چرا افراد و گروههای بدنام از نسرین ستوده حمایت میکنند؟

انتشار یک آگهی در نیویورک تایمز در مورد نسرین ستوده از سوی “مرکز حقوق بشر در ایران”  که با برآورد برخی میتواند بیش از صدهزار دلار خرج برداشته باشد و در هر صورت مبلغ هنگفتی برای آن پرداخت شده این سوال را یرای خیلی ها بوجود آورد که برای چه چنین حمایتی از نسرین ستوده صورت میگیرد؟

این تنها این سازمان حقوق بشری نیست که در روزهای اخیر به دفاع از نسرین ستوده پرداخته و افراد  بدنامی چون مسعود بهنود و نگار مرتضوی و مریم رجوی و سازمان بدنامتر از خودش مجاهدین خلق ایران برای این فعال حقوق بشری پستان به تنور چسبانده اند. چرا این حمایتها صورت میگیرد؟ خیلی ساده به دو دلیل عمده که هیچکدام ربطی به ستوده و حقوق بشر در ایران ندارد.  نسرین ستوده یک ثروت ملی است و گروه اول سهمی از آن ثروت برای پیشبرد مقاصد خویش  میخواهند. گروه دوم این عمل را برای تخریب شخص و از بین بردن ارزش آن ثروت انجام میدهند. سازمان مجاهدین در گروه اول و خدمتگذاران رژیم اسلامی چون بهنود و مرتضوی در گروه دوم قرار دارند.

استفاده از ثروتی که نه تنها برایش ارزش قائلی نیستی بلکه در جهت مخالف آن قرار داری چیز تازه ای نیست. تقدیر احمدی نژاد از لوح کورش نه به دلیل اعتقاد مموتی به مضمون آن لوح و حقوق بشر و یا تاریخ ایران بلکه برای پیشبرد مقاصد این سیاستمدار عوام فریب است. نمونه دیگر سوز و گداز خامنه ای و ارزشی ها برای جرج فلوید است. لجن مال نمودن مخالفین با آلودن نام آنان و مرتبط نمودن آنان با مزدوران بدنام نظام نیز تاکتیک چهل ساله رژیم است.

درمورد مرکز حقوق بشر ایران قضاوت آسان نیست. متن این آگهی فراتر از نسرین ستوده میرود و به درستی معضل حقوق بشر در ایران را گزارش میدهد و از این جهت قابل تقدیر است. از سوی دیگر وجود عضو سابق نایاک هادی قائمی به عنوان رئیس این سازمان باعث شک و شبهه در نیات واقعی این سازمان میشود. برای کمک به این قضاوت سری به وبسایت این سازمان زدم و آنچه دیدم رضایت بخش بود. نظر به محدودیت وقت تنها توانستم یک مقاله را کامل بخوانم که درخواست 22 سازمان حقوق بشری از سازمان ملل برای تحقیق در جنایات ایران در آبان 98 و رفتار جنایتکارانه با قربانیان و خانواده ها پس از آن بود، که به نظر نگارنده بسیار خوب، دقیق و کامل نگاشته شده بود. قربانیان آبان در این گزارش بیش از سیصد نفر، و نه بیش از  هزار و پانصد نفر قید شده که ممکن است باعث شود برخی خرده بگیرند. متاسفانه آمار دقیقی از کشته شدگان وجود ندارد و حجم جنایت بقدری وسیع است که تعداد کشته شدگان فرق چندانی در ماهیت جنایت و لزوم برخورد با رژیم اسلامی ایجاد نمیکند.

چرا مرکز حقوق بشر چنین پولی را برای این آگهی و نسرین ستوده خرج میکند؟ پاسخ ساده این است که این پول برای نسرین ستوده خرج نشده و برای پیشبرد مقاصد این مرکز که بنا به ادعای خودش گزارش در مورد حقوق بشر در ایران و وادار نمودن رژیم به پایبندی به تعهدهای حقوق بشری اش است هزینه گشته است. درست همان طور که پولی که آدیداس به بازیکنان معروف فوتبال میدهد برای فروش محصولات خودش است و نه لطف آن شرکت به بازیکن. ببینید که چگونه این مرکزی که بسیاری از ما تا دیروز حتی نمیدانستیم وجود دارد خود را در مرکز خبرها و توجه ما قرار داد. وبسایت این شرکت شش کارمند و هفت عضو هیئت مدیره را لیست میکند و ادعا مینماید که از هیچ دولتی کمک مالی نمیپذیرد اما این سوال اساسی را بی پاسخ میگذارد که منابع مالی حود را با شفافیت گزارش دهد. هر ایرانی میداند که آن دکمه که در وبسایت این مرکز برای کمکهای مالی تعبیه شده آنقدر فشار داده نخواهد شد گه جوابگوی احتیاجات مالی مرکزی با این اندازه و با این توان مالی باشد.

صرف نظر از این که چه کسانی از پشت صحنه به این مرکز کمک میکنند باید از قضاوت عجولانه خودداری کرد و تا زمانی که اقدامات مثبت برای خبررسانی و مقابله با موارد نقض حقوق بشر در ایران صورت میگیرد از آن استقبال کرد. درست همان رویکردی که در مورد دیگر مراکز و رسانه های بزرگی مانند منوتو و ایران انترنشنال با بودجه های اسرار آمیز در پیش گرفته ایم.      

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
7 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها