چرا «مهاجمین حرم» تنها مومنین منطقی هستند! (مطلب طنز نیست.)

گروهی از «ارزشی ها» که دیروز با زیر پا گذاشتن ممنوعیتهای حکومتی راهشان را به سوی محبوب (رضا و معصومه) گشودند امروز مورد لعن و توهین بوقهای امنیتی از یک طرف و «عقلای قوم» از طرف دیگر قرار گرفتند، مازنی آنها را «نماد جهل مقدس» دانست و مطهری آنها را «جامد فکر» نامید.

من در این مقاله میخواهم نشان بدهم که اگر اصولا در میان مومنین کسی به منطق پایبند باشد همین تیپ افراد هستند! (مطلب طنز نیست، لطفا با دقت بخوانید.) نتیجه ای که من میخواهم بگیرم خیلی عمیقتر از جدال بین فرقه های مسلمین است و کاربرد «ارزشها» برای مقاصد حاکمیتی را هدف میگیرد.

«منطق» عبارت از یک سری قواعد است که استنتاجهای معتبر را تعریف میکنند. منطق به خودی خود هیچ نتیجه ای را عرضه نمیکند، بلکه ابزاری است که میتوان آن را روی یک مجموعه از اصول اولیه (که قرارداد هستند) به کار برد. پس آنچه تعیین کننده است اصول اولیه هستند، نقش منطق عمدتا تشخیص تناقض است. بنابراین اگر ما میخواهیم ببینیم آیا رفتار شخصی «منطقی» است معیار اصلی این است که آیا نسبت به اصول خودش به تناقض بر میخورد یا خیر.

لطفا دقت کنید: اینجا مسئله این نیست که آیا ما نتیجه را «میپسندیم» ! اگر ما با نتیجه مشکل داریم باید اصول اولیه را تغییر بدهیم، «تخفیف دادن» در منطق کل بازی را بر هم میزند. ضمنا اگر کسی اینجا کمی دچار تعجب شده که پس تکلیف «حقیقت» چه میشود باید یادآوری شود که خودحقیقت هم در چارچوب این بازی تعریف میشود، «حقیقت مطلق» (آنجوری که بشریت چندین هزار سال است به دنبالش میگردد) تعریف نشده است و با این دید علمی اصلا مطرح نیست.

خوب حالا ببینیم نحوه استدلال «عقلای» حکومتی چیست؟ احمد مروی (تولیت آستان قدس رضوی) گفته است:

شرایط فعلی حرم مطهر شبهاتی را برای برخی از افراد به وجود آورده است. این شبهات بایستی توسط مبلغان دینی ما پاسخ داده شود و از مجموعه های فرهنگی و تبلیغی آستان قدس رضوی هم خواستیم تا تلاش خود را در رفع شبهات دینی مردم مضاعف کنند.

این اعتقاد را داریم که امام رضا (ع) اگر عنایت کنند، به اذن الله می‌توانند بیماران را شفا دهند، این اعتقاد و باور قلبی ماست  اما اعتقاد و باورمان یک چیز است و وظیفه‌مان در برابر مسائل طبیعی چیز دیگری است.

 اکنون شرایط استثنایی داریم، این‌ موضوع شعار، سیاسی‌کاری یا شایعات نیست، این خطر و گرفتاری جدی است که کل دنیا را درگیر کرده و موضوع شوخی بردار نیست.

این جناب دارد به اندازه کافی صریح میگوید ما یک سری «باور» داریم، ولی قرار نیست این باورها را جدی بگیریم، اگر «گرفتاری جدی» پیش آمد و «موضوع شوخی بردار» نبود اعتقاد و باورمان را تعطیل میکنیم و «وظیفه مان در برابر مسائل طبیعی» را انجام میدهیم! با این طرز استدلال اگر «شبهات دینی» بوجود نمیآمدند جای حیرت داشت.

اگر اصولا قرار باشد نظامی بر مبنای باورهای دینی بنا شود باید هر استنتاجی از همانها نشات بگیرد، اصلا فلسفه وجودی تعالیم الهی این است که بر درک ناقص بشری اولویت داشته باشند، وگرنه اگر بنا باشد هر موقع که «موضوع جدی شد» آنها را کان لم یکن بیانگاریم و بی کم و کاست به دستاوردهای بشری ـ آن هم از جنس علوم طبیعی ـ پایبند باشیم بود و نبود این باورها در عمل چه فرقی میکنند؟

آن «مومن» نباید از خودش سوال کند که چگونه میشود که زیارت ضریح امام رضا در ازمنه عادی شفا میدهد، یا حداقل «اگر امام عنایت کند» شفا میدهد، فقط موقعی که «موضوع جدی شد» و بیماری واگیر دار آمد ما به یقین میرسیم که زیارت فایده ای ندارد (فقط حرم نیست که بسته شده، حتی جلوی مسافرت زوار را هم گرفته اند)، مگر امام تلگرام فرستاده اند که قطعا عنایت نمی فرمایند؟ اگر اختیار امام دست شماست که تصمیم بگیرید حالا ایشان از طریق «زیارت مجازی» عنایت میکنند پس چرا مردم را برای نسلها در این جاده ها به کشتن دادید و این همه بنزین دود کردید؟

پیام این مبحث این است که وقتی ما اصولی (باورهایی، ارزشهایی، …) را مبنا قرار میدهیم فقط و فقط نتایجی معتبر هستند که با رعایت قواعد منطق از آنها قابل استنتاج هستند، اگر این نتایج به کار نمیآیند باید به خود اصول مراجعه و آنها را تغییر بدهیم، این تقلب که از زیر بار کار اصولی در برویم و با «تخفیف» در منطق هر نتیجه دلخواهی را بدست بیاوریم اسمش «عقلانیت» نیست، تعطیل کردن عقل است!

آن مومنین و مومنات کاملا منطبق بر منطق حرف میزدند که مقبولیت این حکومت برای ما ناشی از باورهایمان و عشقمان به اسطوره ها است و نه بالعکس. معیار ما که یک سری دزد دوزاری نیستند که سوابق سوء خودشان و خانواده شان را میشناسیم، صرفا به این خاطر که یک میز و صندلی حکومتی دارند، آن هم حکومتی که مشروعیتش از مردم ناشی نمیشود، حتی قرار هم نبوده که بشود. بر این مبنا حرف حساب را آن آخوندی زد که گفت:

وزیر غلط کرده، رئیس جمهور غلط کرده!

3
دیدگاه خود را بیان کنید

avatar
3000
  
smilegrinwinkmrgreenneutraltwistedarrowshockunamusedcooleviloopsrazzrollcryeeklolmadsadexclamationquestionideahmmbegwhewchucklesillyenvyshutmouth
2 رشته نظرها
1 پاسخها به نظرها
0 دنبال کنندگان
 
پربازخوردترین نظر
داغترین رشته نظر
3 نظر دهندگان
اوس کاظم بناcsomebmollah نظر دهندگان اخیر
  مشترک شوید  
تازه ترین قدیمی ترین پر رای ترین
پیام رسانی در صورت
mollah
سردبیر

من هم میخواستم همین را بنویسم
اخوندها و کلا مذهبی ها ی شیعه دو دسته اند:
عده ای از آخوندها واقعا به همان روایات و احادیث مزخرف باور دارند. مثلا باور دارند که خوردن خاک کربلا درمان همه بیماریهاست. تاکنون عده زیادی آنرا خوردند و جان دادند. اینها واقعا به این مزخرفات باور دارند. واقعا باور دارند که زیارتگاهها معجزه می کنند. این دسته از اخوندها و پیروانشان لااقل در مرام غیرمنطقی شان صداقت دارند.
اما دسته دیگری از اخوندها هستند که مخصوصا در دوره حکومت اسلامی مزه سفرهای خارجی را چشیده اند و قدری چشم و گوششان باز شده و میدانند که همه آن روایات و احادیث یک مشت مزخرفات هستند. اینها در ظاهر مردم را به ان احادیث رجوع میدهند ولی خودشان به داروهای امریکایی و آلمانی بیشتر باور دارند.
خظر این گروه دوم بیشتر است.

csomeb
سردبیر

اما دسته دیگری از اخوندها هستند که مخصوصا در دوره حکومت اسلامی مزه سفرهای خارجی را چشیده اند و قدری چشم و گوششان باز شده و میدانند که همه آن روایات و احادیث یک مشت مزخرفات هستند. اینها در ظاهر مردم را به ان احادیث رجوع میدهند ولی خودشان به داروهای امریکایی و آلمانی بیشتر باور دارند.
خظر این گروه دوم بیشتر است.

اینها همون ها هستند که بعدها میشوند رفسنجانی و خاتمی و …! دقیقا، اینها هستند که این حکومت جهنمی را نگاه داشته اند.

اوس کاظم بنا
مهمان
اوس کاظم بنا

مقاله بسیار خوبی ست . حیف که نامی از نویسنده نیست . هر چند مسعار که بشود با او به گفتگونشت . از جنبه روانشناسی فرد و اعتقادات فردی ، بحث خوبی را گشودید .