چرا از برنده (طالبان) نمی آموزید؟!

شرح حال ما به طور خلاصه این است که یک پرسش (مثلا چگونه ج.ا. را شکست دهیم) دوباره و صد باره مطرح میشود، ولی پرسش کننده (ملت ایران) مطلقا قصد ندارد پاسخی خارج از چار چوبهای ذهنی اش را بپذیرد. در این صورت کافی است طرف مقابل ترتیبی بدهد که داخل این چارچوبها پاسخی باقی نماند و ما بازنده خواهیم بود؛ این توضیح ساده بن بست کنونی است، تا وقتی هم که چارچوبها تغییر نکنند بوضوح برون رفتی از آن ممکن نیست، پس وقت خودتان را با پرسش و پاسخ های تکراری تلف نکنید!


شما جلوی چشمانتان مشاهده میکنید آنهایی که در خرتو خر فعلی کارشان را پیش برده اند (طالبان و پاکستان، اسد و پوتین، و حتی خامنه ای و پاسدارها!) چه الگوی رفتاری را اتخاذ کرده اند، گیر کارتان اینجاست که الگوی رفتاری که با ذهنیات شما جور در میآید دقیقا الگوی بازنده (یعنی الگوی شیک دولت افغانستان و «هم پیمانان» غربیشان) است.

چرا هضم این نکته ساده انقدر دشوار است که شما اصلا انتخابی ندارید که بنشینید با هم بحث کنید کدام گزینه «پسندیده» است؟ طرف مقابل شیوه بازی را دیکته میکند، شما یا قادرید همان بازی را ببرید و یا بازنده هستید، اینکه شما بیایید توضیح بدهید «ولی آنچه ما میخواهیم فلان و بهمان است» هیچ اهمیتی ندارد.

من هنوز حتی در بین «براندازان» به زحمت نشانه ای از پذیرش واقعیت کشف میکنم، این هموطنان یک جوری صحبت میکنند که گویی عنان امور دست رضا شاه است و ما باید یاغی ها را سرکوب کنیم! نابغه های عزیز، افسار دست آخوند و پاسدار است و «یاغی» هم باید ما باشیم، این تصوراتی هم که شما در مورد «کشورداری» دارید تا اطلاع ثانوی پشیزی نمی ارزد، شما باید به فنون یاغیگری بپردازید…

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
8 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها