندهند كه دخترانشان گول حسن را بخورند.(5)

يكي از زنان روي برگردانده از بهشت جعده دختر اشعث بن قيس بني كنده بود كه از زيباترين زنان حسن بشمار مي امد. وي با يزيد پسر معاويه و پسرعموي حسن پيوند همخوابگي برپا نمود و سرانجام نيز به اميد همسري با يزيد حسن را زهر داد و كشت (6). كه امده است علي نيز از اين پيوند پنهاني بخوبي اگاهي داشت.(7)

بر اساس انچكه در بالا امده است ؛ نخستين پرسشي كه در ذهن هر خواننده انديشمندي نقش ميبندد اين است كه چطور ميشود يك انسان از عالم غيب و هر انچكه در گذشته و آينده اتفاق مي افتد اگاهي داشته باشد ( شيعيان بر اين باورند كه امامانشان داراي علم لدني يا همان علم و غيب هستند ) ولي نداند كه ميخواهند او را با زهر بكشند؟ دوم، زمانيكه يزيد به اين اساني سر از رختخواب همسر امام حسن ( پسر عمويش) بدر مي اورد، چگونه ميتوان باور داشت كه همه اين بچه سيدها كه مادرانشان زنان رسمي هم نبوده اند پاك سرشتند؟؟

حسن همانگونه جان بر سر زنبارگي و دلدادگي با زنان باخت كه محمد جان خود را در پيوند با زن سلام بن مشكم يهودي از دست داد.(8) زيرا ان زن خود را دلباخته محمد نشان داد و بكين خواهي خانواده او را با خوراندن گوشت زهر الود كشت. (9)

بن مايه

1 . دفتر زندگاني حسين، پوشينه دوم، چاپ نهم نوشته زين العابدين رهنما برگ 210، هفتاد تا 90 فقره طلاق
2. دفتر زنان پيغمبر اسلام نوشته عمادزاده برگ 299
3. تشيع و سياست در ايران، پوشينه يكم برگ 141 نوشته بهرام چوبينه، درباره هفتاد تا صد و سي زن – دفتر زنان پيغمبر اسلام، عمادزاده، برگهاي 379- 399- 400، شصت كنيز و دويست و سي زن « ابوطالب مكي در قوت القلوب، دويست و پنجاه زن و كفعمي ، شصت و چهار زن بجز كنيزان » بنام او نوشتند. – منتخب التواريخ برگ 191 تعداد زنان و كنيزان حسن را 250 تا 300 تن دانسته اند.
4. دفتر زندگاني حسين، پوشينه دوم، چاپ نهمف برگ 210 نوشته زين العابدين رهنما
5. تشيع و سياست در ايران، پوشينه يكم برگ 138 نوشته بهرام چوبينه – نهضت حسيني 68 – تاريخ اجتماعي ايران، پوشينه دوم برگ 78 نوشته مرتض راوندي – دفتر زندگاني حسين، پوشينه دوم از برگ 422 نوشته زين العابدين رهنما – تاريخ خلفاي راشدين پوشينه سوم برگ 20 نوشته موير روضته الصفا
6. دفتر زندگاني حسين، برگ 209 نوشته زين العابدين رهنما – دفتر زنان پيغمبر برگ 399 نوشته عمادزاده – خلفاي راشدين نوشته موير پابرگهاي 418-422 – دفتر زندگاني حسين، پوشينه دوم برگ 209 نوشته زين العابدين رهنما ؛ « جعده دختر جاه زلب اشعث به بهاي يكصد هزار درهم پول نقد و وعده زناشويي با يزيد شوهرش حسن را مسموم نمود » آيا يزيد انتقام ارينب محبوب ربوده شده اش بوسيله امام حسين را نگرفته است؟

7. تشيع و سيايت در ايران پوشينه يكم برگ 136 نوشته بهرام چوبينه – دفتر تشريح و محاكمه در آل محمد نوشته زنگه زورلي قاضي بهلول بهجت افندي برگردان ميرزا مهدي برگ 229 – دفتر زندگاني حسين پوشينه دوم چاپ نهم برگهاي 209-210 نوشته زين العابدين رهنما – دفتتر الحروف برگ 431 – منتخب التواريخ برگ 190 

8. تفسير طبري پوشينه پنجم برگ 1335 – دفتر زندگاني حسين نوشته محم حسين هيكل برگردان پاينده بخش دوم برگ 530 – دفتر پيامبر نوشته رهنما برگ 774 – دفتر پيامبر نوشته زين العابدين رهنما پوشينه سوم برگ 230

9. منتهي الامال شيخ عباس قمي، پوشينه نخست برگ 107 كه امام جعفر صادق مرگ محمد را از همان زهر ميداند – منتخب التواريخ برگ 19 مسموم شدن محمد بدست يهوديه دختر حارث برادرزاده مرحب.

آری همانطور که میبینید سید علی خامنه ای میخواهد آینده ایران و ۸۰ میلیون ایرانی را به سرنوشت مرد زنباره و حقیری از سلاله حشریان آل عبا گره بزند که در تمام عمرش جز عیش و نوش و خونریزی و قتل و غارت کاری نکرد!

البته زیاد هم عجیب نیست، تره به تخمش میرود، سید علی به اجدادش! جد خمینی و خامنه ای در قادسیه و نهاوند ایران را به خاک و‌خون کشیدند، نوادگانشان در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ دوباره توانستند ایران را غنیمت و مردمانش را گروگان بگیرند.

در زمان صدر اسلام مردان را گردن میزدند و زنان ایرانی را در بازارهای برده فروشی میفروختند، امروز هم مردان را از «تخم» زده اند و بازارهای برده فروشی را با نام «صیغه» در سراسر ایران _ به ویژه مشهد_ به صورت شرعی و اسلامی برپا کرده اند و بیچاره و بدبخت ملتی که هنوز در خواب است و یک روز به انتظار ترامپ و روز دیگر چشم انتظار معجزه از اسراییل و بایدن و …

گویی ملت ایران در همان ۱۴۰۰ سال پیش از میان رفته اند و این چیزی که امروز ما به نام «ایران» و «مردمان ایران» میشناسیم، یک توهم است؛ یک رویاست و یک رویایی که سرانجام کابوس جمهوری اسلامی آن را میبلعد!

دیروز عکس هایی از جنازه فخری پور منتشر شده است که خط مشی خامنه ای و نظام را در برابر این حمله کاملا مشخص کرده است؛ قرار گرفتن پرچم امام حسن بر بالای جسد مدافع بیضه های اتمی نظام، نشان از تسلیم شدن خامنه ای دارد. گر چه «ترامپ» به لطف «ویروس چینی» از قدرت کنار رفت اما او به معنای کلمه خشتک رهبر بی وجود شیعیان را پرچم کرد و آن پرچم سبز بر بالای جسد آن کشته شده به دست اسراییل، نشان از پایان جمهوری اسلامی دارد. جمهوری اسلامی همانند سلیمانی و فخری زاده مرده است، آنچه که باقی مانده است لاشه بویناکی است که به دستگاه حیات مصنوعی وصل است، گر چه به ظاهر قلب میتپد، اما مرگ مغزی نظام حتمی شده است و شاید در کمتر از یک قرن، اسلام برای همیشه با ایران وداع بگوید، البته اگر ایرانی را باقی بگذارند و نام ایران «خاطره ای دوردست» نشود!

به اشتراک بگذارید:
3 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها