ابهامات صحنه هلاکت محسن فخری زاده

از همون روز اولی که خبر به درک واصل شدن فخری زاده منتشر شد چند نکته برام مجهول بود و منتظر بودم تا اطلاعات تکمیلی بیرون بیاد و به اصطلاح “روشن” شم که با گذشت زمان متاسفانه مجهولاتم بیشتر شد! برای همین این چند نکته رو اینجا مینویسم تا ببینم نظر دوستان چیه:

-نیسان پر از چوب
گفته میشه که در مرحله ای از این عملیات یک نیستان پر از چوب منفجر شده (قبل یا بعد از تیر اندازی که فعلا مساله من نیست). چرا تو هیچ تصویر یا فیلمی از صحنه حادثه (به جز همین کمی چوب تصویر اصلی نوشته/بالا) تکه چوبی دیده نمیشه؟ اگر نیسان حامل چوب منفجر شده باشه آیا نباید قطعات چوب به اطراف پراکنده بشه؟

-تیم ترور کننده کجا بوده؟
در چند ویدئو گفته میشه قطعات نیسان منفجر شده تا فاصله ۵۰۰ متری پرتاب شده و یک دکل برق هم آسیب دیده (در یک ویدئو هم گفته میشه انفجار به حدی قوی بوده که ترانس فشار قوی از بالای دکل پایین افتاده). با این حساب باید یک بمب نسبتا قوی در نیسان بوده باشه. در این حالت اگر شما جای تیم عمل کنه باشید و بدونید که یک بمب با چنین قدرتی قراره منفجر بشه اونور خیابون تو ماشین یا نزدیک موتور سیکلت پناه میگیری؟ فکر نمیکنی ترکش انفجار به خودت هم اصابت کنه؟ اگر هم تیم ترور در فاصله چند صد متری پنهان شده باشند چطور این فاصله چند صد متری رو طی کردند و خودشون رو قبل از اتوموبیل تیم حفاظت به ماشین فخری زاده رسوندند؟ در ضمن تیم ترور با خودشون معمولا “دوشکا” حمل نمیکنن و از اسلحه های نسبتا کوچک و جمع و جور استفاده میکنند. در صورت استفاده از اسلحه های نسبتا جمع و جور و کوچک با قدرت تخریبی محدود گلوله ای که به گلگیر عقب اصابت کرده نمیتونه از فاصله دور شلیک شده باشه و چنین سوراخی ایجاد کرده باشه. این شلیک قطعا از فاصله نزدیک بوده.

-تیم ترور کننده کجا غیبش زده؟
نمیدونم شما چه فکر میکنید ولی هضم اینکه یک تیم ۱۲ نفره ترور با یک ماشین یا چند دستگاه موتور سیکلت در مناطق حساس نظامی نزدیک پایتخت یک عملیات ترور با این وسعت انجام بدند و بعد هم به قول مش قاسم “یهو دود بشن برن هوا” برای من کمی ثقیله. فراموش نکنید که دستگاه امنیتی رژیم از همون اول انقلاب ۵۷ با ترور های خیابانی (فرقان, مجاهدین و..) دست به گریبان بوده و حداقل در این یک مورد با تجربه است. حادثه هم مثل فیلم گوزنها در جنوب تهران اتفاق نیوفتاده که ۱۲ نفر بتونن از پشت بوم و کوچه پس کوچه فرار کنن. تو جاده های خارج از شهر شما کافیه فورا چند مسیر بین شهری رو ببندید و اجازه ندید هیچ انسانی بدون بازرسی رد بشه!

-شلیک توسط مسلسل خودکار از داخل نیسان
اینکه دیگه از مسخره همون اونور تره. اگر به تصاویر دقت کنید هم از جلو به شیشه ماشین تیر خورده و هم از پهلو به شیشه کوچک عقب و گلگیر عقب سمت راننده. این امکان پذیر نیست مگر اینکه مسلسل علاوه بر خودکار بودن “پا” هم داشته باشه! در ضمن اگر فخری زاده اونجور که گفته میشه از ماشین پیاده شده باشه چه لزومی بوده اصلا به شیشه جلو شلیک بشه؟ معمولا این کار رو موقعی میکنید که راننده پشت فرمان باشه و تیم عمل کننده به اون شلیک میکنه.

-جهت حرکت تیر پشت شیشه کوچک عقب
این تیر به نظر میاد که از داخل ماشین شلیک شده (و احتمالا هم ۲ تیر پیاپی بوده). اگر از بیرون به سمت ماشین شلیک شده باشه باید لبه ها به سمت داخل خم شوند:

-خوردگی گلگیر عقب
در تصویر بالا چرا گلگیر و در عقب خوردگی دارد؟ ماشین معاون وزیر و پدر بمب اتمی ایران تصادفی بوده؟

-آیا فخری زاده خودش پشت رل بوده؟
یکی از نکات جالب این اتومبیل اینه که تنها دو شیشه پشت “تار” هستند که معمولا فرد مورد محافظت باید اونجا باشه. شیشه سمت راننده هم ظاهرا در اثر تیر اندازی نشکسته بلکه پایین بوده (این در هوای سرد آذر ماه عجیب نیست؟). گذشته از اینها شما کدوم مسوول تازه به دوران رسیده رده هفتم نظام نکبت رو تا حال دیدید که خودش پشت رل بشینه؟

-مصاحبه با همسر فخری زاده
فیلم مصاحبه همسر فخری زاده هم از ۲ نظر جالبه. اولا اینکه بر خلاف رویه معمول خبرنگار/بازجو های سیمای ج/ا/ هیچ سوالی در مورد صحنه ترور و اینکه چند نفر بودند و داستان چی بود و چی شد پرسیده نمیشه! دوما به صورت واضح یکی از پشت دوربین داره حرف تو دهن همسر فخری زاده میزاره؟!

اینرو اضافه کنم که من شدیدا نگرانم که “انتقام سخت” اینبار گریبان احمد رضا جلالی رو بگیره و ایشون رو سریع و پر سر و صدا اعدام کنند تا این گندی که بالا آمده رو بپوشانند. بعد هم که همه میدونیم چی پیش میاد … هشتگ و….

به اشتراک بگذارید:
31 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها