چرا دیگر خاورمیانه آش دهان سوزی نیست؟

پایان جنگ جهانی و شروع فعالیتهای صنعتی بیش از هر چیز نیاز به تامین نفت بعنوان مهمترین منبع تامین انرژی کشورهای اروپایی و امریکا شد و روز به روز بر اهمیت این طلای سیاه افزوده میگردید. ابتدا ارتش بریتانیا بر سرزمین های نفت خیز این منطقه تسلط یافت و مستشاران و کارشناسان فنی بسیاری به این منطقه گسیل داشت. صنعت رو به رشد امریکا نیز وابسته به نفت بود و بخاطر همین بود که نمی خواستند کشورهای نفت خیز در دامن شوروی و بلوک شرق بیفتند.

اما عملا خاورمیانه صحنه کشمکش بلوک غرب و شرق شد و با انقلاب اسلامی در ایران، روحیه اسلام گرایی که سالها از حقارت و شکست رنج می برد زنده شد و عملا تبدیل به پارامتر سوم بحران در خاورمیانه گردید.

چه امریکا و چه شوروی سعی می کردند تعادل و توازن در خاورمیانه حفظ شود زیرا بحران در این نقطه از جهان مستقیما روی شریان تامین انرزی در جهان تاثیر می گذاشت. کسانی که دهه 70 و 80 میلادی را یادشان هست می دانند که کمبود بنزین در امریکا چه معضل مهمی برای ساکنان ایالات متحده امریکا بود. این اهمیت همچنان ادامه داشت بطوریکه در جنگ ایران و عراق همه جهان تلاش میکردند تا آتش جنگ بدون طرف پیروز خاتمه یابد. آنها هم مایل نبودند این تعادل و توازن قوا بهم بخورد.

زمانی که صدام به کویت حمله کرد، امریکا بلافاصله وارد عمل شد و ارتش صدام را مجبور به عقب نشینی از کویت کرد زیرا برای غرب نفت همچنان کالای پر اهمیت و استراتژیکی بود.

اما در سالهای اخیر اهمیت نفت بسیار پایین آمده و کم کم انرژی های نوین جایگزین سوختهای فسیلی شده و تنها بخش کوچکی وابسته به نفت و گاز هستند. الان در بسیاری از کشورهای غربی اتومبیل های برقی بسرعت دارند جایگزین اتومبیل های بنزینی میشوند. همه جا پنل های خورشیدی بچشم میخورد و هزاران توربین بادی در جای جای کشورهای امریکا و کانادا و قاره اروپا راه اندازی و به بهره برداری رسیده است.

اگر روزی نفت آنقدر اهمیت داشت که بخاطرش جنگ های خونین صورت می گرفت اما امروزه دو کالای استراتژیک دیگری در جهان هست که ممکن است بخاطرش جنگ و کششمکش جدی صورت بگیرد: یکی آب و دیگری قطعات پیشرفته الکترونیکی.

در مورد آب مطالب زیادی نوشته شده اما کمتر به اهمیت قطعات الکترونیکی اشاره شده است.

برای اینکه وضعیت بحرانی این کالا را درک کنیم کافی است بدانیم که در دنیا سه شرکت اصلی هستند که خودشان هم طراح و هم سازنده قطعات پیچیده الکترونیک هستند:

  • اینتل در امریکا که فقط 12 درصد از سهم بازار را دارد
  • سامسونگ در کره جنوبی که آنهم در حدود 23 درصد را تامین می کند
  • شرکت تی سی ام سی در تایوان که بخش اعظم تولید را دارد

البته شرکتهای دیگری هم هستند اما هیچکدام در رده این سه شرکت بزرگ به شمار نمی روند. بسیاری از شرکتهای متوسط خودشان طراح نیستند بلکه فقط سازنده هستند.

تجارت این صنعت در سال بیش از 480 میلیارد دلار است یعنی چیزی به اندازه بودجه سالانه امریکا.

حالا بین امریکا و چین بر سر اینکه تایوان در کجای جنگ تجاری امریکا-چین هست کشمکش وجود دارد. چین تاکنون نخواسته و یا نتوانسته است که از اهرم تایوان علیه امریکا و غرب استفاده کند ولی اگر روزی موفق به این کار شود روند عادی کل صنعت و زندگی در جهان مختل خواهد شد. الان بخاطر کرونای چینی اوضاع قطعات الکترونیک خراب شده و همه تولید کنندگان اتومبیل لنگ قطعات الکترونیکی هستند. بقیه کارخانه ها هم که محصولاتشان نیاز به قطعات الکترونیکی دارد نیز خط تولیدشان متوقف و یا بسیار کند شده و میلیاردها دلار دارند خسارت می بینند.

بخاطر این چیزهاست که امریکا بی خیال خاورمیانه شده و دارد به سمت تایوان و سنگاپور و کره جنوبی می رود.

این ویدئو را هم ببینید بد نیست.

به اشتراک بگذارید:
4 1 رای
ارزیابی این پست
6 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها