چرا عمامه ها پرت می شوند؟

توی جمهوری اسلامی کسی عادت ندارد دنبال علت یابی اتفاقات و رویدادهای اجتماعی برود و اصلا عادت ندارند فکر کنند و ریشه یابی کنند. ساده ترین راه این است که آنها را به دشمن خارجی و صهیونیسم بین الملل و استکبار جهانی نسبت دهند.

اما بگذارید ما به آنها یک سرویس مجانی بدهیم و علت پیدایش و گسترش عمامه پرانی را توضیح دهیم.

ما که دوران قبل از انقلاب را دیده ایم هیچوقت به یاد نداریم که در آن سالهایی که آخوندا در جامعه ارج و قربی نداشتند عمامه شان را در کوچه و خیابان پرتاب شود. اگر آخوندی منتظر تاکسی میشد، اکثر ماشین ها او را سوار نمیکردند ولی با این وجود کسی با عمامه آنها کاری نداشت. آخوندا کارشان مشخص بود. به خانه ها می آمدند، روضه شان را میخواندند و صاحبخانه یا صاحب عزا پولی کف دست آنها می گذاشت و می رفتند و اصولا نقشی در روند زندگی روزمره مردم نداشتند.

آخوندها از کمکهای مردم ارتزاق میکردند و همیشه دعاگوی آنها بودند. من در کودکی بخاطر دارم که پدرم نزدیک عید نوروز به همه فقیر و فقرای محله کمک میکرد و با دوستان پارچه فروش و کت شلواری و کفش فروشی بازار قراردادی داشت که به هرکس یک حواله از طرف پدرم می آورد پارچه یا لباس مورد علاقه اش را تحویل میدادند و مبلغ آنرا بعدا با پدرم حساب میکردند. دقیقا یادم هست که چند تا آخوند و طلبه هر سال از پدرم حواله میگرفتند تا بروند و پارچه سفید برای عمامه خود تحویل بگیرند.

یعنی می خواهم بگویم روابط اجتماعی آخوندها با مردم در قبل از انقلاب اینگونه بود.

اما بعد از انقلاب و بخصوص در سالهای اخیر آخوندها تبدیل شده اند به یک طبقه برتر. یک طبقه نوکیسه و بیسواد و زورگو و پرمدعا. مثل رژیم آپارتاید افریقای جنوبی. اینها در همه جا حرف اول را می زنند. در هر بیمارستان، بانک، شرکت دولتی، دانشگاه، مدارس و حتی مهد کودکها هم حضور ارباب رعیتی دارند و مدیران و کارگزاران باید مطابق سلیقه آخوندها کارها را پیش ببرند.

این وضعیت در آموزش و پرورش و مدارس ابتدایی و راهنمایی اسفناک تر است. محتوای کتابها واقعا تهوع آور است. مزخرفات مذهبی را به زور می خواهند رنگ و لعاب علمی بدهند و بخورد بچه ها بدهند. در هر مدرسه جایی را اختصاص داده اند به برگزاری نماز جماعت و بچه ها را بزور به آنجا می برند تا نماز جماعت پشت سر یک آخوند برگزار کنند، بچه ها را بزور به راهپیمایی ها و گردهمایی های حکومتی می برند.

این زورگویی ها باعث شده که نوجوان ما احساس تحقیر کند. یک آخوند بیسواد می آید و همه دستاوردهای علمی جهان را با قال صادق و قال الباقر میخواهد ماست مالی کند و به عقل مخاطب توهین کند.

این است که واکنش طبیعی تحقیر نوجوان، تبدیل می شود به عمامه پرانی. عمامه پرانی در واقع تحقیر کردن آخوند است تحقیر کردن آن چیزهایی است که آخوند در کوچه و خیابان، در بازار و مدرسه با زور به این مردم تحمیل کرده است.

عمامه پرانی محصول عملکرد خود شماست حضرات آیات عظام و علمای اعلام و حجج اسلام!

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
مشترک شوید
پیام رسانی در صورت
guest

4 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها
4
0
اگر مایلید نظر بدهیدx