نه آقا سعید، نه، در سرزمینی که تقیه اسلامی اصول دین و حکومتداری میشود، حرف از دروغ نگفتن و داریوش بزرگ اگر یاوه نباشد، اشتباه است!

سعید آقای حجاریان، جانباز اصلاحات در یکی از مصاحبه های جدیدشان فرموده اند که جمله داریوش کبیر در مورد عدم دروغگویی راهگشای ایران امروز است!

آقا سعید اصلاحات مثل اینکه یادشان رفته است ایران هخامنشی غیر اسلامی بوده است و در فرهنگ اصیل و انسانی زرتشت جایی برای «دروغگویی» نبوده است اما ایران امروز که «ایران اسلامی» است، رهبر و بنیانگذار جمهوری ننگینش با «تقیه» و یا همان دروغ مصلحت آمیز به قدرت رسیده است و در چنین فضای مسمومی که هیچ شباهتی به زمان داریوش ندارد، نمیشود سخنان داریوش هخامنشی را راهگشای مشکلات ایران امروز دانست.

هنوز یادمان نرفته است که چگونه زیر درخت سیب امام خمینی شما وعده های غرب پسند را توسط حواریون «مثلث بیق» به گوش جهان رسانید و پس از به قدرت رسیدن و رد شدن خر انقلابش از پل، زیر همه حرفهایش زد و در پاسخ به اعتراضات مردم در محفلی دوستانه فرمودند :

تقیه کردم!

مذهب شیعه ایرانی نه تنها دروغ را ممنوع نکرده است بلکه در مواقعی که منافع دین و دینداران ایجاب میکند، دروغ وسیله ای است برای رسیدن به هدف! بیچاره ماکیاولی که اسمش بد در رفته است. اگر او آخوندها ی شیعه را میدید، بی شک رساله شهریار را با نام رساله «آیت الله» مینوشت!

https://news.gooya.com/2019/12/post-33639.php

سعید جان، میدانیم هوا پس است و جمهوری اسلامی و تئوریسین های بقای آن هر وقت که اوضاع خراب میشود یاد «ایران» و فرهنگ گذشته ایران میافتند، اما با توجه به کشتار آبان ماه و فریب کاری ها و دروغ ها و اعلام نکردن تعداد کشتگان توسط حکومت،حداقل این اظهار فضل را میگذاشتید برای وقتی دیگر! گفته اند ما حافظه تاریخی نداریم، اما دیگر نه در این حد!

از آنجا که شما خودتان به دست یکی از سربازان آتش به اختیار ولایت ترور شدید و ممکن است به دلیل کهولت سن و بیماری بعضی از مسائل یادتان برود، بر آن شدم که اینجا برایتان تقیه با همان دروغ ابزاری را توضیح دهم تا دیگر فیل تئوریسین استمرار طلب بقای نظام یاد هندوستان نکند!

در شیعه که در آن مؤمنین مجازند وقتی در معرض تهدید آزار یا اضطرار قرار گرفتند باور خود را مخفی کنند، بر رسم تقیه تأکید شده‌است.[۳][۸] به هر روی، این کار در شرایط معینی در اسلام سنی نیز مجاز است.[۹][۱۰]

نخستین بار برخی از صحابه در شرایط سخت اقدام به تقیه کردند.[۱۱] بعدها این رسم برای شیعیان به دلیل تجربهٔ آن‌ها به عنوان یک اقلیت دینی مورد آزار مشخصاً مهم شد.[۸][۱۲] بنا بر آموزهٔ شیعه، تقیه در شرایطی که خطر شدید مرگ یا از دست دادن اموال وجود دارد و خطری از بابت آن دین را تهدید نمی‌کند مجاز است.[۸]به تقیه به خصوص در بین شیعه دوازده‌امامیه منظور حفظ وحدت بین مسلمانان و برادری روحانیون شیعه مشروعیت بخشی شده‌ است.[۱۳][۱۴]

یاردن ماریوما می‌نویسد: «تقیه یک لفظ فقهی اسلامی است که معنای در حال تغییر آن مرتبط با وقتی است که یک مسلمان طبق شریعت مجاز است دروغ بگوید. تقیه به عنوان مفهومی که معنای آن در بین فرق، دانشوران، کشورها و حکومت‌های اسلامی تغییر کرده‌است، بی تردید یکی از الفاظ اصلی مورد استفادهٔ جدلیون اخیر ضد مسلمان است.»[۱۵]

واژه «تقیه» از واژه «وقایه» به معنای سپر گرفته شده‌است که انسان به وسیلهٔ آن از جان و دیگر چیزهایی ارزنده‌اش دفاع می‌کند. یکی از اعتراضات اهل سنت بر شیعه آن است که شیعیان تقیه می‌کنند. اهل سنت تقیه را نوعی نفاق دانسته و آن را مذموم می‌شمارند به همین دلیل همواره شیعه را بخاطر آن مورد اعتراض قرار می‌دهند.

در قرآن آیاتی است که تقیه را جایز و مشروع می‌داند:

۱) ” لا یتخذ المؤمنون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین و من یفعل ذالک فلیس من الله فی شیئ الا ان تتقوا منهم تقاةً و یحذّرکم الله نفسه و الی الله المصیر (آل عمران / ۲۸).

مسلمانان نباید کفار را در برابر مسلمانها یار و سرپرست خود قرار دهند و هرکس چنین کاری کند هیچگونه ارتباطی با خداوند ندارد، مگر اینکه از آن‌ها بترسید و تقیه کنید و خداوند شما را از مجازات خودش برحذر می‌دارد و بازگشت همه بسوی او است.

۲) من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان (نحل /۱۰۶)؛ هرکس بعد از ایمانش به خدا کافر شود، گرفتار غضبی از جانب خدا و عذاب عظیمی خواهد شد مگر کسی او را مجبور به اظهار کفر کند در حالیکه دلش آرام به ایمان است.

۳) و قال رجل مؤمن من آل فرعون یکتم ایمانه اتقتلون رجلا أن یقول ربی الله و قد جائکم بالبینات من ربکم (غافر/۲۸)

مرد مؤمنی از آل فرعون که ایمان خود را پنهان می‌داشت، گفت: آیا می‌خواهید کسی را به قتل برسانید به خاطر اینکه می‌گوید: پروردگار من الله است در حالیکه از جانب خداوند براهین و نشانه‌هایی آورده‌است؟

همانگونه که ملاحظه می‌شود این آیات تقیه را جایز می‌داند.

شأن نزول آیه دوم ” من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان و لکن من شرح بالکفر صدرا فعلیهم غضب من الله و لهم عذاب عظیم ” را مفسران در مورد عمار یاسر دانسته‌اند. وقتی عمار یاسر رد مقابل شکنجه‌ها تاب مقاومت نیاورد و اظهار کفر کرد و این در حالی بود که پدر و مادرش یاسر و سمیه زیر شکنجه‌های مشرکان کشته شده بودند، مشرکان او را آزاد ساخت. عمار نگران و سراسیمه نزد پیامبر رفت که من زیر شکنجه چنین کلماتی بر زبان رانده و اظهار کفر نموده‌ام. این آیه نازل شد که هرکس بعد از ایمان به خدا و رسولش کافر شود گرفتار عقوبت سختی خواهد شد مگر آنکه مجبور شود و قلبش به ایمان مطمئن باشد.

انواع تقیهویرایش

  • تقیه واجب:در موردی است که در آن ترک تقیه باعث ضرر جانی، بدنی، مالی، عرضی یا مانند این‌ها بشود یا ضرری به اسلام برسد بی آن که فائده چشمگیری عائد اسلام گردد.[۳۰]
  • تقیه حرام:در موردی است که هرگاه ترک تقیه کند، باطل را سخت کوبیده، و حق را در مرتبهٔ اعلی ترویج نموده‌است مانند ترک تقیهٔ سید الشهدا.[۳۰]
  • تقیه مستحب: در وقتی است که تقیه کردن، منافع بیشتری عائد شخص و سائر مسلمین می‌نماید مانند این که در حج تقیه کردن و همراهی با آن‌ها در بعضی از فروعات و حضور در جماعات ایشان موجب تحکیممبانی اتحاد بین مسلمان‌ها می‌شود.[۳۰]
  • تقیه مکروه:آن است که سود و زیان در فعل یا ترک تقیه بسیار اندک است و بعضی اوقات ترک آن بهتر و این هنگامی است که خطر جانی یا مالی شخص را تهدید نمی‌کند.[۳۰]

سعید جان ، لطف کنید پای بزرگان و شاهنشاهان ایرانی را به گنداب جمهوری اسلامی باز نکنید. برای استمرار و بقای این نظام حضرت محمد و خضرت علی به اندازه موهای سرتان آیه و روایت نازل کرده اند که خلاصه اش همان سیاست النصر بالرعب است!

به اشتراک بگذارید: