پوچ بودن وعده های مذهبی

چهل سال تجربه زندگی زیر سایه جمهوری اسلامی بخوبی نشان داد که اصلا هیج یک از حرفها و قول و قرارها و پیش بینی های آخوندها قابل اطمینان نیست و در هر شرایطی بلدند برای محقق نشدن وعده هایشان یک بامبولی سرهم کنند.

راستش را بخواهید ریشه این حقه بازیها و پدرسوختگی اینها در روایات و احادیث نهفته است. برویم و به دو تا از این روایات نگاهی بیاندازیم:

در جلد اول کتاب حیوة القلوب روزی یک مرد یهودی که شغلش خارکشی بود به صحرا میرفت تا خارجمع کند. پیغمبر(ص) به صحابه فرمود: امروز ماری او را می گزد و می میرد!!

مرد یهودی رفت اما به هنگام غروب آفتاب در کمال صحت و سلامت رسید. پشته هیزم بر دوش اش بود.

صحابه از پیامبر (ص) سبب را پرسیدند. فرمود که آن مرد یهودی یک قرص نان در راه خدا صدقه داده و آن بلا از او دفع شده!

(ای بر پدر دروغگو لعنت)

روایت دوم:

در بحار الانوار ذکر کرده از امام محمد باقر(ع) روایت کرده که فرموده است:

جوان زاهدی بسیار به مجلس حضرت داود می آمد و ساکت می نشست ملک الموت وارد شد سلام کرد و نگاه تندی به آن جوان رفت داود سبب پرسید گفت مأمورم یک هفته دیگر او را قبض روح کنم (در همین مکان) داود به آن جوان فرمود زن گزفته ای، عرض کرد نه هرگز من پیش زن نرفته ام داود ترحم کرد و فرمود برو پیش فلان شخص با اسم و رسم و به او بگو داود فرموده است دختر خود را به من تزویج کن وقتیکه عروسی کردی بعد از یک هفته برگرد پیش من بیا آن جوان رفت پیغام را رسانید آن مرد دختر خود را به او تزویج کرد و بعد از یک هفته خدمت داود آمد آن روز ملک الموت نیامد به آن جوان گفت برو هفته دیگر بیا رفت باز هفته دیگر داود هر چه انتظار کشید، عزرائیل نیامد فرمود برو هفته دیگر بیا، آمد ملک الموت نیز آمد داود فرمود مگر تو نگفتی که مامورم یک هفته دیگر این جوان را قبض روح کنم عرض کرد بلی. ولی چون تو بر او ترحم کردی و او را زن دادی خداوند بر او ترحم کرد سی سال دیگر عمر به او عطا کرد. در اثنی عشریه می نویسد ملک الموت گفت این جوان در راه خدا صدقه داده است.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
2 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها