چرا این بار اصلاح طلبان درمورد انتخابات مثل سابق کولی بازی درنمی آورند؟

عرضم حضور شما، از بیست سال پیش یعنی از زمانی که وبلاگ نویسی در بین ایرانیان شروع شد، همیشه نزدیک انتخابات که میشد ما گرفتاری عجیبی داشتیم. فضای مجازی دو قطبی میشد و یک عده صحبت از تحریم انتخابات می کردند و عده ای دیگر طرفدار پر شور شرکت در انتخابات می شدند.

تمام سعی ما این بود که با دلیل و مدرک ثابت کنیم که اصولا انتخابات و رای مردم در ساختار این رژیم فاسد فقط مصرف فریب و سرگرم کردن مردم در داخل و خارج کشور را دارد و حضور ما در پای صندوق ها در واقع توهین به شعور خودمان است و همچنین تقویت و استمرار این حکومت ناکارآمد و ضد ایرانی.

البته اغلب اوقات آن جر و بحث ها به جایی نمی رسید. ما طرفدار تحریم انتخابات بودیم و راهمان را انتخاب کرده بودیم و تصمیم گرفته بودیم فریب شامورتی بازی های اصلاح طلبان را نخوریم. در طرف مقابل هم اعتلافی بود از نیروهای مختلف که طرفدار مشارکت در انتخابات بودند به هر قیمت.

درواقع نقش اصلاح طلبان همواره در موقع انتخابات پر رنگتر میشد. تقریبا فعالیت چهره های اصلاح طلب برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات بصورت یک روال درامده بود. یعنی ما خودمان می دانستیم که چه چهره هایی در خارج کشور وارد میدان میشوند تا مردم را برای حذف مثلث جیم تحریک کنند و چه کسانی در داخل انتخاب بین بد و بدتر را جا بیاندازند و نهایتا خاتمی با ناز و کرشمه به مردم امید روزهای بهتر را پمپاژ کند.

اما برخلاف دوره های گذشته، این بار خبری از آن شور حسینی اصلاح طلبان داخل و خارج نیست. آیا این سکوت اصلاح طلبان مشکوک نیست؟ دوستی می گفت نقش اصلاح طلبان در نظام جمهوری اسلامی نقش وازلین است! هدف از آفرینش اصلاح طلبان، ساده کردن کار برای خامنه ای است. اگر دیدید دارند تشویق به شرکت در انتخابات می کنند درواقع هدف نهایی شان تقویت حاکمیت ولایت فقیه و استبداد دینی است و اگر سکوت هم می کنند یقینا هدف شان باز هم تقویت و استمرار این حکومت جنایتکار است.

اما پشت پرده سکوت اصلاح طلبان چه می تواند باشد؟

احتمالا در ذهن هر یک از شما دلایلی هست مثل عبور مردم از اصلاح طلب ها و اصولگراها و یا رد صلاحیتهای شورای نگهبان و عدم باقی ماندن نامزدهای اصلاح طلب در میان اسامی و غیره.

اما به نظر من خامنه ای و اصلاح طلبان و بطور کلی همه حاکمیت رژیم اسلامی نشسته اند و به این نتیجه رسیده اند که این رژیم بعد از کشتار آبان ماه و حوادث بعدی آن اکنون در آستانه نابودی قرار گرفته است. خطر سقوط بسیار بسیار جدی و بی سابقه است. برای این رژیم در لبه پرتگاه دیگر مهم نیست ادای دمکراسی و مردمسالاری دروغین را دربیاورد. انها نه نیازی به مجلس دارند و نه وجهه بین المللی. اوضاع شان وخیم تر از این است که به فکر تزئین کردن چهره نظام باشند.

اینها میخواهند شکل و قالب ظاهری یک حکومت را حفظ کنند ولی از این به بعد بدلیل تشدید بحران ها، نظام شان را مثل یک گروه چریکی تروریستی اداره کنند. یعنی نه تنظیم بودجه میخواهند، نه مجلس و نه طرح و قانون و این جور سوسول بازی ها.

از این به بعد هرچه درآمد دارند را میریزند توی حساب رهبری، او خودش صلاح میداند چقدر را در لبنان و سوریه و عراق و یمن هزینه کند و چقدرش را به پرداخت حقوق پرسنل نظامی و کارمندان حکومتی اختصاص بدهد. دقیقا چیزی مثل اداره یک گروه پارتیزانی مثل القاعده یا طالبان.

سکوت اصلاح طلبان در این مقطع دستوری است که از بالا به آنها رسیده است. بیخود نیست که خود حکومت هم این بار خیلی بر روی پرشکوه برگزار وانمود کردن انتخابات حساسیتی ندارد. شاید رژیم خود را برای شرایط جنگی آماده می کند و میخواهد اصلاح طلبان نیز لباس مخالفت ظاهری را از تن بیرون اورند و لباس تبعیت محض و لباس یک سرباز مطیع و فرمانبردار را بپوشند. به عبارت دیگر نه تنها مردم از اصلاح طلب و اصولگراها عبور کرده اند بلکه خود نظام هم از بازی اصلاح طلب و اصولگرا نیز عبور کرده است.

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
7 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها