وضع شهرهای خوزستان در اواخر دوره قاجار

… من در راه بازگشت از سوسنگرد تا کوت عبدالله بیش از سی کیلومتر بوسیله قایق از روی رودخانه کرخه گذشتم. در سراسر راه دو سوی رود کرخه عربهای بومی ایرانی مانند بدویان دو هزار سال پیش عربستان زندگی میکردند و در میان کپرهای کاهی و حصیری که همچون لانه جانوران بود می زیستند و تک تک درخت خرما با یک شتر مفلوک در کنار گپرشان دیده می شد. از سوسنگرد تا کوت عبدالله این منظره در همه جا بچشم میخورد.

در نیم اول تیرماه که در اهواز بودم چند روز به دعوت ظهیرالاسلام زاده به دزفول رفتم. ظهیرالاسلام زاده از مالکین و محترمین دزفول بود و مردی ادیب و سخنور بود. چند روز هم به شوشتر رفتم و میهمان حاکم شوشتر بودم.

… خانه ها و کوچه های شوشتر هم مثل دزفول مخروبه بود. در شوشتر در امتداد رود بزرگ شهر جایگاههای ویژه مانند یک حمام دیده می شد. این جایگاهها در دل صخره های کوه کنده شده بود و از سقف سنگی هریک از آنها یک شکاف کوچک مانند آبشار آب فرو میریخت. در روزهای گرم تابستان بیشتر خانواده ها در این جایگاهها دوش میگرفتند و خودشان را خنک میکردند.

سطح کوچه  های شوشتر مانند دزفول کثیف و آلوده بود و بدتر و زننده تر و غیر بهداشتی انکه توالت خانه ها در بالای پشت بامها بود و کثافات از مجرای مخصوص به میان کوچه سرازیر میشد و بوی عفونت و کثافت فضا را میگرفت.

در دزفول هم وضع دستشویی ها همینگونه بود و مردم به آن بوی گند عادت کرده بودند.

بواسطه آن آلودگی ها آثار تراخم در چشمان بسیاری از مردم این دو شهر دیده می شد و روی اجناس دکان های بقالی و حتی روی صورت کاسب ها و مشتری ها مگس به فراوانی موج میزد.

برگرفته از کتاب پنجاه خاطره از پنجاه سال

به اشتراک بگذارید: