پاهای امیر حسین مرادی و پاهایی که در خانه ها سست میشود، چاره چیست؟

  • شوربختانه چون خاطره انقلاب دیمی و کوته فکرانه ۵۷ _ که بیشتر از آنکه حاصل دلاوری مبارزین ۵۷ تی باشد، حاصل دلرحمی شاه و اراده جهانی برای از بین بردن حکومت ایرانساز پهلوی بود_ هنوز هم معیار رسیدن به پیروزی و براندازی موفق و یک الگوی دم دست است، ما چاره ای نداریم جز مقایسه شرایط آن روزها و این روزهای سیاه؛ تا شاید در این مقایسه ها راه حل درست پیدا شود.
  • تشکیلات ساواک در زمان شاه با آنکه سعی میکرد یک چهره مخوف از خود در ذهن مخالفان و خرابکاران ترسیم کند، اما در عمل مخوف به معنای آنچه که ما در نظام جمهوری اسلامی به عنوان «وزارت اطلاعات» میشناسیم، نبود. اگر مبارزان مسلمان و چپ ۵۷ تی برای سیاه جلوه دادن دوران پهلوی یک کلاغ را چهل کلاغ میکردند تا حکومت پهلوی ها را با مشروعیت زدایی زودتر سرنگون کنند؛ اما این ترمیناتورهای خمینی در میان خودشان خوب میدانستند که بسیاری از شایعات دروغ است و ماجراهایی چو تجاوز خرس ( فارغ از امکان اتفاق افتادنش) به دختران و چند گونی ناخن کشیده شده و کشتن تختی و بهرنگی و … توسط ساواک صحت ندارد، برای همین هم این افراد از مبارزه با حکومت پهلوی وحشت چندانی نداشتند.

    هیچکس نمیتواند اعمال شکنجه توسط ساواک در برخورد با بعضی _ تاکید میکنم بعضی _ عناصر چپ معتقد به بمب گذاری و خرابکاری را انکار کند و این یک حقیقت تاریخی است، اما اینکه ما بخواهیم آن موارد استثنایی را به عنوان یک فکت کلی در نظر بگیریم، اشتباه است.

    شاهد این مدعا هم گردن های کلفت انقلابیونی چو‌ رفسنجانی و خامنه ای و شریعتمداری و حتی اوباشی چو فرخ نگهدارها و یا رهبر مفقود و یا مرحوم و یا پنهان شده مجاهدین است، که با تبر هم نمیشودو یا نمیشد زد!

    جانورانی که توسط ساواک به عنوان تهدید برای امنیت ملی ایران زندانی شده بودند! ( برگرفته از بلاگ محکستان)

    اما، اما، درست در نقطه مقابل حکومت شاه ما شاهد هستیم که این حکومت اهریمنی از همان اولین روز قدرت گرفتنش شروع به سرکوب واقعی و عریان میکند. اولین اخباری که در دهه شصت از زندان های رژیم «جمهوری اسلامی» به گوش رسید، تجاوز به دختران باکره «چپ» و اکثرا «مجاهد» بود که مثلا به بهشت بروند! خب، این دیگر شایعه دروغین تجاوز خرس ساواک نبود و واقعا اتفاق می افتاد.

    پس از انواع و اقسام شکنجه هایی که جمهوری اسلامی بر علیه چپ ها _ به ویژه «مجاهدین»_ به کار برد؛ که در نهایت به کشتار بی رحمانه ۶۷ ختم شد، جامعه ایران در برابر این حد از توحش و بی رحمی دچار کرختی و از هم گسستگی روانی شد و شوربختانه این وحشت و بهت زدگی و *«قورباغه پز شدن»* تا امروز هم ادامه دارد.

    پس از کشتار ۶۷ و ترور مخالفان در خارج از کشور ما شاهد سرکوب کوخ نشینان مشهد و اسلامشهر هستیم. پس از آن ما با قتل های زنجیره ای روبرو میشویم و در زمان حمله به کوی دانشگاه در سال ۷۸ اوباش بسیجی بچه های مردم را یا فاطمه گویان از بالکن ها به کف خیابان انداختند. پس از وقایع کوی دانشگاه ده سال زمان لازم بود که مردم بی دفاع به جرم اعتراض به تقلب در انتخابات سال ۸۸ _ به فرمان اصل نظام ( خامنه ای و سپاه)_ توسط اوباش بسیجی به کهریزک برده شوند و اوباش به مرد و زن تجاوز کنند و حتی فرزندان خود مسئولان نظام را هم به قتل برسانند.

    پس از سرکوب جنبش سبز هم، ما شاهد قتل عام علنی معترضان در دی ماه ۹۶ هستیم و در پی اش کشتار آبان ماه ۹۸ و ساقط کردن هواپیمای مسافربری و این آخری هم پخش عمدی ویروس کرونا در جهت کهنه کردن اخبار کشتار آبان ۹۸ و سقط شدن سلیمانی و …

    در طول این سالها ما اخبار توحش این نظام را به گوش یکدیگر و جهانیان رسانده ایم اما نتیجه چه شده است؟ رژیم قبلا در پستوهای زندان قتل میکرد و اکنون در خیابان ها مردم را به مسلسل میبندد و اینترنت را قطع میکند و در پایان ابراهیم رییسی که یک جلاد شناخته شده در سطح جهانی است را رییس جمهور میکند و اتحادیه کثیف اروپا هم نماینده برای شرکت در تحلیف اش میفرستد و تاجیکستان هم به او عنوان دکترای افتخاری میدهد و جو بایدن هم در پشت صحنه برایش گل میفرستد و با خروج از افغانستان و کم کاری در عراق علنا مردم خاورمیانه را در برابر رژیم هایی چو طالبان و‌جمهوری اسلامی تنها میگذارد.

    آری، دفاع از حقوق بشر و این حرفها برای غرب بازی است. مهمترین اصل برای غرب همیشه منافع اقتصادی است . وقتی در قلب آمریکا و دنیای آزاد الاهه هیکس ها میشوند مامور دفاع از حقوق بشر و بنگاه های خبری چو‌ بی بی سی فارسی هم پر میشود از قهرمان _ خبرنگار ساختگی وزارت اطلاعات، معلوم است که باید به حال خود و دوران سیاهی که آمده است، مویه کنیم.

    ما مردم ایران چهار دهه است که فریاد رهایی سر داده ایم اما جهان گوش هایش را گرفته است؛ چون نفع غرب و‌حتی اسراییل در وجود جمهوری اسلامی ( البته تضعیف شده و‌کنترل شده اش) است. درست از همان روزی که خمینی کثیف بر بام مدرسه رفاه ارتشیان بی گناه را اعدام کرد، تا روزی که کشتار پشت کشتار رقم خورد، ما مردم ایران یکه و تنها فریاد دادخواهی خویش را بلند کرده ایم اما منافع اقتصادی و منافع ملی غربی ها درست در تضاد با خواسته های مشروع ماست و برای همین هم هر چه کشتار و قتل در ایران اتفاق می افتد، کک جهان هیچ نمی گزد!

    فقط به فرش قرمز و امتیازهایی که اوباماها و اسلیپی ها به این رژیم دادند، نگاه کنید! فقط به فاجعه افغانستان که دستپخت «ترامپ» و «اسلیپی» جو است نگاه کنید، هیچکس برایش خاورمیانه اسلام زده مهم نیست. به قولی از هر طرف که کشته شود، به نفع «غرب» است.

    ما تا امروز در آگاهی رسانی و نشر اخبار جنایات جمهوری اسلامی در حق مردم شاهکار کرده ایم. مردم ایران چه در داخل و‌چه در خارج، در شبکه های اجتماعی این حکومت را خوب رسوا کرده اند و اکنون همه میدانند مردم ایران به معنای کلمه «گروگان» گرفته شده اند اما این خبر رسانی یک بعد دیگر هم دارد؛ وحشت مردم عادی!

    کمی به عقب برگردیم، پس از کشتار ارتشیان زمان شاه و وابستگان حکومت پهلوی حتی طرفداران واقعی حکومت شاه هم یا از کشور گریختند و یا رنگ عوض کردند و یا به کل با جمله سیاست پدر و‌مادر ندارد، مسیر زندگی خویش را عوض کردند. اینگونه شد که تا سالها چیزی به نام طرفدار پهلوی در ایران ریشه کن شد.

    پس از کشتار ارتشیان، نوبت به چپ ها رسید تا در یک کشتار وسیع توسط حکومت پاکسازی هویتی شوند و نتیجه چه شد؟ تضعیف مجاهدین و در عمل از بین رفتن چپ ها در دراز مدت. اگر این چهارتا پیر و پاتال تلویزیونهای خارج از کشور را فاکتور بگیریم، علنا جمهوری اسلامی توانست با کشتار برنامه ریزی شده جریان چپی را که در زمان شاه از قضا بسیار قدرتمند هم بود، از میان بردارد و پس از آن کشتارها و سرکوب ها در ایران، هیچوقت جریان چپ نتوانست به دوران اوجش برگردد.

    پس از ارتشیان و‌چپ ها اکنون نوبت طبقه متوسط و طرفداران مذهبی جنبش سبز بود که با «کهریزک» و «شیشه نوشابه» روبرو شوند و در نتیجه پس از مدتی از آن میلیونها طرفدار جنبش سبز چیزی باقی نماند.

    پس از سرکوب طبقه متوسط در سال ۸۸، حالا نوبت «مستضعفان» دیروز بود که در دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ قتل عام بشوند و نتیجه این شود که همه بفهمند این حرام زادگان ددمنش ولایت فقیه برایشان فقط قدرت مهم است و در این راه حتی از کشتن پابرهنگان و تشنه لبان خوزستان هم ابایی ندارند.

    دیروز پس از دیدن عکس های امیر حسین مرادی که از بازداشت شدگان قیام آبان ماه ۹۸ است، به این فکر کردم که این حکومت بی آبرو، آبرویی برای ریخته شدن ندارد و در نهایت با صدور یک بیانیه و چند مصاحبه قال قضیه را میکنند و قول پیگری میدهند و در آخر با اتفاق افتادن جنایتی جدید، جنایت فعلی کهنه میشود؛ اما در این میان نکته ای که ما کمتر به آن توجه کرده ایم تاثیر پخش این اخبار در ذهن مردم عادی است.

    شما نگاه کنید پس از پخش اخبار تجاوز با شیشه نوشابه به مردم در زمان جنبش سبز چگونه کم کم معترضان در خیابان ها آب رفتند، آن هم طوری که پس از گذشت چند ماه وقتی سپاه و‌خامنه ای دیدند سرکوب ها جمعیت را افسرده و ناامید کرده است، موسوی و کروبی را دستگیر کردند و «ایران» قیامت هم نشد!

    الان برای لحظه ای خود را به جای خانواده امیر حسین بگذاریم؛ چه کسی دوست دارد فرزندش مثل او دچار چنین درد و بی عدالتی شود؟ بدون شک هیچکس!

    خب، دقیقا همین دانستن عاقبت اعتراض بر علیه رژیم باعث میشود تظاهراتها به نتایج دلخواه و نهایی نرسد؛ چرا که پدر و‌مادرها وقتی این اخبار را میشنوند نمیگذارند فرزندانشان به خیابان ها بیایند!

    براستی چاره چیست؟ به نظر شما چگونه میشود هم اخبار شکنجه های وحشتناک ماموران جنایتکار نظام را به گوش یکدیگر و جهان رساند و هم از طرفی از وحشت کردن مردم و خانواده ها جلوگیری کرد؟

    از دیروز که عکس پای امیر حسین را دیده ام فقط به این فکر کرده ام که در کنار پاهای امیر حسین چه پاهای دیگری که سست نخواهد شد!

    این حکومت اهریمنی باید سرنگون شود و وقتی از سرنگونی این حکومت صحبت میکنیم صحبت از یک جنگ واقعی و‌نابرابر است. تا امروز سرکوب برای این حکومت هیچ عقوبتی نداشته است. فقط نگاهی به سرنوشت رییسی گجستک زاده و قاتل و‌متجاوزی به نام سعید مرتضوی بیاندازید؛ نه تنها این افراد تا کنون مجازات نشده اند بلکه یکی رییس جمهور شده است و دیگری با آن پرونده قطور تجاوز به زهرا کاظمی و قتل عمدی طرفداران جنبش سبز در کهریزک، راست راست دارد راه میرود و به ریش مردم میخندد!

    داستان ما در طول این ۴ دهه این است که مردم بچه هایشان را از دست میدهند و این حرام زادگان زمین و خانه و حقوق و پاداش میگیرند. مردم روز به روز فقیرتر میشوند، نیروهای سرکوبگر روز به روز ثروتمندتر! یک جایی باید این داستان عوض بشود.

    این ها اشغالگران ایران هستند. با کسی که تفنگ و باتوم و قمه و پنجه بوکس دارد، نمی شود با «تابلوی» لطفا مرا نزن! مبارزه کرد. در برابر کسی که میخواهد شما را با اسلحه شکاری و ساچمه ای سوراخ سوراخ کند، نمیشود با دستهای خالی ایستادگی کرد! پس چاره چیست؟ نمیشود که این بردگی را تا ابد ادامه داد؛ نمیشود این وحشت را تا ابد تحمل کرد.

    ما هیچ راهی نداریم جز مقابله به مثل، اگر به جای عکس پاهای امیر، عکس جنازه های سلاخی شده بسیجیان در اقصی نقاط ایران در اینترنت پخش میشد، این آنها بودند که وحشت میکردند. اگر «خشونت موقت تا براندازی» که نظریه اش را «کورش عرفانی» مطرح کرد را اجرا کنیم، آنوقت این پدر و‌مادرهای بسیجیان و سپاهی ها هستند که به وقت سرکوب و تظاهرات ها جلوی بچه های حرام زاده خود را خواهند گرفت و خواهند گفت مادر ارزش ندارد برای چندر غاز پول سیاه خامنه ای جانت را از دست بدهی و تکه تکه شوی!

    ما در برابر خشونت عریان این حکومت هیچ راهی به جز مقابله به مثل نداریم. آن هم مقابله به مثلی که کمترین تلفات را برای مردم و بیشترین تلفات را برای سپاهی ها و آخوندها و بسیجیان داشته باشد. تنها نقطه قوت مخالفان برتری در تعداد نفرات است. اگر تنها ۱۰ هزار نفر فعالانه به دنبال انتقام از جنایتکاران آدمکش این نظام بروند و اخبار به هلاکت رسیدن این جنایتکاران همانند اخبار ما قربانیان ( مردم عادی) پخش شود، چنان نیروهای سرکوب نظام تحلیل خواهند رفت که فکرش را هم نمیتوانید بکنید. متلاشی شدن اینها در گروی پیدا شدن گروهی میهن پرست است که از اعمال خشونت بر علیه این جنایتکاران وحشت نکنند.

    و باز سوال اساسی این است که چگونه از مشتی مردم عادی که دانشجو و دکتر و مهندس و کارمند هستند، بخواهیم «خشونت» و یا همان «دفاع مشروط» و «دفاع پیشگیرانه» را در برابر آدمکشان رژیم اجرا کنند؟

    وقتی ما از ضربه زدن به مزدوران صحبت میکنیم منظورمان این‌نیست که مثلا ده هزار نفر با اسلحه بیرون بیایند و رژیم هم تار و‌مارشان کند، نه! ما منظورمان این است عده ای زرنگ، در دل شب، به منافع مادی اینها ضربه بزنند، خانواده های این جنایتکاران را تحت فشار قرار دهند، و در فرصتی مناسب خود این جنایتکاران را به دیدار «حوریان» بفرستند.

    وقتی صدام حسین گجستک و ارتش عراق به ایران حمله کردند، هیچ ایرانی در کشتن و از بین بردن آنها اگر فرصتش پیش می آمد، درنگ نمیکرد. شما اگر در جبهه جنگ یک عراقی می دیدید، به این فکر نمیکردید که او‌خانواده دارد، جوان است، و یا چه و‌ چه، بلکه او را میکشتید و کوچکترین عذاب وجدانی نداشتید.

    در دوران حکومت ملایان، مردم دچار «سندرم استکهلم» شده اند و‌توانایی ندارند با گروگان‌گیرهای جاعشیعه به صورت اساسی مبارزه کنند. ضرباتی که جمهوری اسلامی تا کنون به ایران زده از ضربات صدام بیشتر است. فقط در یک نمونه تعداد جانباختگان روزانه کرونا در آمار رسمی بیشتر از جانباختگان روزانه جنگ ایران و عراق است و در آمار غیر رسمی ۳ تا چهار برابر!

    من قبلا به این مورد اشاره کرده ام چرا کسانی که قصد خودکشی دارند، و یا بیماران سرطانی که دیگر امیدی به بهبود ندارند، با خود چند اوباش بسیجی و سپاهی را همسفر نمیکنند؟ میدانید در روز چند نفر جان خویش را با خودکشی مفت میبازند؟

    اگر همین کسانی که از فقر و‌ نداری خودکشی میکنند، تصمیم بگیرند عامل اصلی مصیبت هایشان را به سزای اعمالشان برسانند، باور کنید در کمتر از چند ماه این حکومت متلاشی میشود.

    اگر یک ایرانی دچار سرطان پیشرفته در خارج از کشور یک شب مهمان ناخوانده «ماله کشان» شود و او را با خود «همسفر» کند، باور کنید دیگر هیچ ماله کشی جرات نمیکند نایاکی و هیکسی و چیپسی شود!

    ۴۳ سال است ما ترسیده ایم، اکنون نوبت آنهاست که بترسند!

    اگر وقتی عکس پای امیر پخش میشد، همزمان پای ۱۰ بسیجی به انتقامش در سراسر ایران قطع می شد، به شما قول میدهم دیگر در زندانها کسی جرات نمیکرد امیرها را اینگونه شکنجه کند تا بقیه هم بترسند!

    آنها میخواهند با مثال کردن قربانیان مردم را از اعتراضات و فعالیت های ضد رژیم بترسانند. برای همین هم مثلا نوید افکاری ورزشکار را اعدام میکنند و پای عواقبش هم می ایستند. حالا اگر ما هم همین روش را بر علیه خودشان به کار گیریم و‌اگر آنها یک نوید اعدام کردند، در برابرش ما هم چند اوباش و خانواده هایشان را به «مهمانی» و «همسفر» بودن دعوت کنیم، این حکومت مثل برف آب خواهد شد.

    این حکومت از تظاهراتهای احساسی نمیترسد، اما این حکومت از این میترسد که در تظاهراتها ناگهان «جنون» حاکم شود و کار از دستشان در برود. بالاخره هر دیگ جوشانی در یک جایی لبریز خواهد شد. تنها راه حل مبارزه با این حکومت آگاهی رسانی و‌مبارزه عملی و انتقام است. اگر پای امیر مردم اینگونه کبود و خونین است، باید پای صد بسیجی و‌آخوند و سپاهی هم در برابرش شکسته شود تا به قول خود خامنه ای، نظام بفهمد دوره زدن و در رفتن گذشته است.

    جنایتکاران نظام، دیر یا زود مردم انتقام خواهند گرفت، این را فراموش نکنید!

    به اشتراک بگذارید:
    0 0 رای
    ارزیابی این پست
    مشترک شوید
    پیام رسانی در صورت
    guest
    7 نظر
    قدیمی ترین
    تازه ترین پر رای ترین
    بازخوردهای درون متنی
    همه نظرها
    7
    0
    اگر مایلید نظر بدهیدx
    ()
    x