پایان توهم تجزیه

یکی از شگردهائی که رژیم از همان اولین روزهای انقلاب ننگین اسلامی به کار گرفت ایجاد توهم تجزیه طلبی از سوی اقوام ایرانی بوده است. رژیم بدین ترتیب موفق شد که با ایجاد بدبینی و تفرقه میان مردم ایران از اتحادی که میتوانست آن را به زیر بکشد جلوگیری کرده و به کشتار مردم و غارت این خاک محنت دیده ادامه دهد.

خبر خوب برای ما و بد برای رژیم و مافیای مذهبی این است که پوچی آن توهم و دسیسه های رژیم در ایجاد گفتمان تجزیه در استانهای مرزنشین برای همه روشن شده و این مردم بار دیگر دستهایشان را در دست یکدیگر گذاشته اند تا مانند اتحادی که مشروطه را پدید آورد و نقطه پایانی بر فساد دوران قاجار گذاشت ، این بار نقطه پایان را بر حکومت فاسد آخوندها و سیاه پیشانی ها بگذارند.

از آغاز خیزش مردم که حال تبدیل به یک انقلاب شده در کلاب هاوس در اتاقی که فعالین کرد به پا نموده و همه ایرانیان را به اتحاد خوانده اند حضور داشته ام. در این اتاق که “ندای زاگرس” نام دارد جیزی بجز حق خواهی از سوی فعالین کرد، بلوچ، عرب ، ترک و دیگران نشنیده ام. هیچکدام خواهان تجزیه ایران نیست هرچند بر حکومت غیر متمرکز و حقوق شهروندی خویش مانند آموزش زبان مادری اصرار دارند. من خود سالها است به این نتیجه رسیده ام که در حکومت آینده ایران قدرت و ثروت نباید متمرکز در مرکز یا هر نقطه دیگری باشد. حکومت متمرکز برای ایران کار نکرده، که اگر کرده بود امروز کودک بلوچ نباید از هوتگ آب بر میداشت و جوان کرد نمیبایست تنها راه امرار معاش را کولبری می یافت. بقا و یکپارچگی ایران در گرو گفتگوی آزاد بین همه ما و تقسیم عادلانه قدرت و ثروت است.

در همان روزهای اول قیام این اتاق جلسه ای هم بین احزاب مختلف برای یافتن راهکاری برای ایجاد یک اتحاد ملی تشکیل داد و از جمله آقایان شریعتمداری از شورای گذار و آقای فواد پاشایی از حزب مشروطه و خانم انتصاری از شورای تصمیم و در کل هشت حزب حضور داشتند. اکثر احزاب محلی و تشکل های ملی بر اتحاد تاکید داشتند. یکی هم بود که در پروفایلش ذکر کرده بود که فلان کاره فلان حزب آذربایجان جنوبی است که به جزئیاتش توجه زیادی نکردم. یک حزب آذربایجانی هم بود که نماینده اش فکر میکرد آمده آنجا تبلیغ حزبش را بکند و میگفت الان در آذربایجان همه شعارهای حزب ما را میدهند. یک آفائی هم از اهواز بود که میگفت مردم ما گرسنه اند اما درتهران لامبورگینی سوار میشوند. جالب بود که با حضور همه این احزاب تعداد حاضران در اتاق با روزهای قبل تغییری نکرده و شاید حتی کمتر هم شده بود. یعنی آن آقا ادعا میکرد که در همه آذربایجان شعارهای آنها را میدهند و حتی ده نفر نیامده بود ببیند چه میخواهد بگوید. اتاق ندای زاگرس هم که در ابتدا تصمیم داشت این گفتگوها را ادامه دهد پس از همان جلسه اول تصمیمش عوض شد و جلسه دیگری برگذار نشد.

این عدم التفات به این احزاب نشان دیگری از بی اعتنائی مردم به گفتگوهای پوچ و بی حاصل آنها است. پس از آن، اتاق همچنان به پوشش اخبار انقلاب ایران و ایجاد گفتگو میان همه ایرانیان ادامه داده و باید به آقای کاوه آهنگری و حزب دموکرات کردستان برای این تلاش ارزنده تبریک گفت.

به اشتراک بگذارید: