پس از قتل ساسان نیک نفس اطلاعات سپاه یکی دیگر از طرفداران پادشاهی خواه حامی «تحریم» را در ساری دستگیر کرد!

شاه و پادشاهی خواهان از همان دوران پیش از انقلاب تنها گروهی بودندکه میدانستند پیروزی خمینی و برافتادن نظام پادشاهی برابر با نابودی ایران است. از همان زمانی هم که این حکومت به قدرت رسید، در اولین قدم خون پاک سپهسالاران ارتش شاهنشاهی را بر زمین ریخت تا خطر «بازپس گیری» ایران از خمینی را از سر جمهوری اسلامی رفع کنند.

پس از آواره شدن ده ها هزار خانواده مخالف جمهوری اسلامی در اوایل انقلاب و به خاک و‌خون کشیده شدن هزاران مسئول و خدمتگذار مردم در زمان پهلوی ها، رژیم جمهوری اسلامی فکر میکرد به قول ابراهیم یزدی ملعون و حرامی اثرات ۲۵۰۰ سال طاغوت ( شما بخوانید هویت ملی ایران) را با انقلاب اسلامی از میان برده است اما از لطیفه های تاریخ است که پس از گذشت ۴ دهه از انقلاب سیاه و کثیف ۵۷، مردم ایران با فریادهای رضا شاه روحت شاد و ای شاه ایران برگرد به ایران و …. خواب را از چشم حرامیان جمهوری اسلامی می ربایند.

اگر امروز پس از ۴۳ سال به زندگی مخالفان شاه نگاه کنید، خواهید دید که این اوباش نه تنها پیروز نشدندبلکه هرگز نتوانستند هویت اسلامی را بر اکثریت مردم ایران تحمیل کنند. اساس و طرح ایران نوین را که رضا شاه کبیر نقش زد، چنان سفت و استوار است که هیچ زلزله ای توان ویرانی اش را نداشت، حتی زلزله ۲۰ ریشتری به قدرت ویرانگری انقلاب اسلامی.

آنان که در سال ۵۷ از روی نادانی و جهل دهان های گشادشان را باز کردند، امروز یا در خاوران ها خوابیده اند و یا در لانه های پناهندگی و خانه های قوطی کبریتی در حالیکه در دل عاشق استالین و لنین و کیانوری هستند تکه نانی را از گداخانه های «غرب» میگیرند و در فضای مجازی مشغول مبارزه با استخوانهای پهلوی هستند اما با این تفاوت که دیگر کسی برای این پیرکفتاران سیبیل سفید در داخل ایران «شوید» هم خرد نمی کند.

تراژدی جایی است که این اوباش انگل و محتاج گداخانه های غرب هنوز هم چو فرخ نگهدارها به کل از ناف جمهوری اسلامی بریده نشده اند و اگر روز ۲۸ خرداد به جلوی لانه های تروریستی جمهوری اسلامی در سراسر دنیا بروید، این مزدوران را در صف های «رای» مشاهده خواهید کرد. مزدورانی که مرده اند اما همچنان مرگ خویش را باور ندارند.

ایران آینده متعلق به پادشاهی خواهان است. چه با بازگشت سیستم مشروطه و چه بی آن، پاسداری از میراث پادشاهی و هویت ایرانی ربطی به هیچ شخص و سیستم سیاسی ندارد. مهم ترین هدف برای پادشاهی خواهان نابودی جمهوری اسلامی و در مرحله بعدی «اسلام» و بازسازی هویت ملی است. جمهوری اسلامی خوب میداند که در برابر اسلام تنها «ایران» است که یارای مقاومت دارد.

ایران و ایرانی در آستانه قرن پانزدهم تازی روز به روز دارند با فاصله گرفتن از اسلام، به سوی رهایی ابدی قدم بر میدارند. براندازی اسلام در ذهن ایرانیان حاصل خون پاک کسروی ها و فرخزادها و آریامنش ها و فولادوندها و تکنولوژی کفار ( اینترنت) است اما این براندازی هنوز تنها ۱۰ درصد راه را پیموده است.

مرحله بعدی مرحله ای است که باید «مبارز» شد و از هیچ نهراسید. مرحله ای که در آن باید خون داد و خون ریخت و ایران را پس گرفت. این درخت کرم خورده و پوسیده که بیفتد، تازه کرم ها و خرخاکی ها بیرون میریزند و آنجاست که باید «چکمه های رضا شاه کبیر» را ب ای له کردنشان جستجو کرد.

وقتی صحبت از جمهوری اسلامی و ساقط کردنش میکنیم، صحبت از جنگ است و گلوله و‌خون و باروت و ویرانی، نه نخود سیاهی به نام «دموکراسی»؛ برای همین هم است که همه گروه های معروف مثلا اپوزیسیون برای «پس از براندازی» ده ها سازمان بی مصرف به راه انداخته اند و ده ها قانون اساسی نوشته اند اما دریغ از یک خط حرف حساب برای چگونه برانداختن این جرثومه!

حکومتی که سپاه قدسش از تمام خاورمیانه یارگیری کرده است و غرب هم به جای درگیری و نابودی این جرثومه در پی مماشات و معامله با آنها است، حکومتی که نزدیک به ۳۰۰ هزار نفر را در سوریه به قتل رسانده است و میلیون ها نفر سوری را آواره کرده است، برایش کشتن چند هزار ایرانی در آبان ماه ۹۸ فقط یک دستگرمی بوده است.

جمهوری اسلامی حرفش را سالهاست که زده است؛ اگر قرار است ما برویم، زمین سوخته تحویل میدهیم.

این جمله یک دنیا حرف و تحلیل پشتش خوابیده است. حرفهایی از جنس خون و وحشت و ترور که خب فعلا کسی دوست ندارد بشنود. دیر یا زود مردم خواهند فهمید که برای بازپس گیری ایران باید «خون» داد و «خون کثیف» ریخت. در این میان زمان فهمیدن این مهم نیز شرط است چون گاهی به قول شاعر خیلی زود دیر میشود و بی شک ایرانی باقی نخواهد ماند.

طرفداران پادشاهی باید بدانند سرنوشت ایران را نمیشود تنها به یک خانواده و یا شخص گره زد. هزاران رضا پهلوی فدای ایران. پادشاهی خواهان اگر این اصل را قبول کنند که رضا پهلوی فقط برای دوران گذار و پس از براندازی میتواند به مردم ایران کمک کند، قدم بعدیشان باید این باشد که رهبران «انقلابی» را برای حرکت نهایی خویش جستجو کنند. رهبرانی که هیچ محدودیتی ندارند و هم میدان را خوب میشناسند و هم «تفنگ» را؛ آری، ایران را سرانجام همه ما، چه پادشاهی خواه و‌چه جمهوری خواه غیر تقلبی،در کنار هم پس خواهیم گرفت!

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
مشترک شوید
پیام رسانی در صورت
guest
0 نظر
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها
0
اگر مایلید نظر بدهیدx
()
x