پاسخ یک طرفدار نظام به سوال چرا جمهوری اسلامی از طریق «انقلاب» براندازی نمی شود؟

پیشتر در قسمت اول و دوم این مقاله به این سوال مهم اشاره کردم :

چرا حکومتی تا به این غایت بی لیاقت و فاسد و خونریز که دیگر حتی حنایش برای فرزندان خودشان هم رنگی ندارد، همچنان پابرجاست؟

ما چه از انقلاب سیاه ۵۷ خوشمان بیاید و‌ چه بدمان بیاید، نمیتوانیم از تاثیرات شگرف این انقلاب واقعا اسلامی بر ذهن و سبک زندگی ایرانیان غافل شویم. چه ترمیناتورهای غیر قابل آپ دیت T57 و چه قربانیان نسلهای سوخته پس از انقلاب، همه و همه انقلاب اسلامی سال ۵۷ را ناخودآگاه به عنوان یک الگوی موفق از براندازی در ذهن خود حک کرده اند و هر چه در ایران امروز میگذرد را ناخودآگاه با گذشته مقایسه میکنند و همین شبیه سازی باعث میشود هم سوالهای غلط مطرح شود و هم جواب های غلط تر باعث گمراهی بیشتر ملت شود.

خلاصه قسمت های اول و‌دوم‌ این مقاله

تفاوت حکومت شاه و انقلابی که پیروز شد با حکومت جمهوری اسلامی و انقلابی که هنوز پیروز نشده است تا به اینجای کار از این قرار است :

الف : عدم اراده و علاقه شاه به کشتار، درست بر عکس خامنه ای وخمینی که حفظ نظام به هر قیمتی را اوجب واجبات میدانند.

ب: نبودنیروهای ضد شورش در رژیم شاه ( بارها شنیده ایم که طرفداران سپاهی و‌سایبری های ۷۰ تومانی نظام گفته اند بله ما ارتش پنجم جهان را شکست داده ایم! این اوباش یادشان میرود ارتش پنجم جهان برای جنگ با نیروهای خارجی ساخته شده بود، نه خودی! اگر میخواهید به کارآیی ارتش شاهنشاهی بپردازید، همین بس که حتی پس از اعدام سران و سپهسالارانش به مدت ۸ سال در برابر حکومت صدام که همه جهان پشتیبانش بودند، ایستاد و نگذاشت ایران قسمتی از عراق شود) درست بر عکس رژیم جمهوری اسلامی که انواع و اقسام نیروهای ضد شورش و لباس شخصی و حتی مزدور خارجی سپاه قدس را هم دارد. برای توصیف عمق فاجعه در دوره شاه همین بس که در زمان انقلاب شما یک ارتشی نمیبینید که «سپر» داشته باشد!

دیروز وقتی میخواستم قسمت سوم این مقاله را بنویسم یکی از دوستان مقاله ای را برایم فرستاد که در نوع خود جالب بود. نویسنده این مقاله بدون شک یک طرفدار جمهوری اسلامی است و شاید هم یک سپاهی و بسیجی باشد. نکته ای که در این مقاله نظر مرا جلب کرد توجه این نویسنده طرفدار جمهوری اسلامی به الگوی غلط انقلاب ۵۷ است. او در قسمتی از مقاله اش مینویسد :

یکی از دلایلی که براندازان برای براندازی حکومت ارائه می کنند نارضایتی توده جامعه از حکومت و اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸ است و بنابر چنین پیشفرض هایی نتیجه می گیرند که نارضایتی ها آتش زیر خاکستر است که دامن حکومت را می گیرد و آن را می سوزاند.

چنین تفکری ریشه در انقلاب ۵۷ علیه حکومت محمدرضا شاه دارد که در میانه مقاله آن را بررسی خواهیم کرد.

برای آنکه بدانیم یک طرفدار باسواد نظام جنایتکار جمهوری اسلامی چگونه به موضوع براندازی نگاه میکند، شما را دعوت میکنم که این مقاله محسن رفیعی که گویا همانند امید نادان طرفدار گسترش نفوذ سپاه ( شیعه شهری علوی ) در منطقه است را بخوانید…

چرا جمهوری اسلامی از طریق انقلاب برانداز نمی شود؟

اگر در میان رسانه و شبکه های اجتماعی در این روزها فعال باشید حتما دریافته اید که این چند سال اخیر ماجرای سقوط و براندازی حکومت فعلی ایران داغ شده است.

مشکلات اقتصادی سرسام آور و تورم و بیکاری ناشی از سیاست گذاری غلط مسئولین دولتی و ناکارآمدی های داخلی، همچنین سیاست های خارجی حکومت و حضور منطقه ای موجب حمله ی توده ی جامعه ایران است.

فارغ از اینکه حکومت فعلی خوب است یا بد؟ کارش صحیح است یا غلط؟ می خواهیم دیدی به دور از شعار زدگی و مطابق با حقایق موجود داشته باشیم.

اول از همه باید به این فکر کنیم که چه استدلالی برای سقوط جمهوری اسلامی داریم و اصلا افراد معتقد به براندازی با چه دلیلی می گویند حکومت در حال سقوط است؟

در یک گفتگوی منطقی و علمی باید این را در نظر داشته باشیم که وقتی یک طرف یک ادعا را ارائه می کند اوست که باید برای ادعای خودش دلیل بیاورد.

یکی از دلایلی که براندازان برای براندازی حکومت ارائه می کنند نارضایتی توده جامعه از حکومت و اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸ است و بنابر چنین پیشفرض هایی نتیجه می گیرند که نارضایتی ها آتش زیر خاکستر است که دامن حکومت را می گیرد و آن را می سوزاند.

چنین تفکری ریشه در انقلاب ۵۷ علیه حکومت محمدرضا شاه دارد که در میانه مقاله آن را بررسی خواهیم کرد.

بگذارید با یک پیشفرض واقعی اعتراضات را بررسی کنیم:

اصولا در هر کشوری شخصی که در بین مردم و یا چه فعالین سیاسی بگوید حکومت قانونی آن کشور برانداز شود از نظر حکومت مجرم و دشمن شناخته می شود، چه حکومت مرکزی خوب باشد و چه بد باشد.

با این پیشفرض قطعا جواب هیچ حکومتی به براندازنش بوسه نخواهد بود.

مثال هایی را با یکدیگر دوره می کنیم. طرفداران دموکراسی معتقدند که دموکراسی واقعی را در اروپا و آمریکا باید دید. دموکراسی در ساده ترین مفهوم به معنای حکومت مردم بر مردم است و قطعا سرکوب معترضان به شدت با پایه های دموکراسی در تضاد است. اما دوره می کنیم سرکوب معترضان در دموکرات ترین کشور های جهان (از نظر دموکراسی خوهان):

۱- فرانسه:

در فرانسه ماه ها علیه دولت (نه حکومت) فرانسه و مکرون اعتراض کردند و مکرون حتی حاضر نشد دولت خودش را کنار بکشد و به مقابله و سرکوب جلیقه زرد ها پرداخت. دقت کنید که این اتفاقات در یکی از دموکرات ترین کشور های دنیا رخ داده است.

۲- آمریکا:

لازم به گفتن نیست که تظاهرات اخیر در آمریکا حاصل از قتل یک سیاهپوست(جورج فلوید) توسط پلیس آمریکا در اعتراض به تبعیض نژادی به گوش همه رسید و در یکی از دموکرات ترین کشور های دنیا که بسیاری آن را الگو می دانند به سرکوب منجر شد.

و ترامپ که در جریان اعتراضات آبان ۹۸ با توییت های فارسی از مردم ایران و تظاهرات دفاع می کرد در توئیتی به تهدید معترضان آمریکایی پرداخت.

پس تا اینجا می فهمیم که براندازی نظامی به مانند جمهوری اسلامی هزینه دارد، نه تنها در ایران بلکه در کشور های دموکراتیک نیز چنین مسئله ای وجود دارد.

حال می خواهیم از خودمان این سوال را بپرسیم که چقدر از مردم ایران حاضر به پرداختن هزینه هایی تا حتی جان خود برای براندازی نظام هستند؟

برای پاسخ دادن به این سوال می توانیم به سراغ مقایسه اعتراضات ۸۸ و دی ۹۶ و آبان ۹۸ برویم. با مشاهده تصاویر آن سه دوره از اعتراضات علیه جمهوری اسلامی تظاهرات ۸۸ بسیار وسیع تر و بزرگتر از ۹۶ و ۹۸ بود اما بازوی رسانه ای و شبکه های اجتماعی در این دوره قدرتمند تر است و توانست اعتراضات ۹۶ و ۹۸ را برجسته تر کند. برای مثال رسانه های منوتو و ایران اینترنشنال بعد از اتفاقات ۸۸ به وجود آمدند که در انتشار ویدیو ها و اخبار اعتراضات سالهای اخیر نقش پررنگی داشتند.

اما نکته اصلی این است که توده جامعه و قشر خاکستری ایران حتی اگر مخالف حکومت نیز باشند حاضر به دادن هزینه نیستند و اگر شمار حدودی معترضان را نسبت به جمعیت ایران بسنجیم عدد قابل توجهی نصیبمان نمی شود. همان طور که در ماجرای انقلاب اسلامی نیز معترضان حکومت شاه نسبت به جمعیت سی و چند میلیونی آن زمان رقم قابل توجهی نبود.

در بعد دیگر ماجرا معترضان ایرانی سازمان یافته و دارای تشکیلات و یک رهبر واحد نیستند و طبعا بین آنها افرادی با نظرات و عقاید سیاسی متفاوت وجود دارد.

اگر از منظر حکومت بخواهیم موضوع را بررسی کنیم:

جمهوری اسلامی یک حکومت سازمان یافته و دارای تشکیلات است. بر خلاف عده ای از ساده لوحان هسته مرکزی حکومت نه روحانی و نه ظریف و نه هر روحانی دینی در سطوح پایین حکومت نیست بلکه هسته مرکزی حکومت آقای خامنه ای و نیروهای مسلح تحت فرمان او می باشد.

نیروهای مسلح کاملا پشتیبان رهبری حکومت و با او همراه هستند و با نظامی گری هم که شده حکومت را حفظ خواهند کرد. اگر شما در جریان اعتراضات گسترده مردم در ونزوئلا باشید و تصاویر منتشر شده را ببینید به سادگی میتوان فهمید که درصد زیادی از مردم علیه حکومت و بصورت میدانی در خیابان ها ریختند و در حالی که آنها یک رهبر واحد دارند(خوان گایدو) که اتفاقا در خود ونزوئلا و در داخل کشور حضور دارد، با این حال حکومت مادورو با حمایت نیروهای مسلح خودش هنوز در جایگاه قدرت است. لازم به ذکر است که محمدرضا شاه حکومت و کشور را ترک کرد و آمریکا نیز که متحد درجه یک حکومت پهلوی دوم بود پشت او را خالی کرد و جیمی کارتر(رئیس جمهور آمریکا در آن دوره) در نشست گوادالوپ بر سر رفتن شاه به توافق رسید.

ضمنا ارتش شاه نیز پس از خروج پهلوی دوم بیانیه ی بی طرفی دادند و عملا ارتش برای حفظ حکومت عقب نشینی کرد.

ضمنا با نگاه و بررسی دقیق نسبت به جامعه میتوان فهمید که قطعا طرفداران حکومت عده ی زیادی از مردم ایران را تشکیل نمی دهد اما این نکته حائز اهمیت است که بدنه اصلی و مرکزی حکومت ایران را افراد عقیدتی تشکیل می دهند، فارغ از اینکه عقیده آنها درست است و یا غلط، خوب است یا بد؟ حاضرند برای حفظ نظام هزینه بدهند. اینجا ضرب المثل یک سرباز جنگی به از یک لشکر صدق می کند.

ضمنا اگر ماجرای سوریه را با دقت بیشتری ببینیم می فهمیم تنها ایران و روسیه حامی حکومت بشار اسد بودند و در برابر غربی ها که می گفتند بشار اسد باید برود ایستادند و اسد را نگه داشتند.

نکته ای که باید به آن دقت کنیم که حکومت اسد در مرز فروپاشی بود و جنگ داخلی و حضور داعش و همچنین اعتراضات مردم سقوط را حتمی کرده بود.

اما جمهوری اسلامی در حین اینکه کارشناس های اپوزیسیون حکومت می گفتند اسد خواهد رفت و رژیم نمی تواند آن را نجات دهد، او را نجات داده و در جایگاهش تثبیت کرد.

حال یک سوال مهم پیش می آید:

آیا حکومتی که در مقابل آمریکا ایستاد و یکی از متحدان خودش را از چنگ تروریست های میدانی داعش بیرون کشیده آیا با شعارگویی های دانشجویی و مرگ بر خامنه ای گفتن سقوط می کند؟

مسلما خیر…..

آیا براندازان میدانی در کف خیابان های تهران که عمدتا سکولار دمکرات هستند حریف نیروهای عقیدتی که در سوریه در برابر داعش سر داده اند می شوند؟؟

جواب آن هم خیر است….

بخش زیادی از مخالفان برانداز حکومت اکنون پس اعتراضاتی که کرده اند به خارج از کشور رفته اند و عملا جز حرف زدن در رسانه های بی بی سی، منوتو و اینترنشنال کار دیگری نمی کنند.

و در آخر میخواهیم نتایج تظاهرات سالهای اخیر را با یک مثال بررسی کنیم:

اعتراضات آبان 98 هیچ تاثیری بر روی حکومت نگذاشت و تنها بعنوان خوراکی درجه یک برای رسانه های ضد حکومتی و پروپاگاندای رسانه ای مورد استفاده قرار گرفت.

حتی قیمت بنزین نیز به قیمت قبلی خودش برنگشت، چه برسد به اینکه نظام بخواهد سقوط کند.

https://virgool.io/@rafiei_po/revolution-v5dznkoivaid

محسن رفیعی، برگرفته از وبسایت ویرگول

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
5 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها